روایت کریمی قدوسی از سیلی یکی از نمایندگان به سرکنسول ایران در چین

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از پایگاه 598 به نقل از افکارنیوز، جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی با اشاره به افزایش سفرهای خارجی نمایندگان در مجلس دهم گفت: متاسفانه نه تنها این سفرها کاهش نیافته بلکه افزایش هم یافته و جالب تر اینکه این سفرها به همراه خانواده های نمایندگان هم صورت می گیرد.

وی افزود: در مجلس دهم بیش از سایر مجالس شاهد سفرهای خارجی نمایندگان هستیم که بیشتر نمایندگان به همراه خانواده های خود به این سفرها می روند. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه سفرهای مذکور در قالب ماموریت کاری صورت می گیرد، افزود: در یکی از این سفرها در شهریور ماه که به کشور چین صورت گرفت، یکی از نمایندگان اصلاح طلب با سر کنسول ایران در یکی از استانهای این کشور درگیر می شود و در حضور مقامات چینی سیلی به صورت این مقام ایرانی می زند. کریمی قدوسی تصریح کرد: متأسفانه این درگیری بازتاب منفی داشته است. وی افزود: بارها در خصوص سفرهای خارجی نمایندگان هشدارها و تذکراتی داده شده و ما از علی لاریجانی رئیس مجلس می خواهیم که این سفرها را کنترل کند.

رایزنی تیلرسون درباره بحران کره شمالی و مسائل تجاری در سفر به چین

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از رویترز، وزارت خارجه آمریکا سه شنبه از سفر رکس تیلرسون وزیر خارجه این کشور به چین طی هفته جاری خبر داده است. به نظر می رسد مذاکره بر سر برنامه های هسته‌ای و موشکی کره شمالی و مسائل تجاری مهمترین موضوعاتی خواهد بود که تیلرسون قصد دارد با مقام های چینی در میان بگذارد.

هیتر نوئرت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در این باره تاکید کرد: سفر تیلرسون طی روزهای 28 تا 30 سپتامبر برگزار خواهد شد و مقدمه مهمی برای سفر ماه نوامبر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به چین به شمار می رود.

سفر تیلرسون به چین در شرایطی انجام خواهد شد که تنش ها بین آمریکا و کره شمالی و جنگ لفظی دو کشور به اوج خود رسیده است.

ترامپ سه‌ شنبه در جریان نشست مطبوعاتی مشترک با ماریانو راخوی نخست‌وزیر اسپانیا، در واشنگتن، گفت: ما کاملاً آماده هستیم (در تعامل با کره‌شمالی) گزینه دوم را، که راه‌حل بهتری نیست، انتخاب کنیم، ولی اگر ما به انجام آن اقدام کنیم، برای کره‌شمالی ویران‌گر خواهد بود. این گزینه، گزینه نظامی ا‌ست. اگر مجبور شویم، به آن دست خواهیم زد.

نوئرت در ادامه تلاش های بیشتر چین برای اجرای تحریم های سختگیرانه سازمان ملل علیه کره شمالی را "مهم و بزرگ" ارزیابی کرده است.

وی افزود: ما روابط خوبی با چین داریم. این مساله به واسطه دومین سفر تیلرسون به چین در 9 ماهی که از آغاز دوره مسئولیتش می گذرد، مشهود و نمایان است. چین گام های بزرگی را در مسیری درست برداشته است. در این شرایط می خواهیم از چین به خاطر اقداماتی که انجام داده است، تشکر کنیم.

چین بزرگترین شریک تجاری کره شمالی به شمار می رود و از تحریم های شورای امنیت علیه پیونگ یانگ حمایت کرده است. البته پکن بارها مخالفت خود را با اعمال تحریم های یکچانبه آمریکا علیه کره شمالی اعلام نموده است.

اختلافات تجاری یکی از مهمترین مسائلی است که در سفر تیلرسون به چین مورد مذاکره دو طرف قرار خواهد گرفت.

فواید طب سوزنی/ جایگزین مفید برای داروهای ضددرد را بشناسید

سیدمهدی میرغضنفری در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاری فارس، در ارتباط با موضوع طب سوزنی اظهار داشت: هنگامی که این طب به درستی انجام شود بی‌خطر است و عوارض جانبی به همراه ندارد. البته این اقدام باید توسط پزشک متخصص مربوطه صورت گیرد تا نتایج مؤثری را به همراه داشته باشد.

وی افزود: طب سوزنی یک درمان ترکیبی بسیار مؤثر است و در کنترل برخی از انواع دردها می‌توان از آن استفاده کرد. همچنین یک جایگزین مفید برای داروهای ضددرد به شمار می‌رود. 

این دکترای تخصصی فیزیولوژی ادامه داد: بهبود کمردرد مزمن و تأثیر در رفع سردرد و میگرن، درمان افسردگی، بهبود شرایط ناشی از سکته مغزی از جمله فلج مزمن و اسپاسم همچنین در درمان ناباروری و افزایش شانس IVF موفق می‌توان از طب سوزنی استفاده کرد.

میرغضنفری با اشاره به اینکه طب سوزنی درمان مؤثر برای افراد مبتلا به استرس و اضطراب است، گفت: امیدواری در اثربخشی درمان و پیامدهای بهداشتی بهتر نیز از دیگر آثار استفاده از طب سوزنی به شمار می‌رود. همچنین در ارتباط با موضوع قاعدگی زنان طب سوزنی موجب جریان آزادانه‌تر خون در بدن، تنظیم چرخه قاعدگی، کاهش گرفتگی عضلات و سردرد و دردهای دیگر می‌شود. 

این استاد دانشگاه علوم پزشکی ارتش اضافه کرد: طب سوزنی می‌تواند کمردرد و ناراحتی‌های لگن مرتبط با بارداری و همچنین بیماری‌های صبحگاهی را کاهش دهد و در درمان بی‌خوابی و اختلال خواب نیز می‌توان از این روش بهره‌مند شد.

این محقق طب سوزنی، گفت: طب سوزنی با بهبود خونرسانی به چهره، کاهش پف‌کردگی و کاهش خطوط ریز چین و چروک به زیبایی پوست کمک می‌کند.

وی تأکید کرد: طب سوزنی حتماً باید توسط پزشک متخصص انجام شود تا عوارضی نداشته باشد و بتواند درمانی مناسب برای بسیاری از بیماری‌ها باشد. 

تبعات همه پرسی استقلال کردستان عراق از زبان سردار دهقان

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از افکارنیوز،

 سردار حسین دهقان مشاور فرماندهی کل قوا در حوزه صنایع دفاعی و پشتیبانی و وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با حضور در برنامه دستخط، به سوالات متعددی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:

س: چه شد که در دولت دوازدهم نماندید؟

دهقان: از قدیم ضرب‌المثلی هست که می‌گوید «صلاح مملکت خویش خسروان دانند». به هر حال آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور باید همکاران خود را متناسب با سیاست‌ها و برنامه‌هایی که در این دوره دارند انتخاب می‌کردند. حق انتخاب هم با ایشان بود که فرد دیگری را انتخاب کردند.

 

س: خودتان نظر نداشتید؟ از شما نظر نگرفتند که چه کسی را انتخاب کنند؟

دهقان: دیگه اینها بحث‌هایی بین من و ایشان است.

 

س: نمی‌خواهید بگوئید؟

دهقان: قاعدتا.

 

س: برخی می‌گویند دلخوری بین شما ایجاد شده بود؛

دهقان: ما هیچگاه دلخوری نداشتیم؛ چه دلخوری؟! وقتی اصل، خدمت به انقلاب و نظام و مردم باشد دلخوری معنی ندارد.

 

س: فکر می‌کردید امیر حاتمی چنین رایی بیاورند؟

دهقان: تلاش همه ما در نیروهای مسلح و حتی خود من به شکل جدی بر این بود هر کسی به عنوان وزیر دفاع مطرح می‌شود، باید رای بالایی را در مجلس داشته باشد چرا که پشتوانه برای اجرای برنامه‌ها خواهد بود و حضور فعال در عرصه سیاست داخلی و مسائل خارجی و برون مرزی خواهد داشت. لذا همه همت بر این بود که ایشان رای بالایی بیاورند و به حمدالله این اتفاق رخ داد.

 

س: از معدود دفعاتی است که ارتشی‌ها وزیر دفاع می‌شوند.

دهقان: خیر. این شائبه و شبهه‌ای است که دارد ایجاد می‌شود؛ چرا که از ابتدای پیروزی انقلاب تا پایان دوره آقای شمخانی، تمامی وزرا اصولاً ارتشی بودند، به جز آقا فروزنده که آن زمان بسیجی و جانشین ستاد کل بود و در زمان جنگ فرمانده قرارگاه مهندسی جنگ بودند؛ بقیه آقای فکوری، آقای امیر سلیمی، آقای امیر جلالی بودند که همه ارتشی بودند.

 

س: مشاورت رهبری در حوزه صنایع دفاعی و پیشتیبانی چطور به شما پیشنهاد شد؟

دهقان: بحثی مطرح شد بعد از اینکه مشخص شد من در موضع وزارت نباشم که حضرت آقا حکمی را به عنوان حکم مشاور به من محبت کنند که همزمان با بحث رای اعتماد این حکم صادر شود و انعکاس عمومی پیدا کند. این نظر لطف و محبت ایشان بود. مراحل طبیعی خود را برای صادر شدن حکم طی کرده بود.

 

س: اولین بار است که این مشاور را در این حوزه داریم.

دهقان: در حوزه صنعت و دفاع همین طور است. چون بقیه مشاورین عمدتا در حوزه‌های نظامی ایفای نقش و مسئولیت می‌کنند، ولی برای بحث صنایع دفاعی، توسعه صنایع دفاعی، توسعه فناوری‌های دفاعی و همچنین بحث سیستم‌ها و نظام‌های پشتیبانی موثر از نیروهای مسلح، آقا مشاوری نداشتند و این اولین بار است مشاور را تعیین کردند.

 

س: قرار است کار خاصی در این حوزه انجام شود؟

دهقان: حتما. قرار است مجموعه تلاش ما منجر به پیشنهاداتی به محضر ایشان شود که آن راهگشا برای ارتقای قابلیت‌های دفاعی کشور باشد. به این معنا نیست که مشاور کار اجرایی خواهد کرد. مشاور اساساً کارش ارائه پیشنهاد به محضر مقام معظم فرماندهی کل قوا خواهد بود؛ به طور طبیعی آن چه ایشان تشخیص دهند از طریق مجاری مربوط به اجرا خواهند گذاشت.

 

س: شما هر جا بودید منشا خیر بودید؛ قطعا این جا هم چنین است و رهبری افق بلند‌مدتی را می‌بینند، ان شالله موفق باشید. از کار در دولت یازدهم راضی

بودید؟

دهقان: این را دیگران باید قضاوت کنند. یک بخش اصلی آن درون نیروهای مسلح است، فرماندهان ارتش و سپاه و نیروی انتظامی است و یک بخش درون وزارت دفاع است و یک بخش در محیط ملی و یکی بحث فراملی است. من فکر می‌کنم – اگرخودخواهانه نباشد – موفق‌ترین دوران وزارت دفاع بعد از جنگ را می‌توان این دوره برشمرد.

لذا در صنایع دفاعی قطب‌های فناورانه و تولیدی ایجاد کردیم. منجر به این شد که ما حجم عظیمی از کارهای موازی را حذف کنیم. توانمندی‌های موجود به صورت پراکنده را متمرکز کنیم. اثربخشی و کارآمدی آنها را بالا ببریم. امکان توانمند شدن افراد، سازمان و فرآیندهای کاری را به وجود آوریم.

