گزارش فارین پالسی از سناریوی تازه امریکا: فشار ترامپ بر متحدان اروپایی برای توقف خرید نفت از ایران

روز نو : نشریه امریکایی «فارین پالسی» با انتشار گزارشی اشاره می کند که تندروهای در امریکا خواستار فشار اقتصادی مجدد بر ایران و بازگرداندن شرایط به پیش از توافق هسته ای هستند. با این حال، فارین پالسی اشاره می کند که به احتمال زیاد آنان قادر به عملی کردن خواسته های شان نخواهند بود. به گزارش شناخت کشور چین به نقل از سايت روزنو، این نشریه با اشاره به این که امریکا به شدت بر متحدان اش فشار می آورد تا خرید نفت از ایران را متوقف کنند با این حال، تردید زیادی درباره توان متقاعد کردن او و پذیرش خواسته اش از سوی اروپایی ها و اسیایی ها وجود دارد. فارین پالسی به نقل از اقتصادددانان، مقام های پیشین و دیپلمات ها و کارشناسان اشاره می کند که به نظر می رسد ترامپ در این اقدام یکجانبه برای همراه کردن سایرین به منظور خفه کردن اقتصاد ایران ناکام خواهد ماند. فارین پالسی اشاره می کند که هر چه به زمان اعلام سومین گزارش ترامپ به کنگره درباره پایبندی ایران به برجام نزدیک تر می شویم مشخص می شود که دولت ترامپ برنامه هایی را برای اتخاذ رویکردی سخت تر در قبال برجام و ایران در پیش گرفته است. این نشریه می نویسد:«سایر طرف های برجام به شدت از تداوم توافق هسته ای حمایت می کنند و روشن ساخته اند که مخالف با اعمال تحریم های ضد ایرانی پیش از دوران توافق هسته ای هستند. ترامپ در سخنرانی اخیر خود در سازمان ملل متحد گفت که توافق هسته ای یکی از بدترین توافق های تاریخ امریکا بوده و نیکی هیلی سفیر امریکا در سازمان ملل نیز می گوید که تهران ناقض روح برجام بوده است. اگر ترامپ پایبندی ایران را تایید نکند کنگره باید ظرف ۶۰ روز تصمیم بگیرد که تحریم های تازه ای را علیه ایران وضع کند تحریم هایی که پس از توافق هسته ای ۲۰۱۵ میلادی لغو شده بودند و دارایی های بلوکه شده ایران نیز ازاد شده بودند. برخی از مخالفان برجام در کنگره خواستار احیای تحریم های قبلی به امید فشار اقتصادی بر ایران و پای میز مذاکره کشاندن ایران هستند. یکی از اقدامات سخت گیرانه فشار بر سایر کشورها برای کاهش خرید نفت از ایران است. اما دولت ترامپ موفق نخواهد بود کاری که اوباما با اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۲ میلادی انجام داد را تکرار کند. تحریم هایی که صادرات نفت ایران را از حدود ۲.۵ بشکه در روز به کمتر از ۱.۵ بشکه در روز کاهش داد و در نهایت به چندین دلیل موفقیت آمیز بود. کشورهای اروپایی و اسیایی در آن زمان از رویکرد امریکا حمایت کردند و تحریم های موازی اتحادیه اروپا تاثیرات مخربی بر صادرات ایران گذاشت. هم چنین کره جنوبی، چین و هندوستان نیز موافقت کردند تا خرید نفت از ایران را محدود کنند. پس از لغو تحریم ها در ابتدای سال ۲۰۱۶ میلادی ایران بخش بزرگی از سهم خود از بازار جهانی نفت را بدست آورد. ایران از آن پس صادرات خود به اروپا و پس از آن به چین، هند، کره جنوبی و ژاپن را افزایش داد. مقام های سابق و کارشناسان حوزه انرژی می گویند هیچ راهی برای بازگردندن شرایط به قبل از برجام برای صادرات نفت ایران وجود ندارد.«جیسون بوردوف» مدیر مرکز مطالعات سیاست جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا و از مشاوران پیشین باراک اوباما در کاخ سفید می گوید:«من فکر می کنم این احتمال وجود دارد که دولت ترامپ پایبندی ایران به برجام را تایید نکند اما بعید به نظر می رسد که شاهد تکرار تحریم های گذشته و کاهش میزان تولید نفت ایران به سطح چشمگیری باشیم». فارین پالسی اشاره می کند که با این حال ترامپ و برخی از هواداران تندروی او خواستار رژیمی تحریمی علیه ایران بدون داشتن یک هدف دیپلماتیک روشن و مشخص هستند. با این حال، کار برای آنان به منظورفروش ایده شان به کشورهای اروپایی و اسیایی دشوار است چرا که آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز بارها اعلام کرده که ایران پایبند به برجام بوده است. «متیئو رید» معاون رییس در گزارش های خارجی یک شرکت مشاوره انرژی در واشنگتن می گوید:«ترامپ نمی تواند تندباد سال ۲۰۱۲ زمانی را علیه ایران ایجاد کند. در آن زمان کار برای امریکا راحت تر بود و احمدی نژادی در قدرت بود که امکان داشت با توسل به اقدامات و حرف های او ایران را راحت تر منزوی کرد و اتحادیه اروپا نیز خواستار بازی با آن توپ بود. اکنون برای تحمیل مجدد تحریم ها به طور یکجانبه امرکیا مجبور است همه مشتریان نفت خام ایران را تهدید کند. این موضوع باعث واکنش خشم الود و مقاومت جهانی به ویژه از سوی متحدان امریکا خواهد شد». فارین پالسی در ادامه اشاره می کند که وجود بحران کره شمالی نیز سبب می شود تا دست ترامپ در مورد برنامه هسته ای ایران و برجام بسته تر شود. این نشریه می نویسد:«در سال ۲۰۱۲ میلادی امريکا توانست خریداران اسیایی مانند چین و کره شمالی و ژاپن را مجاب به کاهش خرید نفت از ایران کند. این امکان پذیری به دولت علت بود. نخست آن که تولید نفت امریکا  بازار را اشباع کرد این بدان معنا بود که خروج یک میلیون بشکه نفت روزانه از بازار باعث کمبودی نمی شد و امریکا این یک میلیون را با تولید و عرضه خود در بازار جبران می کرد. دوم آن که واشنگتن در آن زمان در درگیری با کره شمالی نبود که نیازمند حمایت دیپلماتیک پکن، سئول یا توکیو و یا حمایت کشورهای اروپایی مانند فرانسه باشد که یکی از خریداران بزرگ نفت ایران است». فارین پالسی اشاره می کند که مخالفان برجام اما باور دارند که مخالفت با تحریم ها از سوی اتحادیه اروپا، چین و روسیه زمانی که اقتصاد قدرتمند امریکا وارد بازی شود محو خواهد شد. آنان استدلال می کنند که پس از تحریم های امریکا، شرکت های اروپایی و خارجی مجبور می شوند بین فعالیت در ایران یا بازار امریکا یکی را انتخاب کنند و در نهایت مجبور می شوند از ایران دور بمانند. ریچارد گلدبرگ در یاداشتی سیاسی اما می نویسد که این تصور اشتباهی است که اروپایی ها و دیگر شرکت های خارجی فعال در کسب و کار با ایران را در معرض خطر بدانیم چرا که آنان سعی می کنند قوانین مالیاتی و مالی امریکا را دور بزنند که مشکلی برای شان ایجاد نکند. «ریچارد نفیو» از مقام های دولت اوباما که در تنظیم تحریم های ضد ایرانی نیز نقش داشته است می گوید که اگر واشنگتن واقعا مایل به اعمال تحریم های تازه علیه ایران باشد باید وارد یک جنگ تجاری با متحدان اش شود و اگر از این موضع خود عقب نشینی کند تحریم های امریکا در دید سایرین به عنوان تهدیدی توخالی به نظر خواهند رسید. او می گوید:«این شرایطی است که شما خود را در یک دام قرار داده اید. حرکت شما بدون ریسک نیست و در هر دو جهت دشوار خواهد بود». فارین پالسی می نویسد:«در دهه ۹۰ میلادی امریکا تهدید به تحریم علیه هر شرکتی کرد که سرمایه گذاری در بخش عمده در صنعت نفت و گاز ایران انجام داده بودند. اتحادیه اروپا امریکا را تهدید کرد که آن کشور را به سازمان تجارت جهانی بر سر این مسئله خواهد کشاند. در پایان دولت بیل کلینتون مجبور به عقب نشینی و مصالحه بر سر این طرح با اروپایی ها در سال ۱۹۹۸ میلادی شد. «دیوید او سولیوان» سفیر اتحادیه اروپا در امریکا می گوید که هیچ تردیدی ندارد اگر ترامپ بخواهد این سناریو را تکرار کند اتحادیه اروپا اقداماتی را برای حفاظت از منافع مشروع خود و شرکت هایش با تمام بازارهای موجود در اختیارش انجام خواهد داد». او می گوید که اتحادیه اروپا منتظر است که ببیند امریکا چه تصمیمی درباره تحریم ها و توافق هسته ای می گیرد و چه استدلال هایی را ارائه می کند. کارشناسان می گویند که دولت ترامپ می خواهد با استفاده از بازگرداندن تحریم های شدید ایران را پای میز مذاکره کشانده و وادار به ارائه امتیازات بیش تری کند. رید اما می گوید که امریکا نمی تواند مجددا به توافق برسد. با این حال، او معقتد است که لحن و شعارهای سخت گیرانه می تواند مسیر را برای گفت و گوهای تازه بر سر برنامه هسته ای ایران هموار کنند و معایب توافق هسته ای را مطرح سازند از جمله نقش گسترده تر ایران در منطقه که رییس جمهوری فراسه نیز اخیرا به آن اشاره کرد. این نشریه در پایان می نویسد:«دیپلمات های غربی هم چنین معتقدند که واشنگتن هنوز هیچ مشوق یا امتیاز اضافی را ارائه نداده که تهران را متقاعد کند که مذاکره دوباره ارزش دارد.