نتیجه این کار در بخش تولید به این گونه شد که ما بعضاً ظرفیت‌ها را تا 100 برابر در برخی از حوزه‌ها افزایش دادیم. هزینه‌های سربار را به شدت کاهش دادیم. یعنی در این 4 سال، هر سال هدفگذاری ما ده درصد هزینه‌ها کاهش یابد و بعد از 4 سال انجام شد و ادامه یافت. در بحث ارتباط با نیروهای مسلح تقریبا می‌توان گفت کم‌مسئله‌ترین دوران را در ارتباط با نیروهای مسلح داشتیم. سعی کردیم نیازمندی‌های آنها را در کمترین زمان ممکن تامین کنیم.

کاستی‌های گذشته را جبران کردیم و در یک وضعیت کاملا هماهنگ و همراه برای ادامه فعالیت‌ها قرار گرفتیم. در بحث بیرونی، ما «دیپلماسی دفاعی» را به تمام معنی توانستیم عملیاتی کنیم؛ مثلا با روس‌ها مراوداتی در حد راهبردی ارتقا پیدا کرد، توافقنامه‌های همکاری دفاعی و نظامی با آنها منعقد شد.

شاید به خاطر داشته باشید که اجلاس سه‌جانبه «سوریه، روسیه و ایران» را درباره مسائل سوریه برگزار کردیم. برای اولین بار سفر وزیر دفاع ایران به چین بود، متقابلاً سفر وزیر دفاع چین به ایران بود. آنجا توافقنامه همکاری امضا کردیم و با کشورهایی همسایه هم چنین بود.

با مجلس خیلی راحت بودیم. تقریبا ما برخی از لوایحی را که تا 12 سال در دستور کار مجلس مانده بود، به تصویب رساندیم و هر آنچه که در قوانین پیش‌بینی شده بود که آئین‌نامه یا لایحه‌ای تنظیم شود در این 4 سال انجام دادیم و امروز می‌توانیم بگوئیم در وضعیت کاملا عالی و متعارف هستیم.

 

س: جایی نبود که با دولت بحث و چالشی در کمک کردن در حوره دفاعی پیدا کنید؟

دهقان: خیر. با آقای رئیس‌جمهور از ابتدای جنگ کار می‌کردیم و همکاری داشتیم، با ایشان نسبت به مسائل دفاعی و امنیتی اشتراک نظر داریم؛ به این معنا که تقویت نیروهای مسلح و بنیه دفاعی کشور یک اصل است. اگر جایی بحثی مطرح می‌شد بحث محدودیت منابع بود که به طور طبیعی برای همه وجود داشت.

 

س: در صحبت‌هایی که با شما شد، اشاره کردید بودجه تقویت بنیه دفاعی ما نسبت به قبل 2 و نیم برابر شده است. آقای جهانگیری در مناظرات انتخاباتی گفت 4 برابر شده است. کدام عدد صحیح است؟

دهقان: هر دو درست است. ما تا پایان 95 را بیان می‌کردیم و ایشان بودجه پیش‌بینی شده در سال 96 را بیان می‌کردند. این را وقتی با 92 مقایسه کنیم هر دو عدد درست است.

 

س: شما در شرایط سختی وزیر دفاع بودید. در سال 93 که یک سال از وزارت شما می‌گذشت، 93 شاهد اوج فعالیت‌های داعش در منطقه بودیم. چه تدابیری شد و چگونه با نیروهای مسلح تدبیر کردید که ما کمترین هزینه را پرداخت کنیم؟

دهقان: ما این را درک می‌کنیم که آمریکایی‌ها از زمان اوباما بعد از آقای بوش پسر با تجاوزهایی که به کشورهای منطقه اعم از عراق و افغانستان کردند، تلاششان بر این داشتند که با زور و به کارگیری سلاح اهدافشان را در منطقه عملیاتی کنند و بحث «خاورمیانه بزرگ» را مطرح کردند.

آقای اوباما که آمد تلاشش بر این داشت که هزینه‌های حضور نظامی برون‌مرزی خود را کم کند؛ به عبارتی ترمیمی از چهره تنفرآمیز امریکا در بین ملت‌ها را انجام بدهد. لذا هم در عراق و هم در افغانستان برنامه‌ای برای بیرون رفتن را دنبال کرد. واقعیت مطلب این بود که می‌خواستند هزینه حضور خود را توسط دیگران در منطقه تامین کنند.

گرچه جنگ‌هایی که کردند هزینه‌اش را از کشورهای عربی منطقه گرفتند. لذا یکسری نقش‌هایی را به هم دولت‌های محلی و هم به عناصری که می‌شد آنها را  سازماندهی کرد و علیه آن کسی که رقیب و دشمن آنها تلقی می‌شد، بکارگیرند.

اینها می‌خواستند بحث جبهه مقاومت را که یک نوع تهدید برای اسرائیل تلقی می‌شد مورد هجمه قرار دهند و تضعیف کنند. به این جنبه‌بندی رسیدند که کشور سوریه یک عامل موثر در بقا و تداوم جبهه مقاومت است و باید حکومت ان را به نوعی ساقط کرد.

ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران همواره سعی کرده‌ایم ثبات و امنیت را برای منطقه به عنوان یک اصل، پذیرا باشیم و با هر نوع بی‌ثباتی و ناامنی هم به هر شکلی که لازم باشد، مقابله کنیم؛ به خصوص زمانی که منافع کشورهای اسلامی و ملت‌های مسلمان در معرض تهدید قرار می‌گیرد.

 

س: در عراق که داعش یک حرکت گسترده را شروع کرد، یک آماده‌باش به نیروهای جمهوری اسلامی دادند و ظاهرا چند سری عملیات در خاک عراق انجام شد. این با هماهنگی وزارت دفاع بود؟

دهقان: این بحث در شورای عالی امنیت ملی تصمیم‌گیری می‌شود که اگر قرار باشد اقدامی به هر کیفیت صورت گیرد، آنجا تصمیم‌گیری می‌شود. لذا این بحث ما بود که مرزها باید تقویت شود و تا یک فاصله‌ای از مرزها را برای خود مجاز می‌دانستیم که اگر آنها حضور پیدا کردند و بنا به عملیات داشتند، آنجا ضد آنها عمل و اقدام کنیم.

 

س: تحرکات داعش در افغانستان هم جدی است؟

دهقان: تحلیلی که از ابتدا وجود داشت، این بود که اگر قرار باشد داعش از عراق و سوریه بیرون رانده شود، کجا مستقر می‌شود؟ بحث این بود که طبیعی‌ترین مکان که می‌توانند بروند، افغانستان و حتی پاکستان هست. امروز اطلاعاتی موجود است که در افغانستان مستقر شده‌اند و در مناطقی حضور پیدا کرده‌اند و فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند ولی هنوز آن قدرت و استحکام که بتوانند کارهای بزرگ و جدی را انجام دهند، ندارند.

ما سعی می‌کنیم اشراف اطلاعاتی خود را داشته باشیم و تلاش‌های لازم را برای کنترل فضای آنجا تا حدی که لازم بدانیم انجام دهیم.

 

س: در پاکستان سر ضیه امنیت مرزها مسئله داشتیم؛ در این مدت در دیدارهایی که با وزیر دفاع پاکستان داشتید، اینها گوشزد می‌شد؟ چه توجیهی دارند؟

دهقان: معمولا بحث مرزها در حوزه وزارت کشور تعریف می‌شود و مبادلات مرزی و همکاری‌های مرزبانی را در آنجا دنبال می‌کنند؛ بله، همواره با آنها مطرح کردیم و می‌کنیم، توافقاتی هم انجام شده است و روبه جلو هستیم.

امروز نمی‌توانیم بگوییم که کاملا توانستیم به یک نقطه مشترک مورد اقدام برسیم، ولی آنطرف تلاش می‌شود مورد اقدام قرار گیرد وجود دارد و در طرف خودمان بحث سازمان لازم برای مقابله با آن ها را ایجاد کردیم و عمل می‌کنیم.

 

س: گفته بودید شرایط امنیتی در حال پیچیده شدن است. آیا با توجه به شکست‌هایی که داعش در سوریه خورد باز هم معتقد به پیچیدگی شرایط امنیتی هستید؟

دهقان: یک بحثی وجود دارد که امریکایی‌ها به دنبال تغییرات اساسی در ژئوپولتیک منطقه هستند. بعد از فروپاشی شوروی، آمریکایی‌ها ابتدا سعی کردند نظام تک بعدی را در روابط بین‌الملل پیاده سازی کنند. مقاومت جهانی صورت گرفت و به نوعی امروز دنیا در حال گذار به یک نظام چند قطبی قدرت

است.

لذا پیچیدگی شرایط به این معنا است که ما همانطور که حضرت آقا فرمودند، در یک گذار یا یک پیچ تاریخی قرار داریم و آن هم ورود به نظم جدید جهانی است که در آن، کشورهای مختلف هرکدام نقش خود را توزیع قدرت و ایفای نقش محلی، منطقه‌ای و جهانی تعریف می‌کنند.

 

س: به نشست سه‌جانبه با روسیه و سوریه اشاره کردید؛ این نشست‌ها موفق بود؟

دهقان:  در صحنه عمل، ما و روس‌ها و سوری‌ها عملیاتی را طراحی می‌کردیم و به اجرا گذاشته می‌شد؛ روس‌ها باید پشتیبانی هوایی می‌کردند. برخی مواقع عدم هماهنگی در صحنه عمل ایجاد می‌شد که اینها باید هماهنگ می‌شد.

این جلسات عمدتا متوجه چند موضوع بود. یک این که هماهنگی در اقدام باشد و دوم تعیین اهداف و اولویت‌های عملیاتی است و سوم زمان‌بندی کار؛ یعنی چه کاری چه زمانی و کجا انجام شود.

 

س: از پایگاه همدان هنوز روس‌ها استفاده می‌کنند؟

دهقان: خیر. این مناقشه بی‌ربط سیاسی در سطح کشور شد که هیچ پایه و اساسی هم ندارد. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق ندارد که به هر کشور  خارجی پایگاه دهد. لذا بحث همدان که مطرح شد بحث پشتیبانی از سوریه بود.

این هواپیماهایی که می‌خواستند عبور کنند، باید برای سوختگیری و اقدامات اولیه باید جایی نشست و برخاست انجام می‌شد که این پایگاه سوریه همدان انتخاب شد تا هر زمانی که لازم بود واحدهای اینها تقویت شود یا تعویض شوند یا مواردی از این دست پیش بیاید، اینها می‌توانستند در فرودگاه همدان نشست و برخاست داشته باشند و یکسری خدمات اولیه همانند سوختگیری را انجام می‌دادند.

 

س: این تصمیم هم در شورای عالی امنیت ملی شد؟

دهقان: به طور کلی، بله.

 

س: یعنی جزئی ممکن بود در جایی دیگر باشد؟

دهقان: جزئی این است که کمیته مشترکی ایجاد شد؛ چهار جانبه. کمیته مشترک قرار بود مواقع خاص و فوری و عملیاتی را آنها بررسی کنند که همین روال هم وجود داشت.

 

س: در این دولت قضیه برجام را داشتیم؛ خیلی‌ها می‌گفتند  این قطعنامه 2231 که در شورای امنیت تصویب شد فعالیت‌های موشکی ما را محدود می کند. آقای ظریف و اقای عراقچی در مصاحبه های مختلف بیان می‌داشتند که ادامه می‌دهیم و هیچ الزامی برای ما ندارد. الان در طول زمان که جلو می‌رویم بالاخره یک نوعی گزک در دست آنها هست. این را قبول دارید؟

دهقان: آنجا این عبارت آمده است که جمهوری اسلامی ایران به قصد حمل کلاهک هسته‌ای، موشک‌های بالستیک را طراحی و تولید نمی‌کند. خب ما هیچگاه نه این قصد را داشتیم و در این مسیر حرکت نخواهیم کرد. بعد یک بحث بعدی را آنها مطرح می‌کنند که هر موشکی قادر باشد 300 کیلومتر برد داشته باشد و 500 کیلوگرم وزن را حمل کند، این می‌تواند به عنوان یک حامل سر جنگی هسته‌ای باشد.

لذا از این منظر وقتی ما می‌گوییم موشکی هزار کیلومتر برد دارد، می‌گویند موشکی است که می‌تواند کلاهک هسته‌ای هم حمل کند. لذا این هم به لحاظ محتوایی و مبنایی هیچ محدودیتی برای ما ایجاد نمی‌کند. چون ما اصلا دنبال این نیستیم و با آن قصد، نه طراحی و نه تولید می‌کنیم.

 

س: فاکس نیوز گزارشی را به نقل از یک منبع آگاه در بدنه نظامیان امریکایی مطرح کرده بود و مدعی شده بود دفعات تقابل دریایی بین کشتی‌های ایران و امریکا در نیمه نخست سال 2016 در مقایسه با بازه زمانی مشابه آن، تقریبا دو برابر شده است.

دهقان: نه، برداشت ما بر این است که امریکایی‌ها نوعی پرونده سازی می‌کنند.

 

س: یعنی خودشان طراحی می‌کنند؟

دهقان: نه، اعلام می‌کنند که به این فاصله به ما نزدیک شدند و اخطار داده شد.

 

س: تکلیف این چه خواهد شد؟

دهقان: مجموعه اینها یعنی ما برای آنها تهدید هستیم و آنها برای خود حق قائل می‌شوند که از خود دفاع کنند.

 

س: زمینه سازی می‌کنند؟

دهقان: بله. دو روز پیش آقای فدوی را می‌دیدم که می‌گفت یک زمانی به ناوهای آمریکایی اعلام کردیم که می‌خواهید عبور کنید باید با زبان فارسی با ما صحبت کنید؛ بعد می‌گفت الان هم زبان فارسی صحبت می‌کنند. (می‌خندد)

 

س: الان مشاور فرماندهی کل قوا هستید و به نظرم نسبت به وزیر دفاع راحت‌تر صحبت می‌کنید. برجام جلوی فعالیت‌های دفاعی ما را یک مقدار گرفته است؟

دهقان: اولا برجام چیز جدیدی به معنای محدودیت‌ها و یا ممنوعیت‌ها نیست؛ برجام یک فرایندی درباره صرف برنامه هسته‌ای ماست. یعنی هیچ بحث غیرهسته‌ای در برجام وجود ندارد. دوم این که قطعنامه 2231 تمامی قطعنامه‌های قبلی را تا 1929 را فقط در بعد هسته‌ای ملغی می‌کند؛ این را به یاد داشته باشید.

پس اساساً موضوع برجام پرونده هسته‌ای است، هیچ چیز دیگری نیست. نه موشکی و نه حقوق بشر است. ولیکن این که برجام موجب محدودیت شده است باید گفت یک جا چنین است و آن جا این است که اقلام با استفاده دوگانه را این محدودیت را داریم که باید سیکل کمیته خرید را طی کند.

گفته شده که باید اطمینان حاصل شود که اگر در محل غیرنظامی بکار گرفته می‌شود ردش تا محل استفاده کاملاً به تائید رسد و دیده شود.

 

س: اخیرا دوباره بحث بازدید از اماکن نظامی خیلی تاکید شده است، اینطرف هم جواب‌های قاطعی هم داده شد. فکر می‌کنید این حرکت و مانور ترامپ روی این امر برای چیست؟

دهقان: ترامپ اگر از زمان تبلیغات در نظر بگیریم مواضع‌اش خیلی تغییر کرده است. زمانی ایشان می‌گفت من بیایم برجام را پاره می‌کنم. آن چه که ما می‌فهمیم، این است که آمریکایی‌ها برجام را پاره نخواهند کرد.

دنیا هم این همراهی را با آنها نخواهد داشت که بخواهد اقدامات یک جانبه تاثیرگذاری را انجام دهند. حتما این گونه است که ترامپ و دولتش شرایط اجرایی شدن برجام را سخت می‌کنند به گونه‌ای که ایران خیلی نتواند از منافع و دستاوردهای آن استفاده کند.

 

س: ما چکار می‌توانیم انجام دهیم؟

دهقان: یک بحث، بحث نقض برجام است که سیاست ما این است که ما ناقض برجام نخواهیم بود، اما در خود برجام پیش‌بینی شده است که اگر طرف های مقابل به صورت جزئی و کلی برجام را نقض کردند ما از طرف خودمان کلی یا جزئی اجرا نخواهیم کرد.

 

س: گفتید ایران به برجام پایبند خواهد بود اما در مقابل هر گونه تهدید وتشر امریکا و کشورهای مرعوب نظام سلطه مقابله جدی خواهد کرد، مقابله جدی به چه معنی است؟

دهقان: بحث جدی را که بیان می‌کنیم یعنی اقدامات تاثیرگذار؛ در سطح جهانی  در ادبیاتی که بکار گرفته می‌شود اینها مفاهیمی است که بار معنایی خودش را به همراه دارد. می‌گوییم اگر شما فلان کار را کردید ما متقابلا فلان کار را انجام می‌دهیم، این کار را می‌کنیم یعنی حتما خواهیم کرد! این مقابله‌ای است که انجام می‌دهیم. مصمم هستیم و اراده داریم و عمل خواهیم کرد و مانع از دریافت آسیب نسبت به خودمان خواهیم شد.

 

س: از آخرین عملیات‌هایی که در سوریه و عراق انجام شده است، خبر دارید؟

دهقان: خیلی بی‌خبر نیستم.

 

س: به نظر شما تا کجا پیش رفتند و تا چه زمانی است؟

دهقان: خیلی نمی‌توان زمان قطعی گفت.

 

س: اکثر همتایان شما همین را می گویند که نمی‌توان پیش‌بینی کرد.

آن چه مهم است این است که امروز داعش نه آن سازماندهی قبلی را دارد و نه آن قابلیت‌های قبلی را دارد و نه آن فرماندهان قدرتمند قبلی را دارد. همه اینها طی عملیات‌های گذشته از بین رفته اند؛ بنابراین یک مجموعه رو به نابودی است.

چیزی که الان مهم است و باید انجام شود ما مرز مشترک با عراق و سوریه را بتوانیم از وجود اینها پاک کنیم و اگر این اتفاق رخ دهد، مسئله جدی در منطقه وجود ندارد.

 

س: جایی گفته بودید که احمد متوسلیان و سه دیپلمات ما زنده هستند و در اسارت رژیم صهیونیستی هستند؛ خبری در این قضیه دارید؟

دهقان: ما هیچگاه نپذیرفتیم که آقای متوسلیان و همراهان ایشان را به شهادت رسانده‌اند. ادعا و حرف ما این است که اگر به شهادت رساندند اجساد اینها را تحویل بدهندّ اگر به شهادت نرسانده‌اند خودشان را تحویل دهند. کجا هستند اینها؟

 

س: این که برخی گمان می‌کنند شما خبر جدیدی دارید این گونه نیست؟

دهقان: خیر. این را قبلا گفتیم و همه گفتند.

 

س: همه‌پرسی در کردستان عراق چه خواهد شد؟

دهقان: بحث کردستان و کردستانات یک بحث جدیدی نیست، ولی چنین اقدامی اولا خود کردها را در یک مخمصه ژئوپولتیکی قرار می‌دهد، با همه دنیا و آب‌های آزاد دنیا قطع رابطه می‌دهد و از آن طرف، یک نوع تهدید منطقه‌ای برای تمام کشورهای همسایه آنها ایجاد می‌شود. شاید بارزانی دنبال یکسری امتیازات از دولت مرکزی است و بقیه جریان کردی هم با ایشان همراهی نکردند. این طور نیست که ایشان بتواند هر کاری خواست انجام دهد.

 

س: عربستانی‌ها در سفر اخیر ترامپ خرید زیادی انجام دادند. این خرید زیاد تسلیحاتی فاصله انها را با ما به لحاظ نظامی زیاد کند؟

دهقان: ببینید، عربستان دنبال تغییر موازنه قدرت به نفع خودش هست. برای این که این بشود حداقل باید آن دشمن اصلی که همواره برای مسلمانان در طی سنوات گذشته مطرح بودند یعنی اسرائیل، روابط را با آنها ترمیم یا عادی‌سازی روابط می‌کردند که این کار را هم کردند.

پس همه بحث عربستان مقابله با حوزه نفوذ ایران در منطقه و دنیای اسلام است که این اشتراک کامل با آمریکا و اسرائیل دارد. لذا عربستان در اصل نوعی اشانتیون برای دریافت یک حمایت قاطع به ترامپ داد. ترامپ هم یک فرد تاجر و بازرگان و اهل معامله است. لذا در عربستان حدود 300 میلیارد معامله کرد و خرید تسلیحاتی شد و دنبال این است که صنایع نظامی را در عربستان راه‌اندازی کند.

ولی مهم این است که فرض کنید انبار سلاح هم آنجا درست کنند، بازار خوبی برای امریکایی‌ها برای فروش سلاح هست، ولی همین عربستان با همه این تجهیزات و امکانات، الان چند سال است با یکسری یمنی دست خالی می‌جنگند و در آن گردابی که ایجاد کرده، مانده و نمی‌تواند بیرون بیاید. پس عربستان نباید این احساس را داشته باشد که می‌تواند در مقابل ما یا

حرفی برای زدن داشته باشد یا تهدیدی برای ما باشد.

 

س: قدری به مسائل شخصی وارد شویم. چه سالی ازدواج کردید؟

دهقان: خیلی بد است که ندانم! (می‌خندد) من سال 59 ازدواج کردم.

 

س: چطور آشنا شدید؟

دهقان: فامیل بودیم.

 

س: نسبت فامیلی دارید؟ می‌توانید نسبت را بیان کنید؟

دهقان: نوه خاله همدیگر هستیم.

 

س: خطبه عقد را چه کسی خواند؟ مهریه چقدر بود؟

دهقان: محلی خواندیم. مهریه را اگر خانم بشنوند ناراحت می‌شوند.

 

س: همه مهریه‌ها را در این برنامه گفتند.

دهقان: آن زمان 63 هزار تومان مهریه کردیم. این را هم پدرم گفت، والا نه من و نه خانمم دنبال این مسائل نبودیم.

 

س: شرط خاصی نگذاشتند؟ جنگ آن زمان شروع شده بود؟

دهقان: ما قرار بر این بود که پنج شنبه شب،‌ شب ازدواج ما باشد، چون من تهران بودم و ایشان اصفهان بودند،‌ اما چهارشنبه جنگ شروع شد. دیگه ما نرفتیم تا آبان ماه شد.

 

س: عقد کرده بودید؟

دهقان: بله. در اصفهان حداقل یک سال عقد می‌مانند.

 

س: قرار بود جشن عروسی بگیرید و زندگی را شروع کنید که جنگ شروع شد.

دهقان: بله. پنج شنبه عروسی بود و چهارشنبه بعدازظهر جنگ شروع شد.

 

س: کارت دعوت هم فرستاده بودید؟

دهقان: آن زمان فقط اقوام نزدیک بودند.

 

س: اعلام کرده بودید؟

دهقان: بله. تلفن و تلگرام هم نبود. ما فقط نرفتیم.

 

س: گله نکردند؟

دهقان: چه کنند؟ نه، بنده خداها تحمل کردند.

 

س: چقدر صبور! شما نرفتید تا آبان ماه شد.

دهقان: بله. در این دو ماه هم تماسی نگرفتیم.

 

س: بدآموزی دارد؛ حداقل تماس می‌گرفتید. (می‌خندد)

دهقان: جنگ بود دیگر. آماده باش 100 درصد بود و ما هم فرمانده بودیم و باید می‌ماندیم.

 

س: بعد از این که برگشتید توضیح شما چه بود؟

دهقان: توضیحی نخواستند. الحمدالله هنوز هم توضیحی نخواسته‌اند. (می‌خندد)

 

س: تا حالا برای ایشان دست خط عاشقانه نوشتید؟

دهقان: آن زمان که جوان بودیم، بله نوشتیم؛ ولی بعدش موضوعیت نداشت.