برگزاری اولین رزمایش چین در نخستین پایگاه برون مرزی‌اش در جیبوتی

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از ایسنا، به نوشته روزنامه “چاینا مورنینگ پست”، با گذشت کمتر از دو ماه از افتتاح رسمی نخستین پایگاه برون مرزی نیروی دریایی چین در کشور جیبوتی، نیروی دریایی ارتش آزادی بخش خلق چین روز جمعه برای نخستین بار مانورهایی با گلوله واقعی در این منطقه برگزار کرد.

لیانگ یانگ، فرمانده این پایگاه نظامی گفت: این اولین بار است که سربازان ما مستقر در جیبوتی پایگاه خود را برای انجام مانورهای آموزش نظامی ترک کردند. این مانور با استفاده از گلوله واقعی به شکل‌گیری یک مدل آموزشی جدید برای نیروهای مستقر در پادگان برون مرزی چین کمک خواهد کرد.

این مانور شامل چندین تن از افسران ارتش چین بود و در زمینه آموزش نیروهای پلیس ملی چین برگزار شد.

در جریان این مانور چین خودروهای زرهی اعزام کرده و از هفت‌تیر، تفنگ‌های خودکار و مسلسل برای حمله به اهداف آموزشی استفاده کرد.

ساخت اولین پایگاه برون مرزی چین یکسال به طول انجامید و نهایتا چین در اول اوت سال جاری میلادی نخستین تاسیسات نظامی برون مرزی خود را افتتاح کرد و قصد دارد از آن برای تامین سوخت و وسایل لازم کشتی‌های نیروی دریایی‌اش که در ماموریت‌های حفاظت صلح در سواحل یمن و سومالی شرکت دارند، استفاده کند.

همزمان با توسعه اقتصادی چین و رشد نفوذ نظامی این کشور در سطح جهان، یک لشکر چین متشکل از ده‌ هزار سرباز قرار است تا سال 2026 در جیبوتی بمانند. پکن قصد دارد از پایگاهش در آفریقا برای روابط نزدیک‌تر با کشورهای این قاره استفاده کند و این امر می‌تواند به چین در به دست آوردن دسترسی بیشتر به منابع طبیعی و تامین بازارهای جدید کمک کند.

چین همچنین ممکن است به دنبال مقابله با حضور نیروی دریایی ارتش ژاپن باشد که از سال 2011 میلادی لشکر کوچکی را در پایگاه خود در جیبوتی حفظ کرده است.

در حقیقت کمی پس از آنکه چین این مانور خود را آغاز کرد، نیروهای ژاپنی در جیبوتی نیز مانورهای نظامی آغاز کرده و براساس گزارشات این اقدام با هدف “حفاظت از اتباع ژاپنی خارج از کشور” صورت گرفته است. براساس گزارشات رسانه‌های ژاپنی سومین مانور نیروهای ژاپن از این نوع از 25 سپتامبر (3 مهر) آغاز و تا دوم اکتبر (10 مهر) ادامه خواهد داشت.

علاوه بر چین و ژاپن، آمریکا و فرانسه نیز پایگاه‌های خود را در جیبوتی دارند.

انتهای پیام

سیلی یکی از نمایندگان به سرکنسول ایران در چین / افزایش سفرهای خارجی نمایندگان به همراه خانواده ها

 گروه سیاسی- جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار افکارنیوز با اشاره به افزایش سفرهای خارجی نمایندگان در مجلس دهم گفت: متاسفانه نه تنها این سفرها کاهش نیافته بلکه افزایش هم یافته و جالب تر اینکه این سفرها به همراه خانواده های نمایندگان هم صورت می گیرد.