 

س: نامه از جبهه برای ایشان می‌نوشتید؟

دهقان: فقط در زمان نامزدی و عقد می‌نوشتم. بعد از آن دیگر نبود.

 

س: هنوز این نامه ها را دارند؟

دهقان: ایشان متاسفانه نامه‌ها را نگه داشتند ولی من نگه نداشتم. عقلمون نرسید، فکر نمی‌کردیم یک زمانی اینها ارزش پیدا می‌کند.

 

س: الان همین حرف زدن درباره این موضوع ارزشمند است. چند فرزند دارید؟

دهقان: 3 فرزند دارم.

 

س: ازدواج کرده اند؟

دهقان: دو دختر و یک پسر داریم.

 

س: ازدواج‌ها سیاسی بود یا عادی؟

دهقان: نه، عادی ازدواج کردند.

 

س: رشته تحصیل بچه‌ها چه بود؟

دهقان: یک دختر و یک پسر صنایع مهندسی خوانده اند. کارشناسی ارشد یکی مدیریت صنعتی و دیگری طراحی صنعتی خوانده اند.

 

س: مشغول کار هم هستند؟

دهقان: خیر. دیگری هم مکانیک و کارشناسی ارشد طراحی صنعتی خوانده است.

 

س: آقا پسر که سرکار می‌روند؟

دهقان: بله. ایشان برای خود کار می‌کنند. آقازاده نیست و زن او هم متفاوت نیست. (می‌خندد)

 

س: در کار خانه کمک می‌کنید؟

دهقان: اگر اجازه دهند بله کمک می‌کنم. اجازه نمی‌دهند.

 

س: یعنی چه اجازه نمی‌دهند؟

دهقان: می‌گویند شما بزرگ ما هستید باید بنشینید.

 

س: اهل غذا درست کردن هستید؟

دهقان: بودم، آن اوایل غذا درست می‌کردم ولی الان دیگر نیستم. در زمان دانشجویی غذایی درست می‌کردم که از یکی از بچه‌ها آبادان یاد گرفته بودیم. سیب‌زمینی را قطعه قطعه کوچک می‌کردیم و سرخ می‌شد. بعد گوجه در آن خرد می‌کردیم و اینها با هم می‌پخت. مثل کیک می‌شد و خیلی هم خوشمزه بود.

 

س: آن زمان پیتزا را خودتان درست کرده بودید.

دهقان: بله. هر چه بود این بود؛ این را برای خانواده درست می‌کردم کلی خوشحال بودند.

 

س: اوایل ازدواج غذا هم درست می‌کردید.

دهقان: بله. متاسفانه از این کارها هم می‌کردیم.

 

س: اگر دوست دارید مطلبی به همسر خود بگوئید بفرمائید. چون در عرصه دفاع مقدس خانم‌های شما که شما وسط میدان بودید، خیلی حق بر گردن شما دارند. بد نیست جمله‌ای بگویید؛

دهقان: خیلی خطرناک است و نظام هستی به هم می‌ریزد.

 

س: برای چی بهم می‌ریزد؟

دهقان: من این حرف‌ها را بزنم! هر کسی من را می‌بیند یک فرد عبوس و خشن تصور دارد.

 

س: من شخصیت شما را می‌شناسم. شخصیت بسیار نرم و اهل خنده و مزاح هستید. چرا خود را این طور نشان می‌دهید؟

دهقان: من نمی‌خواهم این طور باشم ولی تصور می‌شود. می‌گویند میمیک صورت اینجوری است.

 

س: اگر دوست دارید به همسرتان مطلبی بیان کنید.

دهقان: به ایشان سلام می‌دهم،‌ دستشان را می‌بوسم و از ایشان تشکر می‌کنم و برای ایشان آرزوی طول عمر همراه با عزت و سلامتی دارم.

 

س: سردار، اشاره کردید که آغاز جنگ همزمان با عروسی شما بود و به میدان جنگ رفتید. اولین جایی که اعزام شدید کجا بود؟

دهقان: همان اول ما به آبادان و گلف رفتیم. مشکلی که برای ما بود، این بود که همواره در موضع فرماندهی بودیم؛ باید برای سرکشی می‌رفتیم.

 

س: در جریان کردستان هم بودید؟

دهقان: بله. سقز و بوکان کلا تحت پوشش ما بود. در تهران مستمرا بودیم و همواره برای سرکشی می‌رفتیم.

 

س: با امیر حسنی سعدی که صحبت می‌کردیم می گفت که ارتش 20 ماه درگیر قضایای کردستان بود و بعد از انقلاب هم آسیب‌هایی وارد شد و به نوعی قوت لازم را نداشتیم و سپاه هم تازه تشکیل شده بود. از این جهت، این ناهماهنگی‌ها یا این ضعف‌هایی وجود داشت باعث پیشروی عراق شد یا اینکه نه، چیزهای دیگری هم بود؟ مثلا ضعف دولت یا بودن بنی صدر؟

 

دهقان: فرماندهان ارتش یک وضعیتی داشت و برخی اعدام شده بودند؛ تجهیزاتی که داشت عموما متکی به پشتوانه خارجی بود، بسیاری از فعالیت‌هایش همراه با مشاورین فنی و مهندسی و عملیاتی امریکایی صورت می‌گرفت. حالا این ارتش

می‌خواست روی پای خود بایستد. در این شرایط که پشتوانه‌ها و مشاوره‌ها

قطع شده و فرماندهی‌اش جدید مستقر شده است. رئیسی که بالای سر آن بوده

نیست.

خب این ارتش خیلی می‌تواند آسیب‌پذیر باشد. یک اختلاف نظری هم همان ابتدا

به وجود آمد مثلا ما سپاهی‌ها معتقد بودیم جابه‌جایی‌ها یا اقداماتی که

عراق در آن سوی مرز انجام می‌دهد، حکایت از انجام یک نوع عملیات و تجاوز

دارد. عده‌ای و سیاسیون این مسئله را قبول نداشتند.

در ذهنیت صدام هم چند مسئله بود؛ یکی اینکه به سمت شهرهای عرب‌زبان ما

حمله می‌کند، پس خودبه‌خود تسلیم می‌شوند و سرزمین را تحویل می‌دهند و

خودبه‌خود هم بدون اینکه با مقاومتی مواجه شود، می‌تواند بیاید سرزمین را

اشغال کند.

س: در حالی که واقعیت امر این نبود.

دهقان: عکس این امر شد. همه جا عکس این مسئله شد و به طور طبیعی چون صدام

با امریکا و کشورهای عربی منطقه بسته بود، تصورش بر این بود که ضرف یک

هفته می‌تواند نظام را ساقط کند یا می‌تواند خوزستان را جدا کند. اهدافی

هم داشت.

لذا از لحاظ محاسبات مادی و کلاسیک، اقدام صدام می‌توانست منجر به نتیجه

مورد قبولش شود ولیکن در واقعیت خلاف این اتفاق افتاد.

س: آن زمان فرمانده ارتش چه کسی بود؟

دهقان: آن زمان آقای فلاحی رئیس ستاد مشترک بود؛ در عملیات شکستن حصر

آبادان، در سقوط هواپیما ایشان شهید شدند.

س: آن زمان که خرمشهر در اشغال بود به خرمشهر هم رفتید؟

دهقان: بله.

س: می‌توانید برای ما توصیف کنید؟

دهقان: بحث خرمشهر، یک بحث است و بحث آبادان هم بحث دیگری است و بحث

پیوستن این دو به هم یک بحث دیگر است. بعثی‌ها دنبال این بودند که خرمشهر

به آبادان را بگیرند. خب نتوانستند حصر آبادان را کامل کنند و به عبارتی

دسترسی به آبادان را مانع بشوند.

آن زمان واحدهای نظامی در آبادان مستقر بودند ولی خرمشهر کاملا در تصرف و

تخریب شده کامل بود.

س: حصر آبادان هم برای طراحی عملیات بسیار زحمت کشیده شد.

دهقان: بله. در اینجا جنبه‌های فضای سیاسی کشور مطرح می‌شود. امام (ره)

در دو جا دستور قاطع از حوزه فرماندهی کل دادند و اولتیماتوم به

فرماندهان برای اقدام دادند.

یکی پاوه بود که باید آزاد می‌شد و دیگری شکستن حصر آبادان بود. تا زمانی

که آقای بنی‌صدر بر سر کار بود، این اتفاق رخ نداد چون نه بین ارتش و

سپاه اتفاق‌نظری روی عملیات‌ها صورت می‌گرفت و نه سازمان‌ها در قد و

قواره خود می‌دیدند که بخواهند عمل کنند.

لذا اول عملیات ثامن انجام شد که بحث دارخوئین و مناطق اینجا آزاد شد و

بعد شکستن حصر آبادان بود که بعد از رفتن بنی‌صدر، سپاه طرحی را تهیه کرد

و شورای عالی دفاع تصویب کرد و عملیات انجام شد و آبادان آزاد شد.

س: می‌گویند که اوایل جنگ یعنی 4-3 تا عملیاتی که به پیروزی‌های بزرگ

منتج شد، مثل بیت‌المقدس ارتش و سپاه کنار هم قرار گرفتند و به نقطه خیلی

خوبی رسیدند. بعد از آن یکسری اختلافات بین ارتش و سپاه ایجاد شد که قدری

فاصله گرفتند. می‌گویند یکی از عوامل تضعیف ما در ادامه جنگ همین بود.

این اختلافات چه بود و از کجا نشات می‌گرفت؟

دهقان: این بحث‌ها فکر نمی‌کنم طرح کردن کردنش موضوعیت داشته باشد.

س: اتفاقا در بهترین زمانی هستیم که ارتش و سپاه مکمل هم شدند. شاید از

همان تجربیات تلخ استفاده کردند و به اینجا رسیدند که الان نیروی واحد

مسلح داریم. گفتنش شاید تا حدی خوب است.

دهقان: ارتش و سپاه آن زمان فرماندهی واحدی نداشت؛ درست است که حضرت امام

در موضع فرماندهی کل قوا بودند ولی سپاه برای خود ستاد کل داشت و ارتش هم

چنین بود. این وسط یک فرماندهی یا ستاد بالای سر که این دو را در موضع

عمل هماهنگ کند وجود نداشت. پس باید در سطوح عملیات یا در راس این دو

مجموعه، بتوانند به وحدت نظر برسند و کار کنند.

دوستان در ارتش برای سهمیه آموزه‌ها و آموزش‌ها و کارهایی که انجام داده

بودند به جنگ کلاسیک معتقد بودند و معتقد بودند، باید تانک در برابر تانک

و توپ در برابر توپ باشد، معتقد بودند باید همترازی باشد. دو ارتش با هم

بجنگند و رزم رسمی باشد و جبهه‌ای باشد و به خط بزنند.

آن طرف بچه‌های سپاه چنین نگاهی نداشتند؛ یک نگاه متفاوتی را به جنگ و

رزم داشتند. این که ما نمی‌توانیم با روش‌های کلاسیک با این دشمن و با

این تجهیزات و با این اضطرار، مبارزه کنیم و باید دنبال ابتکار و

خلاقیت‌های خاص برویم که نقطه قوت دشمن را به نقطه ضعف تبدیل کند. چون

اگر با نقطه قوت دشمن از موضع نقطه قوت برخورد کنیم، تجهیزات بهتری نسبت

به ما داشتند.

بعد از این که آقای بنی‌صدر رفت، شهید صیاد فرمانده نیروی زمینی ارتش شد.

صیاد با بچه‌های سپاه صمیمی بود و اصلا شهید صیاد و شهید کلاهدوز ابتدا

در سپاه بودند و مدتی کمک می‌کردند. این منجر به این شد فرماندهی سپاه با

ارتش قرارگاه مشترک تشکیل دادند؛ بعضا این طور بود که یکی فرمانده و

دیگری جانشین می‌شد و اینطور نبود که دو نفر کنار هم باشند.

تا عملیات بیت‌المقدس اینچنین بود. بعد از بیت‌المقدس بحث‌هایی بود که

چرا جنگ ادامه پیدا کرد و غیره. آنجا دوباره درباره بحث طراحی و نحوه

عملیات ارتش و سپاه عملیات‌های مستقلی را طراحی کردند و فرماندهی عملیات

به عهده خودشان بود. اما واحد پشتیبان در اختیار هم قرار می‌دادند مثلا

توپخانه ارتش و هوانیروز و پدافند در منطقه‌ای که سپاه قصد عملیات داشت،

پشتیبانی انجام می‌داد.

یا از واحدهای ما در ارتش مامور می‌شدند تا در تحت کنترل عملیات ارتش عمل

می‌کردند. این همکاری به این کیفیت وجود داشت.

س: آن روش اول بهتر جواب می‌داد یا روش دوم؟

دهقان: شرایط را باید نگاه کرد؛ حالا نتایج همکاری اول بهتر بود. بعد از

این ماجرا بحث فرماندهی مطرح شد که یک نفر باید فرماندهی جنگ شود. آقای

هاشمی فرمانده جنگ شدند و قراراگاه خاتم شکل گرفت و آن قرارگاه عملیات‌ها

را طراحی می‌کردند.

س: این برای دو سال آخر جنگ بود؟

دهقان: از عملیات خیبر به بعد بود.

س: این قرارگاه نسبت به قرارگاه مشترکی که خود ارتش و سپاه زدند…

دهقان: آن ادامه پیدا نکرد.

س: از نظر کیفیت به چه صورت بود؟

دهقان: خب شرایط فرق کرد. ما دیگر در سرزمین خود نبودیم. در آن سوی مرز

باید با ارتش عراق مبارزه می‌کردیم. ارتش عراق بسیار مجرب در بحث مهندسی

رزم بود، فوق‌العاده کمکش کرده بودند.

س: در طول جنگ قوی‌تر شده بود؟

دهقان: بله. تجربه کسب کرده بودند. تجربه کسب کرده بود. یکی از نقاط قوت

ما این بود که در شب عملیات انجام می‌دادیم. یا نقطه قوت ما این بود که

سریع خط مقدم را می‌شکستیم و نفوذ می‌کردیم. اینها کاری کردند که فاصله

پست‌ها و ایستگاه‌های خودشون با خطی که در آن مستقر بودند، خیلی زیاد

کردند و سیم‌خاردار و میدان مین و دژ گذاشتند.

اینها باعث می‌شد وقتی شب عملیات می‌کردیم تا موانع را پشت سر بگذاریم

زمان زیادی را از دست می‌دادیم. آنها می‌توانند روی نیروی پیاده ما که تا

آنجا رفته است عمل کنند؛ دیگر شکستن خط سخت شده بود.

س: این سوال هم بعد از جنگ ایجاد شد که چرا بعد از فتح خرمشهر ادامه

دادیم؟ می‌توانستیم همانجا پیشنهاد صلح را بپذیریم.

دهقان: نه، چند بحث را باید از هم تفکیک کرد. اولا به هر حال یک تحلیل و

نظریه‌ای پشت عدم ادامه یا ادامه وجود داشت. فرض کنید روز چهارم یا پنجم

جنگ سازمان ملل می‌گوید که طرفین آتش بس کنند و هر کسی هر جایی هست مستقر

شود و مذاکره کنید تا ببینیم چه می‌شود.

این امر به این معنا بود که ما همه سرزمین از دست رفته خود را باید

واگذار می‌کردیم؛ خب ما که نمی‌توانستیم چنین چیزی را بپذیریم و طبیعی

بود که نپذیرفتیم. مثلا از ابتدا گفتیم شرط ما، خروج نیروهای عراق و

تصرفاتی است که انجام داده است و محاکمه صدام متجاوز بود. هر زمانی این

پذیرفته می‌شد ما دلیلی نداشت جنگ را ادامه دهیم.

خرمشهر که آزاد شد اولا که بخشی از سرزمین ما کماکان در اختیار عراق بود

و اینطور نبود همه مناطق اشغالی را از دست صدام خارج کرده باشیم. ثانیا

بحث این بود که آیا صدام پشت مرز خودش متوقف خواهد شد و با توپخانه و

ابزار مختلفی که دارد به خاک ایران آتش‌باری نخواهد کرد؟ پس حداقلش کاری

که باید انجام می‌دادیم این بود که صدام دسترسی‌اش به ما از منظر تجهیزات

زمینی که استفاده می کند نتواند مناطق مرزی ما را بزند.

ما قطعنامه را پذیرفتیم و صدام حمله کرد و عملیات مرصاد را انجام دادیم.

س: آنجا امادگی کامل نداشتیم؟

دهقان: ما قطعنامه را که پذیرفتیم اتفاق دیگری رخ داد که اینجا جای بحث

اینجا نیست. ما از مناطق جنوب قدری به سمت غرب کشیده بودیم و خود به خود

یگان‌ها بخشی آنجا بودیم.

س: تحلیلی برای این کار داشتید؟

دهقان: عملیات بود دیگر. چون اهدافی که می‌شد برای عملیات فکر کرد و

امکان عمل وجود داشت می‌توانست در غرب بیشتر باشد.

س: این برای قبل پذیرش قطعنامه بود.

دهقان: بله.

س: سر قضیه فاو این درست است که می‌گویند قدری سیاسی شدن سپاه به خصوص

انتخابات این امر اتفاق افتاد؟

دهقان: اینها حرف‌های مزخرفی است. مثلا یعنی چی که سپاه سیاسی شد؟

س: این که وارد انتخابات شد و قدری در شهرهای مختلف وارد شد.

دهقان: این بحث‌ها را سیاسیون می‌کنند والا احدی از بچه‌ها و فرماندهان

سپاه تا زمانی که جنگ بود هیچگاه نگاه‌شان به پشت جبهه نبود؛ دلیلی

نداشت.

در عملیات والفجر ده یک ارتباطی به نام ملخور هست. تا آن جا برسید خیلی

سخت است. آقای رضایی که فرمانده کل سپاه بود شاید دو ماه تمام در سنگر دو

در دو بالای این ارتفاعات نشسته بود و بررسی می‌کرد.

حالا در چنین فضایی این فرد دنبال این بود که مجلس را بگیرد؟

س: زمان پذیرش قطعنامه را به عنوان یکی از فرماندهان جنگ، درست

می‌دانستید؟ زمان درستی می‌دانستید؟ یعنی ما واقعا تحلیل رفته بودیم؟

دهقان: شرایطی در آن زمان به وجود آمد که ما منطقی‌ترین تصمیمی را که

می‌توانستیم بگیریم، پذیرش قطعنامه بود؛ چون قطعنامه به نفع ما بود. چیزی

را برای صدام نشناخته بود. تداوم جنگ هم ممکن نبود، به چند دلیل!

ما در بحث تجهیزات نظامی با عراق توازنی نداشتیم؛ 700 تا هواپیما، 4 هزار

تانک و نفربر داشت. عراق شروع به استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی کرد.

مثلا در بحث جزایر یا فاو سیانور زدند. بچه‌های توپخانه ما (63 خاتم)

شهید کریمی و چند تن از بچه‌ها که در سنگر بودند بمب خورده بود و در همان

لحظه و در همان حالت تمام کرده بودند.

یعنی چیز وحشتناکی بود. عراق هم بی‌محابا استفاده می‌کرد. هیچ کسی هم

جلوی آن را نمی‌گرفت. حتی احتمال این که اتفاقات دیگری رخ دهد وجود داشت.

س: اتفاقات دیگر یعنی چه اتفاقاتی رخ دهد؟

دهقان: پیش‌بینی این می شد که سلاح هسته‌ای هم در اختیار عراق قرار دهند

و او هم بکار گیرد.

س: گذاشته بودند؟

دهقان: قدم‌هایی را برداشته بود.

س: آن نامه آقا محسن درباره تجهیزاتی که مورد نیاز است به نظر شما به جا بود؟

دهقان: عملیات بدر که انجام شد، بحث این شد که اگر بخواهیم ادامه دهیم چه

نیاز داریم؟ طرحی تهیه شد و ارائه شد که برای بازه زمانی 5 ساله به چه

چیزی نیاز داریم. اگر بخواهیم تا العماره و سلیمانیه و غیره برویم تا در

بحث عراق تعیین کننده شود باید این تجهیزات را داشته باشیم.

ولی ما دو بحث داشتیم. یکی این بود که فرض کنید منابع هم داشتیم و

می‌توانستیم سلاح هم بخریم، کسی به ما سلاح نمی‌فروخت. ما فقط توانستیم

از چین و کره آن زمان یکسری توپ بخریم و در انتها بحث سیستم‌های پدافندی

و ساحلی را داشته باشیم.

طبیعی بود در این شرایط که بهترین موقعیت فراهم شده و بیشترین امتیاز را

دنیا و سازمان ملل و شورای امنیت برای ما قائل شده است قطعنامه را

بپذیریم.

س: به عنوان کسی که از ابتدا در فرماندهی جنگ بودید و جنگ را درک کردید،

در صنایع نظامی بودید و الان مشاور رهبری در صنایع دفاعی هستید، پیشرفت

ما در عرصه دفاعی و تولید موشک‌های دوربرد چقدر قابل مقایسه با پایان جنگ

است؟

دهقان: قابل قیاس نیست. ما امروز هر سیستم موشکی اعم از کروز، پدافندی و

بالستیک همراه با دانش طراحی و ساخت را داریم. لذا وقتی این دانش را

داریم فناوری‌های لازم را هم در کنار این داریم، زیرساخت‌های صنعتی هم

داریم. محدودیتی برای این که موشک با برد بلندتر یا دقت بالاتر یا

ماندگاری بیشتری یا با تاکتیک بیشتر یا قدرت تخریب بالاتری بسازیم،‌

نداریم.

س: این توانمندی نقطه‌زنی را هر کسی ندارد؛ درست است؟

دهقان: اساسا نقطه زنی را با موشک‌های کروز انجام می‌دهند، با موشک

بالستیک انجام نمی‌دهند. موشک کروز سیستم هدایتش به گونه‌ای است که در

ارتفاع مشخصی از زمین با سرعت زیر ماخ حرکت می‌کند و سیستم‌های

تصویربرداری و پردازش دارد و محلی را که قرار است این موشک اصابت کند به

همراه یک تصویر به ان موشک می‌دهند؛ این مقایسه و تطبیق می‌دهد و به آن

اصابت می‌کند.

لذا برای بالستیک کسی برای نقطه‌زنی کار نمی‌کند. اینکه امریکایی‌ها ما

را متهم می‌کنند به این که ما می‌توانیم به سمت هسته‌ای حرکت کنیم، چون

موشک‌های بالستیک بر بلند را فقط برای انتقال کلاهک هسته‌ای است و دقتی

نمی‌خواهد و فقط می‌خواهد منطقه‌ای را تخریب و «کن فیکون» کند، لذا روی

دقت موشک برای اصابت کار نکرده است.

س: این موشک های نقطه زن ما شاهدی بر این ادعا است که دنبال هسته‌ای نیستیم.

دهقان: ما اساساً دنبال این نیستیم.

س: فکر می‌کنید توانمندی دفاعی و موشکی چقدر در قدرت ملی ما تاثیرگذار بود؟

دهقان: ببینید، وقتی بحث قدرت ملی و توان ملی را بیان می‌کنیم یک بخش آن

نظامی است. عناصر دیگری در قدرت ملی تاثیرگذار هستند و مهم هم هست. چیزی

که در بخش دفاع دنبال کردیم و می‌کنیم و خواهیم کرد بحث اصل بازدارندگی

است؛ یعنی ما از قابلیت‌هایی بهره‌مند باشیم که دشمن ما نگران از تجاوز و

حمله به ما باشند به خاطر پاسخی که از سوی ما دریافت می‌کنند. ما الان در

نقطه بازدارندگی هستیم.