وی افزود: در مجلس دهم بیش از سایر مجالس شاهد سفرهای خارجی نمایندگان هستیم که بیشتر نمایندگان به همراه خانواده های خود به این سفرها می روند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه سفرهای مذکور در قالب ماموریت کاری صورت می گیرد، افزود: در یکی از این سفرها در شهریور ماه که به کشور چین صورت گرفت، یکی از نمایندگان اصلاح طلب با سر کنسول ایران در یکی از استانهای این کشور درگیر می شود و در حضور مقامات چینی سیلی به صورت این مقام ایرانی می زند.

کریمی قدوسی تصریح کرد: متاسفانه این درگیری بازتاب منفی داشته است.

وی افزود: بارها در خصوص سفرهای خارجی نمایندگان هشدارها و تذکراتی داده شده و ما از علی لاریجانی رئیس مجلس می خواهیم که این سفرها را کنترل کند.

 

از مک کارتیسم تا ترامپیسم

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس، محمد حسین ملایری طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت:
1-نطفه ترامپیسم در سال 2007 در نشریه ای افراطی به نام«بریت بارت» بسته شد.دو ویژگی مشخص این نشریه (و ایدئولوگ های آن نظیر بانن) نخست تبلیغ گسترده تئوری توطئه و دیگری زنده نگه داشتن برتری جنبش نژاد سفید است.آنان محور اول را به‌نحو علنی به انجام می رسانند و محور دوم را بصورت نامحسوس تبلیغ می کنند. حلقه«بریت بارت» که بعداً ترامپ را تغذیه فکری و تبلیغاتی نمود،اولین نکته را که به ترامپ آموخت آن بود که رسانه های آمریکا تماماً در تسخیر توطئه گران هستند و بنابراین باید شیوه مستقلی را پیش بگیرد.تقریباً در هیچ سخنرانی یا مصاحبه ای نیست که ترامپ از هجوم «اخبار تقلبی» شکایت نکند.

2-جنبش برتری نژاد سفید بعد از جنگ های داخلی آمریکا تقویت گردید و منجر به پدیده ای شد که «مهاجر ستیزی» خوانده می شود.
حلقه«بریت بارت» که دنبال باز تولید گفتمان«مک کارتیسم» وبرتری نژاد سفید است، با مهاجرت سر ناسازگاری دارد و در این ناسازگاری،علاوه بر ادعای برتری نژادی، گرایش مهاجران به حزب دموکرات نیز نقش دارد.
3- ترامپیسم آن سوی سکه«جکسونیسم» است.ترامپ در واقع نه واقع گراست،نه انزوا گرا و نه نومحافظه‌کار؛ اگر چه هر موقع لازم بوده از همه اینها دفاع هم کرده است! جکسونیسم اشاره به تهاجماتی دارد که منجر به کشته شدن یک میلیون اهالی کره شمالی گردید.یا اشاره به میزان بمبی دارد که آمریکایی ها برسر ویتنامی ها ریختند(به حسب اطلاعات نظامی بمبی که آمریکایی‌ها بر سر ویتنام ریختند سه برابر بمبی است که آنها در جنگ جهانی دوم مصرف کردند). ترامپ خیلی دوست دارد یک ماشین عظیم جکسونیستی در پنتاگون راه بیندازد تا هر موقع لازم داشت موتور آن را روشن کند.
4- ترامپیسم، جهان را هابزی می بیند و معتقد است دشمنان بی شمارند و دوستان اندک ؛بنابراین سیاست خارجی، باید سوفکلی باشد تا سقراطی. به عنوان مثال آمریکایی ها در یک چشم انداز صد ساله، ژاپن را تهدید اصلی برای امنیت ملی خود یافته اند و به همین دلیل سیاست نزدیکی به چین را با انتقال سرمایه و تکنولوژی و ادغام بازار آن در کانون توجه قرار دادند. با این سیاست، آمریکا دو نتیجه همزمان را هدف قرار 
می دهد: کنترل ژاپن (‌با توجه به  خصومت های تاریخی میان چین و ژاپن)‌و دور کردن چین از روسیه. ترامپیسم با این سیاست موافق نیست و معتقد است چین در مهار کره شمالی به‌قدر کافی همکاری نمی کند و بنابراین باید آنقدر چین را زیر فشار قرار داد که بتوانیم کره شمالی را از قدرت، ساقط نماییم و رسیدن به این هدف، تنها در سایه «جکسونیسم» میسر است. 
5- ترامپیسم، قشری گرا است. بارزترین نمونه قشری گرایی ترامپ در جریان تظاهرات موافقان و مخالفان تبعیض نژادی خود را نشان داد و مقاومت ترامپ در محکومیت برتری طلبان نژاد سفید تا آخرین دقایق، روشن نمود که او به گفتمان «بریت بارت»کاملا وفادار است و هزینه های سنگین سیاسی آن را هم می پردازد.
6-پوپولیسم ترامپ، ابزار قدرت مندی را برای اردوگاه او فراهم آورده است. او با پوپولیسم، نه به عنوان بخشی از حزب جمهوری‌خواه، بلکه به عنوان حزب سومی که اپوزیسیون کامل است، ظاهر گردید. اگر چه ترامپ تمام ثروتش را مدیون نخبگان هر دو حزب آمریکاست. با این حال نخبگان دموکرات را اشخاص متکبر و نخبگان جمهوری‌خواه را سرمایه داران زد و بند چی ( که در پیوند با سیاست، به ثروت رسیده اند) خواند و فریاد می زد که « به واشنگتن می روم تا سیفون سیاستمداران را بکشم» !‌در عین حال او آرزو می کند که آمریکاییان مانند او شوند و هر کدام « برج ترامپ» خودشان را داشته باشند !
7- ترامپیسم مترادف  ملی گرایی است. ترامپ مخالف « شهروند جهانی» سقراط است. از دید او آمریکا بهشتی است که حاصل ارزش های استثنای و زحمات طاقت فرسای نسل های گذشته است.
از دید او اگر کشورهای دیگر دچار فلاکت اند، این ربطی به آمریکا ندارد. اگر مکزیکی ها شغل یا اروپایی ها بازسازی قدرت نظامی می خواهند. نباید روی آمریکا ( که هدف اولش شغل پیش امنیت و رفاه است )‌حساب کنند. آمریکائیان فقیر و فراموش شده از سوی طرفداران جهانی شدن، در رنجند.از دید او فلان واسطه معاملات ملکی باید خیلی بیشتر از بوروکرات های بین المللی مورد توجه واشنگتن نشین ها باشند که نیستند. 
8- گذشته گرایی صنعتی: ترامپیسم طرفدار صنایعی است که در قرن 19 توسط خیل کارگران پر عضله، اداره می شدند. ترامپیسم باور دارد که صنایع گذشته (‌فولاد، اتومبیل، ذغال سنگ، ساختمان، کشاورزی، الوار، معدن کاری و… )‌همچنان دارای برجستگی بوده و شایسته حمایت اند. به کار بردن دست و فکر برای خلق یک شی واقعی خیلی مورد نیاز تر و لازمتر است تا یک امر انتزاعی یا فرهنگی. 
اساتید دانشگاهی و ایده پردازان « سیلیکون ولی » ( که در دو دهه گذشته بازسنگین احیای توان آمریکا را در عصر جدید بر عهده دارند )‌معتقدند که صنایع مورد حمایت ترامپ، دایناسورهای آلوده گر هستند و دوران آنها به عنوان منابع ثروت به سر آمده، اما ترامپ معتقد است منابع ارزشمند ثروت مادی ملت، همین صنایع هستند. سیاست های صنعتی و اقتصادی ترامپ ظرف  همین مدت لطمات خود را در بخش نوین صنعت آمریکا به جا گذاشته است.
9- تقدم پول بر منافع بلند مدت آمریکا ؛  ترامپیسم در مواجهه با هر گزاره با پروژه ای در گام نخست به ابعاد مالی – اقتصادی آن ( با اولویت منافع خودی ها )
‌توجه دارد. ترامپ با قرارداد 500 میلیاردی، اگر چه منافع اقتصادی و اشتغالی مورد اشاره را فراهم ساخت، لکن عملا کانون باز تولید بنیاد گرایی خشن اسلامی را که به دست سعودی ها نهادینه شده، فعالتر ساخت.
نهایت آنکه: ترامپیسم، در بن خود توطئه اندیشی مک کارتیسم را حمل می کند در حالی که که چاشنی قشری گری، نژاد پرستی و گذشته گرایی را در خود دارد. 
ترامپیسم نه تنها مشکلی از جهان حل نمی کند که همچون مکارتیسم یک بار دیگر جامعه آمریکا را در کام بحرانی دیگر فرو خواهد برد.

مطلب فوق مربوط به سایر رسانه‌ها می‌باشد و خبرگزاری فارس صرفا آن را بازنشر کرده است.

بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازی

تیم فوتسال دانشجویان ایران قهرمان آسیا شد

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از گروه آموزش خبرگزاری برنا، در پایان این رقابت ها از سوی کمیته فنی،علی ابراهیمی به عنوان آقای گل مسابقات و شهاب طالبی به عنوان بهترین بازیکن مسابقات فوتسال دانشجویان آسیا انتخاب شدند .

در دیدار رده بندی تیم قزاقستان موفق شد با نتیجه 4 بر2 چین را شکست داده و به عنوان سومی این رقابت ها دست یابد.

 در این دوره از رقابت ها، تیم های ایران، چین، چین تایپه ، کالودونیای جدید ، عمان، قرقیزستان، مالزی، قزاقستان و مغولستان در لینگوو چین به رقابت پرداختند .

 

تجهیز ناوهای ارتش به سوخت هسته‌ای در مرحله تحقیقات است

صراط: فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضور در برنامه دستخط، به سوالات مختلفی پاسخ داد.

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از تسنیم، دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش با حضور در برنامه دستخط، به سوالات مختلفی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:

مجری: در خدمت امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، هستیم که ایشان همیشه تاکید دارند بگویید نیروی راهبردی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران؛ درست است؟
سیاری: بله، عرض سلام خدمت شما و همه بینندگان عزیز دارم.  
س: از نیروی دریایی چه خبر؟ این چند وقت می‌گویند یک مقدار اصطکاک با آمریکایی‌ها بیشتر شده است، درست است؟  
سیاری: بله ما در بحث دریا به هیچ عنوان اجازه نمی‌دهیم کسی به مرزهای دریایی ما نزدیک شود. مستحضر هستید دریا شرایطش فرق می‌کند. ما آب‌های سرزمینی را داریم، آب‌های منطقه نظارت را داریم، آب‌های منطقه انحصاری اقتصادی را داریم، آب‌های آزاد را داریم؛ اینها پشت سرهم قرار می‌گیرد ولی آنجایی که حاکمیت ما قطعی است و ما نباید اجازه بدهیم کسی به مرزهای سرزمین ما نزدیک شود، آب‌های سرزمین و منطقه نظارت ما است که ما با جدیت حفاظت و حراست می‌کنیم و اگر کسی بخواهد به سمت این آب‌ها نزدیک شود قطعا ما اخطار و تذکر می‌دهیم.  
س: آخرین اخطاری را که داده‌اید کی بوده است؟
سیاری: مربوط به این لنچی بود که مربوط به ما بود و در آب‌های منطقه نظارت تقریبا برایش مشکل به وجود آمده بود، در حال غرق شدن بود و تقاضای کمک کرده بود. برابر قوانین حاکم بر دریا اگر یک شناوری در عرصه دریا برایش مشکلی به وجود بیاید، این روی سامانه ارتباطی‌اش در خواست کمک می کند و هر کشتی که نزدیک باشد باید به او کمک کند.
 این لنچ ما تقاضای کمک می‌کند؛ ناو بیگانه نزدیک بوده و برای کمک می‌آید، اما چون این لنچ در نزدیکی مرزهای آبی ما بوده ما اینجا حساسیت نشان می‌دهیم که حتی به قصد کمک هم آن اجازه نداشته باشد که به مرزهای ما نزدیک شود چرا که ما خودمان در کمترین زمان ممکن، ضمن اینکه به او اخطار دادیم به آب‌های ما نزدیک نشود، خود ما درمنطقه حضور پیدا کردیم و لنچ را نجات دادیم و آوردیم.
س: الان ما نیروی دریایی ما در آب‌های آزاد تا کجاها پیش رفته است؟
سیاری: الان ما افتخار داریم که ظرف چند سال گذشته در اجرای تدابیر فرمانده معظم کل قوا از سمت جنوب شرق آسیا تا اقیانوس آرام، دریای جنوبی چین تا اقیانوس آرام دریانوردی کردیم، به سمت جنوب تا قاره آفریقا را دور زدیم و در اقیانوس اطلس حضور پیدا کردیم و از سمت غرب هم، خلیج عدن و باب‌المندب و دریای سرخ را کانال سوئز و مدیترانه تا نزدیکی تنگه جبل الطارق دریانوردی کردیم. پنج ماه دریانوردی بدون اینکه نیازی داشته باشیم از جایی پشتیبانی بشویم یا نیازی داشته باشیم برای تعمیرات در جایی پهلو بگیریم، چون متکی به توانمندی خودمان هستیم.  
س: یک مطلبی از شما خواندم؛ اینکه وعده داده بودید ما به زودی تا 12 مایلی ساحل آمریکا هم خواهیم رفت؟
سیاری: اول در مورد 12 مایل بگویم که 12 مایل آب‌های سرزمینی هر کشوری می‌شود که ما الان می‌گوییم کسی حق ندارد، وارد آب‌های سرزمینی شود. حاکمیت آنجاست، مرز ما انجاست. در آب‌های منطقه نظارت هم هست اما عبور و مرور بی خطر در بعضی جاها مجاز است که قوانین خاص خودش را دارد، اما این 12 مایلی که ما گفتیم مرزی است که دیگر کسی نباید نزدیک شود مگر با اجازه باشد.
به محض اینکه این مطلب را ما عنوان کردیم، دیدیم که کاخ سفید موضع‌گیری کرد. گفت که اینها نمی‌توانند آنجا دریانوردی کنند، تجهیزات‌شان محدود است، فقط می‌توانند در منطقه خودشان دریانوردی کنند. روی موضع‌گیری که رئیس ستاد ارتش امریکا انجام داد بلافاصله کارشناسان رسانه‌ای دست به کار شدند و موضع‌گیری‌های مختلفی انجام دادند.  