س: و دنیا هم این را می‌داند.

دهقان: اگر نمی‌دانست به ما حمله می‌کرد. ما را به عنوان قدرت موشکی یا

توان دفاعی تراز بالا پذیرفته‌اند.

س: برنامه ما دستخط شما به پایان می‌رسد.

سردار دهقان:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم

ان الله یدافع عن الذین آمنوا

هفته دفاع مقدس و تاریخ سراسر حماسه حضور ملت بزرگ ایران اسلامی در

عرصه‌های مختلف دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی، عناصری حیاتبخش و

آینده‌ساز است. تمامی دست‌اندرکاران امور رسانه، ‌اندیشمندان، هنرمندان

وظیفه دینی و ملی دارند که در ثبت و نگاهداشت و انتقال این میراث

گران‌سنگ انقلاب اسلامی از هرگونه تلاشی مضایقه نکنند.

برنامه‌هایی چون دست‌خط برنامه‌های ابتکاری و خلاقانه‌ای است که می‌تواند

بخشی از بار این رسالت و ماموریت را به دوش بگیرد و برای نسل‌های بعدی به

عنوان عبرت‌های تاریخ و آموزه‌های حرکت جهادی یک ملت به ثبت و ضبط

بکشاند.

برای همه دست‌اندرکاران و برادر عزیز، فرهیخته و بسیجی خودم آقای رنجبران

آرزوی توفیق روزافزون دارم. با درود و سلام الهی به روح ملکوتی امام

راحل، تمامی شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی، دانشمندان هسته‌ای، مدافعین حرم

و مرزداران ایران اسلامی و آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت تا ظهور حضرت

حجت (عج) برای امام خامنه‌ای عزیز و سربلندی و عزت ملت بزرگ ایران و امت

اسلامی»

 

فناوری تشخیص چهره جایگزین کارت‌های بانکی

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از گروه خبر خبرگزاری برنا، بر اساس گزارش‌های منتشر شده، بانک کشاورزی چین در تعداد محدودی از دستگاه‌های خودپرداز خود، برای انجام و ارائه خدمات بانکی، بجای دریافت کارتهای بانکی از فناوری تشخیص چهره استفاده کرده است. با بکارگیری این روش دیگر نیازی به همراه داشتن کارت بانکی نخواهد بود و مشتریان می‌توانند با فناوری تشخیص چهره وارد حساب بانکی خود شده و از تمام امکانات و خدمات دستگاه‌های خودپرداز استفاده کنند.

مشتریان و کاربران برای استفاده از این خودپردازها تنها کاری که باید انجام دهند، فشار دادن کلید دریافت پول با استفاده از تشخیص چهره است. پس از فشردن کلید مورد نظر، دوربین دستگاه خودپرداز اقدام به اسکن چهره مشتری می‌کند و در صورت مثبت بودن شناسایی، کاربر باید شماره تلفن و شماره شناسایی خود را وارد کند. سپس در مرحله‌ بعدی، مشتری باید عدد و میزان پول مورد نیاز خود را برای برداشت در کنار رمز عبور وارد کند. پس از موفقیت تراکنش و اتمام این مراحل، مشتریان می‌توانند پول خود را دریافت کنند. دلایل جایگزین سازی استفاده از کارتهای بانکی با فناوری تشخیص چهره بسیار منطقی به‌نظر می‌رسد. این بانک چینی اعلام کرده است که با استفاده از سیستم تشخیص چهره می‌توان مانعی برای کپی کردن کارت‌های بانکی به منظور سوء استفاده ایجاد کرد. همچنین در صورت استفاده از فناوری تشخیص چهره در دستگاه‌های خودپرداز، شانس گیر کردن کارت در دستگاه و مشکلات بعدی آن به مراتب کاهش پیدا می‌کند. یکی از کارکنان بانک کشاورزی چین بر این باور است که استفاده از سیستم تشخیص چهره همزمان با دریافت شماره شناسایی، شماره تلفن و رمز عبور از امنیت بیشتری در مقایسه با کارت های بانکی برخوردار است. همچنین با توجه به در اختیار داشتن تصاویر مشتریان، دوربین‌های امنیتی تعبیه‌شده در بانک می‌توانند بسرعت مشتریان خود را شناسایی کنند و بدین ترتیب احتمال انجام فعالیت‌های بانکی غیرقانونی بسیار کاهش پیدا می‌کند. بانک کشاورزی چین در نظر دارد فناوری تشخیص چهره  را در تمام  دستگاه‌های خودپرداز خود قابل دسترس عموم قرار دهد. البته لازم به ذکر است که سقف برداشت از دستگاه خودپرداز به این روش به ۴۵۷ دلار محدود شده است. در اینجا باید گفت که بانک کشاورزی چین اولین بانکی نیست که از فناوری تشخیص چهره در دستگاه‌های خودپرداز خود استفاده کرده است و پیش از این، بانک بازرگانی چین این فناوری را بکار گرفته بود. هرچند این سیستم مزایای بسیاری دارد، اما چالش‌ها و مشکلات زیادی را نیز پیش روی بانک‌ها و دولت این کشور قرار می‌دهد. بعنوان مثال هزینه‌ بالای نگهداری از دستگاه‌های مجهز به فناوری تشخیص چهره و اعتماد مشتریان از جمله مهمترین چالش‌های استفاده از این روش هستند که البته بانک‌های چینی، مشکل اعتماد مردم را قابل حل می دانند.   منبع: ایسنا

 

سفر نماینده ویژه رئیس جمهوری فیلیپین به تهران

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از گروه خبر خبرگزاری برنا، "ژوزه دونشیا" نماینده ویژه رئیس جمهور فیلیپین که در راس هیاتی متشکل از کنسرسیوم مشترک فیلیپینی ـ چینی به کشورمان سفر کرده است، روز گذشته با معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه دیدار و گفتگو کرد.

«ابراهیم رحیم پور» معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه در این دیدار ضمن اشاره به روابط رو به توسعه دوکشور از نقش سازنده دونشیا در تحکیم روابط فیمابین بویژه در زمینه همکاری های پارلمانی و روابط مردمی تقدیر و ابراز امیدواری کرد با انجام سفر متقابل روسای جمهور دو کشور، همکاری های سیاسی اقتصادی و فرهنگی متناسب با ظرفیتهای واقعی دو کشور گسترش یابد.

 نماینده ویژه رئیس جمهور فیلیپین در امور گفتگوی بین فرهنگی و رئیس پیشین مجلس نمایندگان این کشور نیز در این دیدار بر توسعه روابط و همکاری های تجاری-اقتصادی با ایران تاکید و اظهار کرد: هیاتی متشکل از کنسرسیوم مشترک فیلیپینی- چینی را برای آغاز فعالیت های گسترده و سرمایه گذاری در ایران  به همراه آورده و طی ملاقات های متعدد با مسئولین جمهوری اسلامی ایران، توافقات کلی صورت پذیرفته و بزودی هیات های دیگر برای پیگیری آن عازم ایران خواهند شد.

هو شیائو شین، نابغه سینمای تایوان

ماهنامه همشهری 24 – محمد وحدانی:

نام: شیائو شین، نام خانوادگی: هو، 68 ساله، متولد چین و اهل تایوان. در لاتین نامش Hou Hsiao Hsien نوشته می شود و علاقه مندانش 3H خطابش می کنند. نامش همیشه پردردسر بوده. در تیتراژ فیلم های اولش Hou Syao-Syan بر پرده آمده. در منابع فارسی نماش به اشکال متفاوتی نوشته شده و پیداکردنش در نمایه ها و فهرست ها پردردسر است، همان طور که یافتن سالن سینمایی در هر جای دنیا که فیلمی از او اکران کند. نامش استعاره ای است از پیچیدگی های سینمای منحصر به فردش. پدیده ای پیچیده، دیریاب و وسواسی است که می توان و را مهم ترین فیلمساز دهه 80 و 90 میلادی دانست. در باب پیچیدگی و دیریابی هو شیائو شین که دوباره چشم ها را با فیلم جدیدش «آدم کش» خیره کرده، آثار سینمایی اش را مرور کرده ایم. هو شیائو شین، نابغه سینمای تایوان

1. مروری بر کارنامه
در ابتدای دهه 80 میلادی فورد، هیچکاک و ازو دیگر زنده نیستند. ولز، برگمان، فلینی و برسون هم دیگر ستاره نیستند. تارکوفسکی فیلمساز پرآوازه سینمای هنری است و وندرس و جارموش سوگلی جشنواره ها. از شروع موج نوی سینمای فرانسه در دهه 50، سینمای آلمان در دهه 60 و اروپای شرقی در دهه 70 مدت ها می گذرد. پرده سینمای هنری  جهان نیم افراشته است. هو مدتی بعد در تایوان ظهور می کند.
در کودکی پدر و مادرش را از دست می دهد. در جوانی مدتی در جمع بزهکارها روزگار می گذراند. بعدتر به سربازی و پس از آن به مدسه فیملسازی می رود و مسیر زندگی اش پیچ عجیبی پیدا می کند. در سال های آخر دهه 70 در تایوان فیلم های رمانتیک جوانانه و فیلم های جنگی اکران عمومی پررونقی داشته است.  هوی جوان در سینمای تجاری آن دوره به عنوان دستیار کارگردان و فیلمنامه نویس شروع به فعالیت می کند. مدتی بعد سه ملودرام سبک جوانانه در فاصله 1980 تا 1982 می سازد. هر سه فیلم از نظر کیفی پیش پاافتاده اند (پیچ های داستانی آشنا، قصه های پر از تصادف با موسیقی و آواز جوانانه، زوم های ناشیانه با یک تم مشترک سادگی روستا در مقابل سبعیت شهر) اما موفقیت های تجاری خوب آنها اجازه می دهد هو استقلال عمل بیشتری در فیلمسازی پیدا کند.

1.1.    موج نوی سینمای تایوان
سال 1981 سال بحران فروش و بحران کیفی سینمای ملی تایوان بوده است. سمینارهای متعددی در این سال در تایوان برگزار می شود و همه از این افت کیفی می نالند. در این روزها آشنایی هو با یک نویسنده جوان (چو تین ون) با داستان های موفق مسیر فیلمسازی اش را عوض می کند. او بلافاصله تبدیل به فیلمنامه نویس تمام آثار بعدی هو می شود.  همان ایام تعدادی جوان تایوانی تحصیل کرده سینما از آمریکا به کشور بر می گردند و موج نوی سینمای تایوان در واکنش به آن بحران فیلمسازی و با گرایش های زیبایی شناسانه تازه این فیلمسازان متولد می شود. این جمع در یک داد و ستد حرفه ای در طی پنج- شش سال تبدیل به یک جریان سینمایی پویا می شود. مشهورترین آنها ادوارد یانگ است. این جمع در سال 82 و 83 دو فیلم اپیزودیک جمعی می سازند. هو اپیزود اول «ساندویچ فروش» را کارگردانی می کند و آماده ورود به اولین دوره درخشان فیملسازی اش می شود. از 1983 دوره موج نوی هو با ساخت «پسران فنگ کویی» شروع می شود. بعد «تابستانی نزدیک پدربزرگ» و «زمانی برای زیستن»، «زمانی برای مردن» را می سازد. فیلم درخشان «زمانی برای…» و «پسران فنگ کویی» حکایت کودکی و نوجوانی هو و «غبار در باد» آخرین فیلم این دوره، اتوبیوگرافی نویسنده- فیلمنامه نویس است.
فیلم ها گرایشی نئورئالیستی دارند، در مکان های واقعی ساخته شده اند، نابازیگر دارند و پر از برداشت بلندند. اگر «زمانی…» تلخ ترین فیلم هو باشد، «غبار در باد» شاعرانه ترین آنهاست. فیلم ها در جشنواره های مهم اروپایی دیده و کشف می شوند. فیلم گذار به دوران بعدی مهجورترین اثر او «دختر نیل» است که در تایپه معاصر می گذرد و فضای متفاوتی با شهرهای کوچک دوره قبلی دارد اما او را در آستانه ورود به عصر دیگری قرار می دهد.