یکی آمد نقشه‌ای کشید؛ یک خطی از بندرعباس به طرف مدیترانه و جبل الطارق تا سواحل غربی اقیانوس اطلس کشید و عنوان کرد که این 9500 مایل است که تقریبا 20 هزار کیلومتر می‌شود و نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران، توانمندی طی این مسافت را ندارد و نمی‌تواند در اینجا دریانوردی انجام دهد بنابراین ما این را خیلی جدی نمی‌گیریم.  
س: چه توانمندی می خواهد؟  
سیاری: توانمندی داشتن یگان شناور مناسب، سابقه و تجربه دریانوردی، مهارت خودب امکانات لازم روی شناورها که در همه ابعاد جواب بدهد؛ بحث دریانوردی، دریای خراب، مبارزه با امواج ارتباط رادار، سونار، توانمندی خود یگان شناور ابعاد مختلفی است که شما باید در اختیار داشته باشید تا بگویید من 20 هزار کیلومتر را میروم و 20 هزار تا هم بر می‌گردم آن هم در اقیانوس!  
دریانوردی در اقیانوس با دریای معمولی و برد کوتاه خیلی متفاوت است. ما تصویر داریم، شما نشان می‌دهید که تمام ناو به جزء برد فرماندهی زیر آب می‌رود و بیرون می‌آید. در رول و پیچی که انجام می‌شود می‌بینید که نصف ناو از کمر زیر آب می‌رود و به بیرون می‌آید، 40 درجه به چپ یا راست می‌خوابد؛ این توانمندی می‌خواهد و علم می‌خواهد.
ما هم گفتیم که ما قطعا این کار را انجام می‌دهیم و بعد به رسانه‌مان می‌دهیم که این نقشه را بکشند و بفرستند که ما این کار را انجام دادیم. قسمت اولش را هم انجام دادیم، اما همین دریانوردی 150 روزه که عنوان کردیم، ما رفتیم و آفریقای جنوبی را دور زدیم و در اقیانوس اطلس حضور پیدا کردیم. یعنی مرحله اول کار را انجام دادیم و آنها هم می‌دانند و قطعا هم در مرحله دوم تا انجایی که آب‌های بین‌المللی و آب‌های آزاد است که ما می‌توانیم آزادانه دریانوردی کنیم این کار را انجام خواهیم داد که توانمندی این ملت بزرگ را به مرز نمایش بگذاریم.  
س: این چیزی که گفتند که ناوهای ما می‌توانند به سوخت هسته‌ای تجهیز بشوند و اجازه آن را هم دادند و دولت تصویب کرد، در این زمینه کاری هم شده است؟
سیاری:‌ اینها در مراحل تحقیقاتی است که در همان مراکز تحقیقاتی مربوطه روی آن کار می‌شود. آنهایی که از سوخت هسته ای استفاده می‌کنند، قطعا نیاز به تجدید سوخت کمتری دارند، می‌توانند بیشتر دریانوردی کنند و امکان حضور بیشتر و طولانی‌تری را در مناطق دریا آزاد دارند.
س: از این جهت به ما خیلی کمک می‌کند؟
سیاری : بله خیلی کمک می‌کند
س: الان ما چند تا ناوگروه به آب‌های بین‌المللی اعزام کردیم؟
سیاری: ما تا امروز چهل و نهمین ناوگروه نیروی دریایی ما همین الان در خلیج عدن مشغول انجام دریانوردی است. حدود 7-6 یا بیشتر ناوگروه صلح و دوستی اعزام کردیم که تعدادی در خزر بوده است، ما تمام کشورهای حاشیه خزر را ناو گروه صلح و دوستی اعزام کردیم یا میزبان آنها بودیم، در جنوب هم به همین ترتیب بود.
س: واکنش کشورهای مختلف به این حضور ما چه بوده است؟  
سیاری: واکنش کشورهای دیگر جالب بود؛ اولاً دنیا نمی‌توانست باور کند بعد از انقلاب و بعد از 8 سال دفاع مقدس و با تحریم‌های موجود این توانمندی را داشته باشیم، که نه تنها نیروی دریایی ما سراپا باشد و توان رزمی داشته باشد، بلکه بتواند در آب‌های آزاد جهان حضور پیدا کند.  
این برای جهان تقریبا غیر قابل باور بود، اما وقتی که ما شروع کردیم این مسیر را حرکت کردیم و در جاهای مختلف حضور پیدا کردیم، نگاه‌ها خیلی تغییر کرده است. علت آن هم مثلاً برداشتی که در بحث حضور ما در دریای میدترانه اتفاق افتاد یا وقتی که ما آفریقا را دور زدیم یا در جنوب شرق آسیا حضور پیدا کردیم، یا مستمر در خلیج عدن برای برقراری امنیت حضور پیدا کردیم، این خیلی جلوه به کار ما داد طوری که امروز کشورهای منطقه و فرا‌منطقه‌ای ما را به عنوان نیروی دریایی مقتدر در عرصه دریا به ویژه در بحث امنیت خلیج عدن قبول دارد و به توانمندی ما احترام می‌گذارد. ما الان عضو رسمی همایش فرماندهان دریایی حاشیه اقیانوس هند هستیم.  
س: این برخورد شما با دزدان دریایی هم جذابیت خاص خود را دارد؛
سیاری: بله، از زمانی که IMO درخواست حضور در خلیج عدن کرد، وقتی که دزدی دریایی افزایش پیدا کرد، چون می‌دانید که دزدی دریایی که افزایش پیدا می‌کند اقتصاد جهان آسیب می‌بیند.
س: امنیت از بین می‌رود.
سیاری: امنیت که از برود، اقتصاد آسیب می‌بیند و هزینه‌ها سنگین می‌شود. خلیج عدن یکی از مهم‌ترین آبراه‌های دنیاست که بیشترین رفت ‌و آمد ما در آن داریم چون تمام کانال ارتباطی جنوب شرق آسیا به اروپا و جنوب شرق آسیا به اروپا و به سمت شمال اقیانوس هند به کشور ما و به خلیج فارس، خلیج عدن است.  
سازمان جهانی دریانوردی درخواست کرد که هر کشوری توانمندی دارد و می‌تواند در این منطقه حضور پیدا بکند و کمک به اقتصاد جهان بکند و این امنیت را برقرار بکند، آنجا حضور پیدا کند.