2.1. تریلوژی تایوان
با باز شدن فضای سیاسی در اواخر دهه 80 در تایوان، هو جاه طلبانه ترین پروژه اش «شهر اندوه» را می سازد که ترورهای سیاسی دهه 40 تایوان (قتل عام 28 فوریه) را پس زمینه داستان قارر می دهد. «شهر اندوه» یک «ساگا» است، سرگذشت خانوادگی لین و پسرانش است. هو ستاره سینمای هنگ کنگ، تونی لیانگ را دعوت به همکاری می کند.  هو شیائو شین، نابغه سینمای تایوان 
فیلم پر از صحنه های مبارزه و درگیری است و برای اولین بار در تاریخ تایوان از صدای سر صحنه استفاده می شود. همچنین برای اولین بار صدای زنان در آثار هو شنیده می شود. فیلم در جشنواره ونیز سال 89 شیر طلایی را می برد و تبدیل به یک پدیده سینمایی در تایوان می شود. «شهر اندوه» به نوعی «بچه های بهشت» (مارسل کارنه) هو شیائو شین است، شاید هم «آشوب» (کوروساوا) او.
هو به عنوان یک هنرمند جهانی اصیل تثبیت می شود. او حالا از نظر فیلمسازی یک فیلمساز با اعتماد به نفس است که کمال گرایی اش زبانزد است و مثل کورواسوا امپراتور صحنه هاست. دستیارش بعدها تعریف می کند که در «شهر اندوه» برای یک پاساژ ساده داستانی همه عوامل را منتظر نگه داشته تا باد از دریا بوزد و ابرها را میان دو کوه گیر بیندازند تا فیلمبرداری صحنه را تازه آغاز کند. با چنین وسواسی چهار سال بعد یکی از رادیکال ترین آثارش «استاد عروسک گردان» را می سازد که قصه زندگی یک استاد عروسک گردان مشهور تایوانی در خلال سال های ابتدای قرن بیستم تا خروج نیروهای ژاپنی از تایوان در 1945 است. فیلم جایزه بزرگ جشنواره کن را می برد و از آن به بعد تمام آثار هو در بخش مسابقه جشنواره کن انتخاب و نمایش داده می شوند (به جز «کافه لومیر» که به ونیز می رود).
«مردان خوب، زنان خوب» اما فرازی تاریخی را به زمان حال پیوند می زند و قصه مرد آزادی خواهی در اواخر دهه 30 و اوایل دهه 40 را نقد می کند که همراه همسرش از تایوان به چین می روند تا به مقاومت مخفی علیه اشغال ژاپن بپیوندند اما به اتهام جاسوسی برای ژاپنی ها دستگیر می شوند. این فیلم ها جنبه های تاریخ نگارانه شفافی ندارند اما سبک سخت هو آنها را برای بیننده به تجربه «زیست در لحظاتی از تاریخ» تبدیل می کند.

3.1. جاه طلبانه ها
در گشت و گذارهای روزهای شرکت در جشنواره کن سال 95 با سه بازیگر «مردان خوب»…، ایده پرسه زنی سه گنگستر در جاده ها به ذهن هو خطور می کند و بلافاصله بعد جشنواره فیلمبرداری «خداحافظ جنوب»، «خداحافظ» را شروع می کند. او تصمیم می گیرد پس از سه فیلم تاریخی و پس از سال ها دوری از تایپه به زندگی خلافکارهای معاصر تایوان بپردازد. حاصل یکی از پرشورترین و رهاترین فیلم های هواست. پروژه بلندپروازانه بعدی «گل های شانگهای» است؛ آراسته ترین فیلم او که با یک کمال گرایی جنون آمیز ساخته شده. فیلم هیچ نمای خارجی ندارد و در چند خانه گل سطح بالای شانگهای در اواخر قرن نوزدهم می گذرد که مهمان هایی ویژه دارد. هو در این دوره در اوج دوران کاری اش است. او حالا هرچه تمنا کرده به چنگ آورده.

4.1. هزاره جدید
می توان نمای آخر «گل های شانگهای» را به نمای اول فیلم بعدی یعنی «مامبوی هزاره» چسباند و آن کریدور ابتدایی فیلم را که دختری در آن می دود تونل زمانی برای فیلمساز دانست که با یک برش انتهای قرن نوزدهم را به ابتدای هزاره جدید وصل می کند. او تصمیمی می گیرد جهان قصه هایش را عوض کند. فیلم های این دوره واریاسیون هایی روی تم دختر جوان رها در زمانه نو است. دیزالو فوق العاده بعدی اتصال فصل برفی پایانی این فیلم در  ژاپن به توکیوی «کافه لومیر» است. هو به سراغ ساخت اثری در ستایش یاسو جیرو ازو، غول سینمای کلاسیک ژاپن می رود و قصه دختری را نقل می کند که برای تز دانشگاهی اش روی آثار یک آهنگساز تایوانی پژوهش می کند.  هو شیائو شین، نابغه سینمای تایوان  خط اصلی و پنهان فیلم اما یک تم ازویی است: پدر و مادری نگران رابطه دخترشان هستند که با پسری در تایوان آشنا شده و حالا از او باردار است. روایت هو با خونسردی فاصله خود را با دارم اصلی حفظ می کند و از هر تعبیر و تفسیر اخلاقی خودداری می کند.
دو سال بعد «سه زمان» را در سه اپیزود می سازد که قصه های سه زوج جوان است در سه دوره زمانی مختلف. دو سال بعد «پرواز بادکنک قرمز» را به سفارش موزه اورسی در پاریس و در بزرگداشت «بادکنک قرمز» لاموریس می سازد که قصه سونگ دانشجوی چینی است که پرستار پسربچه ای پاریسی است و بالاخره به یک وقفه هشت ساله نوبت به «آدم کش» می رسد که حاصل عشق فیلمساز از دوران کودکی به گونه هنرهای رزمی بوده؛ چیزی شبیه وسترن برای جان فورد.

2. پیرنگ
یرای توضیح رو به رو شدن با غرابت روایت در آثار هو باید بیش از هر چیز به تمایز پیرنگ (plot) و داستان (story) از دید فرمالیست ها توجه کرد. اگر «داستان» سیر خطی حوادث است، پیرنگ «شیوه ارائه»ی آن داستان است برای تماشاگر. در آثار هو این دو تعبیر بسیار از هم متمایزند و به همین دلیل تجربه روایی فیلم های هو تبدیل به موضوعی بغرنج برای بیننده می شود، به خصوص رادیکال ها، «آدم کش»، «استاد عروسک گردان» یا «مردان خوب»… قصه این فیلم ها پراز حذف است و حوادثی که انتظارشان را داریم اغلب نمایش داده نمی شود.  در عوض صحنه های طولانی غیردراماتیک را تجربه می کنیم. آنچه نمایش داده می شود بیشتر زمان های خالی و موقعیت های گسسته زندگی شخصیت اصلی قصه بدون هیچ «شفافیت روایی» و بدون هیچ گرایشی به قصه پردازی منسجم است. پیرنگ در آثار هو فقط بخشی از نوک کوه یخ است و کل داستان آن زیر به شکل ماهرانه ای پنهان شده.

1.2. آدم کش: شبکه قرینه ها
اگرچه هیچ یک از آثار هو (به جز سه فیلم اول) داستانی به سرراستی «آدم کش» ندارد (ماموریت قتل برای آدم کشی که در تردید عشق و وظیفه است) اما روایت در «آدم کش» با درجه خودآگاهی بالا نوعی «بازی با انتظارت» بیننده است. حتی برای بیننده زبده هم روایت «آدم کش» غیرعادی است، انگیزه شخصیت ها اغلب مشخص نیست و گویی فیلم کوتاه شده فیلم دیگری است. انگار بیننده باید خود فیلم اصلی را بازتولید کند. روند بازسازی «داستان» از «پیرنگ» یک هدف روایی کلیدی در «آدم کش»، «استاد عروسک گردان»، «گل های شانگهای» و «مردان خوب،…» است. 
انسجام پیرنگ در «آدم کش» براساس مجموعه ای از قرینه های به هم پیوسته است که شبیه شبکه ای از تیرهای حمّال، ساختمان قصه (به شکل پنهان) را نگه می دارد. پیرنگ «آدم کش» براساس وجود یک قرینه برای هر شخصیت طراحی شده. همسر تیان جیان (حاکم تیبو) قرینه محبوب مرد است و شاهزاده جیاچنگ خواهر دوقلوی راهبه. هر شخصیت مثل آمیب گویی به دو نیمه شده. نی یینیانگ مرشدی دارد (راهبه) و به نظر می رسد پیرمرد اعجازگر می تواند مرشد همسر تیان جیان باشد.
دو سنگ قیمتی که شاهزاده برای پسر و دختر به دو نیم کرده استعاره همان الگوی قرینگی در پیرنگ است. پیرنگ مثل تکثیر آمیب ها طی یکروند بسط و گسترش پیدا می کند و به تدریج مخاطب در شبکه ای از قرینه ها قرار می گرد، طوری که انگار از هر کس عکسی در آینه افتاده. روایت سعی می کند از این تقارن های صوری به یک ایده تماتیک نیز نزدیک شود و آن داستان پرنده ای است که شاهزاده برای نی یینیانگ تعریف می کند: پرنده پادشاهی سه سال آواز نمی خواهند، ملکه به پادشاه پیشنهاد می کند پرنده را جلوی آینه قرار دهند تا به خیال دیدن هم نوعش آواز بخواند. پرنده تصویر خودش را در آینه می بیند و از اندوه شروع به خواندن می کند، می رقصد تا که می میرد. روایت هم رو به روی هر شخصیت آینه ای می گذارد درست مثل همان کاری که آن دوست درباری برای بچه های دهکده می کند. هو شیائو شین، نابغه سینمای تایوان 
از طرفی تنهایی نی یینیانگ، تنهای آن پرنده و تنهایی شاهزاده جیاچنگ در تیبو است و تمام آن صحنه های مبارزه مثل رقص آن پرنده است. آن صحنه های رقص گونه نبرد قرینه فصل رقص محبوبه تیان در مقابل اوست.
در بار اول تماشای «آدم کش» روابط شخصیت ها در این شبکه پر از ابهام است.  زن نوازنده ساز، شاهزاده خواهر دوقلوی راهبه است؟ وقتی دختر در فصل های پایانی برای پدرش می گوید که شاهزاده به او نواختن ساز زیتر را یاد داده حدس می زنیم او می تواند شاهزاده باشد. بانوی نقاب دار کیست؟ همسر تیان جیان؟ در «گل های شانگهای» یکی از منازعه برانگیزترین ابهام ها در صحنه پایان پذیرایی «ارغوانی» (یکی از دخترهای گل) از یک مهمان است.
هو با طفره رفتن از نشان دادن نمای نزدیک صورت مهمان ما را درباره هویت او دچار تردید می کند. رابین وود در مقاله ای درباره فیلم می نویسد که اعتقادش این بوده آن مهمان استاد وانگ (تونی لیانگ) است اما شلی کرایسر، کراشماس سینمای چین و تایوان به او گفته او یک مهمان ناشناس است و نمی تواند وانگ باشد. جلو و عقب بردن چندباره تصویر نشان می دهد او وانگ نیست و کلاه قرمزی در صحنه تاییدکننده آن است. پوشیده نیست که تفاوت این دو مورد در صحنه پایانی فیلم اهمیت داستانی ویژه دارد.
شیگه هیکو هاسومی، منتقد ژاپنی در مقاله مهمی درباره «گل های شانگهای» اگر چه تایید می کند مهمان در آن صحنه وانگ است اما به طرز عجیبی هم صدا با رابین وود مکان رویداد را یک اتاق رنگ و رو رفته و خانه ای نامعلوم می پندارد. تطابق نماهای این صحنه با اتاق دیدارهای ارغوانی در شروع و میانه فیلم- از پنجره و به خصوص کف اتاق گرفته تا تزیینات درب های چوبی- نشان می دهد آنجا احتمالا همان خانه گلی است که ارغوانی مرتب در آن وانگ را ملاقات می کرد! (آیا زمان زیادی گذشته و ارغوانی به خانه گل بازگشته؟) دستگاه روایی هو یک ماشین منضبط ارائه اطلاعات قطره چکانی است که اغلب به شکل بازیگوشانه ای (و. البته بی تاکید) حساسیت های داستانی بیننده را به بازی می گیرد و اجازه نمی دهد نسبت به زمان و مکان صحنه اطمینان داشته باشد.  بیننده در این آثار هرگز پا بر زمین سفت نمی گذارد. فیلم ها را بارها و بارها می بیند و هر بار که در این فضاهای مبهم و شناور نکته ای کشف می کند، احساس می کند پی به رازی یگانه برده که فقط او و فیلمساز می دانند. این کیفیت مثل یک میدان مغناطیسی او را باز به تماشای فیلم ها می کشاند؛ چیزی شبیه جاذبه ای اثیری که وانگ را هر بار به سمت این اتاق ها و آدم ها و میزهای بازی و غذا می کشاند.