ما جز اولین کشورهایی بودیم که اعلام موضع کردیم و در آن منطقه حضور پیدا کردیم و کمک کردیم و تا حالا چندین تقدیرنامه از آن سازمان جهانی دریافت کرده‌ایم؛ به خاطر کمک‌هایی که در بحث برقراری امنیت در منطقه انجام دادیم. برای جمهوری اسلامی هم تا امروز بالای4200 فروند کشتی تجاری و نفتکش را اسکورت کرده‌ایم و امنیت آنها را برقرار کرده‌ایم و به سلامت از منطقه خطر عبور دادیم تا آسیبی به اقتصاد کشور ما وارد نشود و اجازه چنین کاری را هم نخواهیم داد.
س: آخرین درگیر شما با دزدان دریایی کی بوده است؟
سیاری: دزدان دریایی الان به خاطر حضور مستمر ما و دیگر کشورها که هر کس به دنبال منافع خودش است در حال حاضر میزان حملات‌شان کمتر شده است، مگر اینکه موقعیت را بسیار مناسب بدانند؛ چون می‌دانند که با آنها برخورد می‌شود.
س: ریسک این هم بالا است.
سیاری: به نظر بنده بیش از 250 مورد با اینها برخورد داشتیم. ما آمار داریم تا حالا 25 کشتی متعلق به 25 کشور جهان را کمک کردیم و نجات دادیم.
س: مهم‌ترین‌ها کدام بودند؟ به کجاها کمک کردید؟
سیاری: کشورهای جنوب شرق آسیا بودند، کشورهای حاشیه اقیانوس هند بودند که ما کمک کردیم.  
س: آمریکایی‌ها تا حالا گرفتار نشدند؟
سیاری: بله، ما به کشتی آمریکایی کمک کرده‌ایم. کشتی چینی را کمک کردیم که یکی از کشتی‌های چینی را دزدیدند و ما رفتیم آنها را نجات دادیم.
س: کوتاه تعریف می‌کنید؟
سیاری: سال 91 بود که یک کشتی جمهوری اسلامی ایران را در 6 فروردین در نزدیکی مدار ده درجه یعنی زیر هندوستان به سومالی، زیر آن خط و بالای 2500 هزار کیلومتر آنجا کشتی ما را ربودند، چون منطقه‌ای بود که ما حضور نداشتیم، اقیانوس خیلی گسترده است، ما در خلیج عدن یک کانال 1500 کیلومتری را اسکورت می‌کنیم، اما خارج از این منطقه کشتی ما را دزدیدند و ما ظرف 48 ساعت توانستیم آن کشتی مان را که داشتند به سرعت به سمت سواحل سومالی می‌بردند و حدود 100 هزار تن هم شکر داشت، توانستیم این کشتی را نجات بدهیم و برگردانیم.
تقریبا 6 روز بعد از این یک کشتی چینی را در منطقه دزدیدند و چون کشتی چینی آن نزدیکی نبود که کمک کند، دولت چین از ما درخواست کرد که ما کمک کنیم و ظرف 24 ساعت توانستیم کشتی چینی ربوده شده توسط دزدان دریایی را نجات دهیم و به کشور چین تحویل دهیم که خیلی هم قدردانی کردند.
کشتی آمریکایی هم به همین ترتیب بود؛ در منطقه خلیج عدن دور از اسکورت خودشان قرار گرفته بود، تیم‌هایی به آنها حمله کردند و ما نجات دادیم و برای ما فرق نمی‌کرد که این کشتی آمریکایی است یا هر جای دیگر است. برابر قانونی که اگر خواستند حمله بکنند به کشتی، ما کمک بکنیم، کمک کردیم و دور کردیم.  
س: آمریکایی‌ها تشکر کردند؟
سیاری: آنها خب در دریا تشکر می‌کنند، ولی ما به تشکر آنها کاری نداریم؛ آنها خیلی دلشان می‌خواهد که با ما تماس برقرار کنند، خیلی دلشان می‌خواهد با ما ارتباط داشته باشند اما ما ارتباط نداریم.  
س: واقعا توی عمل هم این را نشان داده اند؟  
سیاری: بله. در عمل هم نشان دادند صدا می‌زنند اما ما جواب نمی‌دهیم. فقط یک مورد اتفاق افتاد در دریای جنوبی چین ناوشکن سبلان ما در حال دریانوردی به سمت اقیانوس آرام بود. کشتی صداش کرد چون معمولا کشتی‌ها از فاصله دور همدیگر را نمی‌بینند و صدا می‌کنند که مثلا مسیرتان کجاست و به کجا می‌روید و یک چنین ارتباطاتی برقرار است.  
کشتی ما خودش را معرفی می‌کند که ما ناوشکن جمهوری اسلامی ایران سبلان هستیم، در این مسیر دریانوردی می‌کنم و می‌پرسد که شما که هستید و آن خودش را معرفی می‌کند که از کجاست و او از ما سئوال می‌کند که شما این جا چکار می‌کنید؟ بچه‌های ما قاطعانه جواب می‌دهند که شما اینجا چیکار می‌کنید چرا که اینجا نزدیک‌تر به ما است. شما در این منطقه چیکار می‌کنید؟ شما باید این منطقه را ترک کنید و بروید.
بعد می‌گویند که ما کاری نداشتیم فقط می‌خواستیم بگوییم دریای اینجا خراب است و شما اذیت می‌شوید. بچه‌های ما پاسخ می‌دهند که شما نمی‌خواهد دلتان برای ما بسوزد، ما مردان دریای سخت هستیم. دریانوردی هم می‌کنیم و از دریا هراس نداریم و آنهایی که نباید اینجا باشد شما هستید. اگر شما منطقه را ترک کنید خیلی بهتر است.
حرکت در مدیترانه را هم می‌خواستم خدمت شما بگویم که وقتی ما برای اولین بار از کانال سوئز عبور کردیم و در مدیترانه حضور پیدا کردیم، یک حرکت بزرگی بود. کانال سوئز در خاک مصر است. درست است که اولین بار کانال سوئز را ایرانی‌ها حفر کردند. ما در سابقه دریانوردی‌مان خیلی قوی بودیم البته این کانال نه، ولی کانال اصلی که مدیترانه را به دریای سرخ وصل می‌کند، توسط ایرانی‌ها در 2500 سال قبل حفر شد.  
این در خاک مصر است و مصر عوارض از کشتی‌ها می‌گیرد، وقتی عبور می‌کنند. یعنی هر کسی می‌خواهد عبور کند چه تجاری باشد چه نظامی، باید یک پروسه اداری را طی کند. ما هم به دنبال این بودیم که به ما جواز عبور بدهند. زمان «نامبارک» بودآ به ما مجوز نمی‌دادند و ما یک هفته تمام پشت کانال سوئز مانده بودیم، وقتی به مسئولین می‌گفتیم یک هفته است به ما مجوز نمی‌دهند عبور کنیم علی رغم اینکه پول هم به حساب‌شان ریخته بودیم و چون ناو ما نظامی بود اجازه نمی‌دادند.  