2.2. گل های شانگهای و شهر اندوه: فرم سمفونی
هو پس از دوره موج نو مدل های روایی پیچیده تری را به کار می برد و بسیاری از اوقات از ایده «بسط و گسترش» در موسیقی سمفونیک استفاده می کند. اگر خطوط روایی را (با مسامحه) به یک ملودی تشبیه کنیم، پیرنگ با یک ملودی آغاز می کند. کمی بعد ملودی دومی وارد می شود که «تقلید»ی از خط اول است. همان موقع خط روایی اول دچار تغییر می شود و د ملودی متفاوت هم زمان می شوند. این همان ایده «بسط و گسترش» در موسیقی سمفونیک است.
در «گل های شانگهای» روایت یک تم را در گام های مختلف اجرا می کند، تنوع و تغییر می دهد، آنها را در هم می کند و به پیش می رود. قصه محوری یا ملودی اصلی رابطه پر از عشق و نفرت استاد وانگ و «ارغوانی» است. به تدریج در یک چهارم ابتدایی فیلم صدای دیگری به موازات این صدا شروع می شود و آن قصه راطبه دختری به نام زمرد (Emerald) و استاد لو است، اما در گامی آرام تر و با فراز و فرودی کمتر. از این پس این دو خط با هم شنیده می شوند.  هو شیائو شین، نابغه سینمای تایوان 
در یک سوم پایانی فیلم به موازات این دو خط، صدای جدیدی بسیار شبیه ملودی اول به روایت اضافه می شود. ملودی سوم رابطه استاد ژوی جوان با «یشمی» (Jade) است؛ واریاسیونی روی تم اول. دو ملودی اول حالا تغییر کردهاند: استاد وانگ ترفیع گرفته و از شانگهای رفته، هم زمان زمرد آزادی اش را خریده و خانه گل را ترک کرده است. تجربه تماشای «گل های شانگهای» بدین ترتیب تجربه درهم رفتن ملودی ها و شنیدن موسیقی کنترپوآن است.
در «شهر اندوه» این ایده روایی شکلی پیچیده تر به خود می گیرد. فیلم قصه خانواده لین و پسرانش است که یکی از آنها در فیلیپین ناپدید شده. خط اول، قصه برادر بزرگ تر است، قصه یک تاجر و قاچاقچی که رابطه پرتنشی با گنگسترها  شانگهای دارد. این ملودی سریع و شتابناک (الگرو) تا انتهای فیلم شنیده می شود. خط دوم قصه خیلی زود در تمپوی آرام و باشکوهی (آداجیو) به صدای اول اضافه می شود، یک قصه عاشقانه میان برادر ناشنوا (ون چینگ) و هینومی. این خط در تضاد با شتاب و خشونت خط اول قرار می گیرد و تمپوی آهسته ترش از طریق تکنیک فیلم صامت و حضور میان نویس ها تشدید می شود.
ملودی سوم شورشی و آزادی خواهانه است و از دل صدای دوم و رابطه برادر ناشنوا و دوستش (برادر هینومی) متولد می شود. او در نهایت می میرد و صدای تراژیکش با دو ملودی دیگر آمیخته می شود.
در «مردان…» شکل دیگری از این هم جواری خطوط سه گانه روایی از طریق سه زمان مختلف وقوع رویداد وجود دارد. «استاد عروسک گردان» هم سه بخشی است: اول قصه کودکی و جوانی لی تیان لو، بعد شش بخش اجرای عروسکی و در نهایت بخش هایی که لی تیان لوی پیر رو به دوربین قصه زندگی اش را روایت می کند. فیلم سه اپیزودی «سه زمان» براساس ایده موسیقایی ساده تر «توالی» (sequence) شکل می گیرد.
سه خط روایی نسخه هایی از یکدیگرند که مثل تکرار پشت سر هم یک نت شنیده می شوند. هر بخش به شکل جداگانه براساس تکرار چند موتیف خاص گسترش پیدا می کند. در اولی دریا، مسیر، تابلوهای بین شهری با ترجیع بند سالن بیلیارد، در دومی تکرار دیدارهای مرد با فواصل زمانی مختلف در فضای ثابت یک خانه گل و با موتیف نامه ها و در اپیزود سوم موتورسواری در خیابان های تایپه موتیف اصلی است.  موتیف های مشترکی نیز سه اپیزود را به شکل یک کلیت بزرگ تر به هم ارتباط می دهد؛ مثل آوازخواندن و البته قرینگی نامه ها در اولی با میان نویس ها در دومی و پیامک های تلفنی در آخری. بدین شکل فرم روایی در اثار هو جدا از داستان منطق پیچیده و منحصر به فردی پیدا می کند که بیننده را درگیر یک چالش غیرداستانی می کند. در سایر آثار او نیز وضع بر همین منوال است و ایده های ویژه روایی به شکل های متنوع تجربه می شود.

یک سوم عسلی که می خوریم قطعا تقلبی است

نزدیک به 30 درصداز عسل مصرفی مردم دنیا تقلبی است.

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از عصر ایران به نقل از سی ان ان ترک این مطلب را رییس کنگره جهانی عسل در ترکیه عنوان کرده است.

خانم ” آسلی الیف سامانجی” با اشاره به این مطلب گفته است با وجود نظارت های مختلف  بین 25 تا 30 درصد از عسل گردشی در تجارت جهانی تقلبی است و همه ساله میزان ورود عسل تقلبی به بازار جهانی افزایش می یابد.

به گفته رییس نخستین کنگره جهانی عسل، هم اینک شرکت هایی در بازارجهانی فعال اند که مدعی اند هم در رنگ و هم در عطر قادرند عسل تقلبی تولید کنند.

بیشترین میزان عسل های تقلبی دنیا در چین تولید می شود و به همین دلیل ورود عسل چینی به برخی کشورها ممنوع شده است؛ با این حال این عسل های تقلبی چینی از طریق بازار (ثالث) در دیگر کشورها به کشورهای ممنوع شده هم وارد می شود.

یک سوم عسلی که می خوریم قطعا تقلبی است
به گفته رییس کنگره جهانی عسل، وقتی یک سوم عسل تولیدی دنیا تقلبی است و این عسل در بازار جهانی گردش کرده و خرید و فروش می شود، زیان بزرگی به صنعت زنبورداری و تولید کنندگان عسل طبیعی وارد می شود.

این کارشناس عسل تاکید کرده یکی از دلایل تولید عسل های تقلبی و ارایه آن به بازار کاهش تولید عسل طبیعی با وجود نیاز و کشش بازار جهانی به این ماده خوراکی معجزه گر و مفید برای انسان است.

به گفته خانم “آسلی الیف سامانجی” ، کاهش تعداد زنبورهای عسل در جهان به مرز هشدار دهنده ای رسیده است و این در حالی است که در سال های گذشته به واسطه افزایش آگاهی مردم دنیا نسبت به خواص و فواید عسل، میزان تقاضا برای مصرف این ماده خوراکی در جهان چند برابر شده است.

 

شوهر کرایه‌ای برای دختران دم‌بخت چینی + عکس

آفتاب‌‌نیوز : در پی تاکید سخت گیرانه در چین توسط خانواده دختران مبنی بر ازدواج ، بسیاری از دختران چینی که از خانواده خود دور هستند با کرایه کردن شوهری بمدت یک روز، با آن فرد به جمع خانواده خود پیوسته و آن فرد را شوهر خود معرفی می کند.

مرد فوق که شوهر کرایه ای آن دختر تلقی می شود ، در ازای گرفتن مبلغی کلان حاضر به این کار می شود.

شوهران کرایه ای در قبال آمدن به خانه والدین ۸۵ دلار و صرف ناهار و دیگر اقدامات ۵۰ دلار از دختر خانواده دریافت می کنند.

گفتنی است که بسیاری از دختران چینی در پی یافتن شغل مناسب به دور از خانواده خود و در شهر های دیگری زندگی می کنند و شاید چندین سال یکبار بتوانند در تعطیلات سال مخصوص چینی ها به ملاقات خانواده خود بروند.

http://funigma.com/wp-content/uploads/2013/11/nf00192724-11.jpg

سرخط روزنامه های هند- چهارشنبه 5 مهر

**هندو:
– بمب افکن های روسی مواضع داعش در سوریه را بمباران کردند
– نیروی مرزی از ورود مسلمانان روهینگیا به هند در تریپورا جلوگیری کرد
– رهبر کردستان عراق:مردم به استقلال رای دادند
– پاکستان واردات گوجه هند را متوقف می کند

**تایمز او ایندیا:
– چین بحران روهینگیا را یک مسئله داخلی میانمار اعلام کرد
– هند خطاب به امریکا:به افغانستان نیروی نظامی اعزام نمی کنیم
– عربستان سعودی ممنوعیت رانندگی بانوان را لغو کرد
– ارتش هند حمله نیروی اقدام مرزی پاکستان را خنثی کرد

**ایندین اکسپرس:
– کشته شدن یک فرمانده ارشد گروه حزب المجاهدین در کشمیر
– پایان اعتصاب در گرخالند پس از 104 روز
– ترس و ناامیدی مسلمانان روهینگیا از دهلی نو تا میانمار
– جیمز متیس:آمریکا خواستار راه حل دیپلماتیک با کره شمالی است

**هندوستان تایمز:
– رزمایش نظامی چین در جیبوتی
– فرمانده ارتش پاکستان به افغانستان سفر می کند
– دادگاه عالی پاکستان نواز شریف را در ارتباط با پرونده فساد محاکمه می کند
– افزایش احتمال فوران آتشفشان در اندونزی

**پایونیر:
– جاسوس پاکستانی، سازمان اطلاعاتی پاکستان را به حمایت از تروریسم متهم کرد
– کره شمالی:حق نابود کردن بمب افکن های آمریکایی را داریم
– 149 شهروند هندی زندانی در شارجه آزاد می شوند
– سازمان ملل تعداد مهاجران روهینگیا در بنگلادش را 480 هزار نفر اعلام کرد

**ایشن ایج:
– جیمس متیس: هند و امریکا با همکاری یکدیگر تروریسم را نابود می کنند
– رسانه های چین: هند متعصب و سرسخت است
– محبوبه مفتی:نشانه های صلح در جامو و کشمیر در حال جوانه زدن است
– دونالد ترامپ:امریکا آماده استفاده از گزینه نظامی علیه کره شمالی است
آساق**267*انتشار دهنده:احمدعلی خلیل نژاد