به ما گفتند عیب ندارد دعای توسل بخوانید و ما واقعا دعای توسل می‌خواندیم واقعا. یک هفته تمام پشت کانال سوئز ماندیم و بالاخره جواب داد چون همان مدتی که آنجا بودیم «نا مبارک» سقوط کرد و بلافاصله بعد از سقوط او، ما از کانال سوئز عبور کردیم و وارد مدیترانه شدیم دنیا تکان خورد. آن حرکتی که ما با اسرائیلی‌ها انجام دادیم برایتان گفته‌ام.  
می‌دانید وقتی که از کانال سوئز عبور کردیم ما باید به سمت سوریه می‌رفتیم. از دریا که عبور می‌کنید، سمت راست شما رژیم صهیونیستی است. معمولا کشورها در سواحل‌شان سیستم صوتی و راداری دارند و هرکشتی که نزدیک شود را صدا می‌زنند که چه کسی هستید و کجا می‌ر‌وید.  
این مستمر ما را صدا می‌زد و بچه‌های ما جواب نمی‌دادند، خیلی اصرار می‌کند ولی بچه‌ها جواب نمی دهند. آخر هم می‌گویند چیکار دارید که انقدر صدا می‌زنید؟ می‌گویند می‌خواستیم بدانیم شما چه کسی هستید و بچه‌های ما می‌گویند به شما هیچ ربطی ندارد که ما کی هستیم!
می‌گویند من فلان کشور هستم و بچه‌ها می‌گویند ما شما را اصلا نمی‌شناسیم. از نظر ما، شما اصلا موجودیت ندارید! این حرکت خیلی حرکت بزرگی است که در نزدیک مرزهای رژیم صهیونیستی این جواب را بچه‌های ما ادند و اینگونه با آنها برخورد کردند و واقعا دنیا خیلی تکان خورد که ما چگونه به این توانمندی رسیدیم که دریانوردی می‌کنیم. در خلیج عدن حضور داریم. از سوئز هم عبور کردیم و وارد مدیترانه شدیم و نزدیک جبل الطارق هم شدیم.  
س: با اسرائیلی‌ها درگیر نشدید؟
سیاری: من فکر کنم آنها در حد و رقمی نیستند که شایسته باشند حتی با ما درگیر بشوند.
س: اگر بشوند؟
سیاری: اگر اینطور شود حساب‌شان با خودشان است.
س: بعد از تولید ناوشکن جماران و سهند که پیشرفته‌ترین ناوشکن‌های ما هستند چه برنامه‌ای برای تولید ناوشکن دارید؟
سیاری: ما در بحث تامین تجهیزات مورد نیازمان تدبیر داریم که باید روی پای خود بایستیم چون این تجهیزات را به ما نمی‌دهند. می‌دانید ناوشکن و زیردریایی، سلاح‌های راهبردی و استراتژیک است و به همین راحتی در اختیار کسی قرار نمی‌دهند. ما از انقلاب به اینور حتی قطعات هم به ما ندادند، تعمیرات هم به ما کمک نکردند.  
ما قبل از انقلاب در این موضوعات وابسته بودیم. ما تا امروز توانسته‌ایم انواع ناوهای موشک‌انداز را تولید کنیم و بسازیم. ناوشکن هم ساختیم که شما جماران و دماوند را نام بردید و در آینده نزدیک هم شماره‌های بعدی که پیشرفته‌تر هستند، در خط خواهند امد؛ چون حضرت آقا می‌فرماید شما هر چیزی تولید می‌کنید باید نسبت به قبلی 20 درصد پیشرفته‌تر باشد.  
س: فکر می‌کند چه زمانی این ناوشکن جدید را خواهید ساخت؟  
سیاری: ما فکر می‌کنم در سال جاری هم موفق بشویم این کار را به انجام برسانیم.
س: پس کارهایش انجام می‌شود؟  
سیاری: بله تا آنجایی که نیاز داشته باشیم تولید می‌کنم.
 س: یعنی با آن 20 درصد پیشرفت است؟
سیاری: هرکدام از آنها را تلاش کردیم که آن تدبیر را ایجاد کنیم و پیشرفت را درونش لحاظ بکنیم.  
س:زیر دریایی چطور؟ ما از روسیه زیر دریایی گرفتیم؟
سیاری: ما تا زمان دفاع مقدس، بعد از دفاع مقدس تا 1370 اصلا زیردریایی نداشتیم و زیردریایی نمی‌شناختیم و در جنگ زیردریایی نداشتیم. ما سال 70 به زیردریایی دسترسی پیدا کردیم. سه زیردریایی کیلوکلاس را به نام طارق، نوح و یونس از روسیه خریداری کردیم، اما از آن به بعد ما به توانایی بالایی دسترسی پیدا کردیم.  
و آن، اینکه انهایی را که خریدیم را تعمیرات اساسی انجام دادیم که پیشرفت بسیار بالایی است؛ می‌دانید که فن‌آوری در زیردریایی‌ها بسیار بالا است و رده اول را به خود اختصاص می دهد و در مورد ساخت هم، امروز الحمدالله زیردریایی کلاس غدیر و فاتح را ساختیم.  
س: این زیردریایی که ساختید نسبت به زیر دریایی که کشورهای پیشرفته دارند خیلی عقب‌تر است؟
سیاری: هر کدام تعریف خاص خودش را دارد. ما نمی‌توانیم اینها را با هم مقایسه کنیم. هرکدام یک ماموریت‌هایی دارد. در قالب آن ماموریت توانمندی آن اندازه‌گیری می‌شود. مثلا ما از زیردریایی کلاس غدیرمان انتظار نداریم دریا دوردست برود چون ان ظرفیت را ندارد اما ماموریت ویژه‌ای که دارد به خوبی از عهده‌اش بر می‌آید. این خط مهمی است و کسب این توانمندی…  
می‌دانید حضور در دریا ابعاد مختلفی دارد. زیر دریا را باید بشناسید. کف دریا را باید بشناسید. شرایط فیزیکی و شیمیایی دریا را باید بشناسید. امواج را باید بشناسید. زیر دریایی را باید بسازید با همه فن‌آوری که در درونش است و تازه باید دنبال تجربه و مهارت دریانوردی در زیر دریا بروید.
س: من می‌دانم که شما به خیلی از جوان‌ها اهمیت می‌دهید و به آنها میدان می‌دهید، اما شده بعضی اوقات طرحی برایتان بیاورند و باورتان نشود و بعد بروند این کار را انجام دهند؟
سیاری: هر طرحی به ما بدهند ما آن را بررسی می‌کنیم. اصلا طرحی نبود بیاورند و ما بگوییم باورمان نمی‌شود؛ بررسی می‌کنیم و جلسه می‌گذاریم، با مسئولین فنی صحبت می‌کنیم و به یک نتیجه‌ای می‌رسیم.  
س: گفته بودید که بستن تنگه هرمز مثل نوشیدن یک لیوان است.  
سیاری: بله، این مسئله برای سال 90 بود. من گفته بودم که برای برقراری امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز، این توانمندی کامل در اختیار جمهوری اسلامی ایران است که امنیت کامل برای خطوط مواصلاتی کشورها برقرار کند و تا حالا هم اینگونه بوده است. امنیت کاملا در دست ماست و گفتم که آن کسی که امنیت در اختیار خودش است را از بین ببرد، نمی‌تواند؟ می‌تواند.
س: یک صحبتی کردند که می خواهند یک لوله نفتی بکشند و این را دور بزنند. دارند اینکار را انجام می‌دهند؟
سیاری: بله، دارند این کار را انجام می‌دهند. همه کشورهای منطقه به دنبال این هستند که با لوله، نفت‌شان را به دریای سرخ منتقل کنند، البته یک کانال را داشتند در عمان می‌زدند پشت تنگه هرمز که آن ناموفق بود. ولی با استفاده از لوله دارند این کار را می‌کنند، اما بعید است که بتوانند.
س: ممکن است این کار ارزش استراتژیک تنگه هرمز را کاهش دهد؟
سیاری: بعید به نظر می‌رسد که بتوانند این کارها را انجام دهند چون ابعاد دیگری هم تنگه هرمز دارد.  
س: بعد از برجام وضعیت ما در دریا فرقی از لحاظ عبور و مرور کرده است؟
سیاری: برای ما نیروهای نظامی، برجام چه تفاوتی دارد؟ چون ما می‌دانیم که تجهیزاتی به ما نمی‌دهند باید خودمان بسازیم، داریم می‌سازیم. عبور و مرور هم اگر وجود دارد ما مسئول امنیت در دریاها و حفظ و حراست از مرزهای آبی مانع کشور و منافع کشور هستیم.
س: رزمایش مشترک کشوری برگزار خواهید کرد؟
سیاری: ما الان سالانه رزمایش امداد و نجات با عمان داریم. با پاکستان هم در حال برنامه‌ریزی هستیم و با دیگر کشورها پیشنهاد دادیم، آنها هم پیشنهاد دادند. در حال بررسی است. در صورتی‌که ستاد کل نیروهای مسلح بررسی کند و مورد تایید قرار بگیرد ما آمادگی رزمایش مشترک با همه را داریم.  
س: ممکن است با روس‌ها هم رزمایش داشته باشید؟  
سیاری: بله پیشنهاد دادند و مطرح بوده است.  
س: اینجا یک کتابی است؛ دستخط شهید صیاد شیرازی روی آن است. «به امیر دریادار سیاری برای حفاظت از جزایر سه گانه» برای ما می‌خوانید؟  
سیاری: من افتخار دارم که در مقطعی که مسئولیت حفاظت از جزایر را برعهده داشتم ایشان مستمر از آنجا بازدید می‌کردند، نظارت می‌کردند و بر توان ما اقتدار لازم را داشتند.  
در یکی از بازدیدهایشان این کتاب را به بنده دادند و این را در صفحه اول این کتاب مرقوم فرمودند که «بسم الله الرحمن الرحیم تقدیم به هم‌رزم ارزشمندم ناخدا یکم سیاری، فرمانده محترم تیپ تفنگ‌داران دریایی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  
از پیشگاه خداوند متعال برای شما برادر گرامی آرزو دارم، قلبی سالم با تمام ویژگی‌های مندرج در این کتاب پرمحتوا داشته باشید. تلاش‌ها و زحمات بی‌شائبه جنابعالی در مسئولیت‌های نظامی به ویژه پاسداری از خطه ارزشمند ایران اسلامی، جزیره ابوموسی در خاطره تاریخ باقی خواهد ماند. من الله توفیق سرتیپ علی صیاد شیرازی 13/4/74»
س: 22 سال پیش بود.
سیاری: بله. کتاب هم که نوشتند ویژگی های مندرج در این کتاب، کتاب «قلب سلیم» تالیف شهید آیت‌الله دستغیب شیرازی است.  
س: از شهید صیاد خاطره‌ای دارید؟
سیاری: از ایشان بسیار خاطره داریم. به‌ویژه در این مقطعی که ما در جزایر مستقر بودیم و تهدید جزایر جدی بود، ما خاطرات زیادی با ایشان داریم. مثلا ایشان همراه من می‌شد و می‌گفتند در سطح این جزیره گشت بزنیم. می‌رفتیم در سطح جزیره و یک جا می‌ایستاد و می‌گفت اگر دشمن اینجا باشد، شما با کدام سلاح آنها را می‌زنید و مثلا نام یک سلاح را می‌بردیم. می‌گفت اگر آن زده شد، با کدام سلاح می‌زنید؟ و ما سلاح دیگری را معرفی می‌کردیم. یعنی حتما کنترل می‌کردم که در این جزیره چندین پوشش وجود داشته باشد.  
س: یک چیزی هم بین مردم می‌گویند که ما الان یک نیروی دریایی راهبردی داریم به آب‌های آزاد راه پیدا کرده و می‌دانم که این را باید ارکان و رده‌های بالای نظام تصمیم بگیرند و تصمیم‌گیری در این زمینه سخت است و مسائل سیاسی را باید ببینند؛ ولی می‌گویند چرا ما به مردم یمن کمک نکنیم؟
سیاری: بالاخره نیروهای مسلح ما این آمادگی را دارند که هر جا نظام تصمیم بگیرد اقدام بکنند. برای همین هم آماده می‌شوند.
س: الان هیمنه و وضعیت دفاعی ما با قبل از انقلاب چه فرقی کرده است؟ قبل از انقلابی که ما کاملا حمایت می‌شدیم، ژاندارم منطقه بودیم.
سیاری: اختلاف در همینجاست؛ یک بحث خیلی خوبی است که ما مثلا می‌گوییم و در تاریخ داریم و انجام می‌دهیم، در دفاع مقدس ما توانستیم در 60 روز اول جنگ یعنی آذر 59 نیروی دریایی عراق را شکست بدهیم. حالا بعضی‌ها فکر می‌کنند عراق خیلی ضعیف بوده است. نه اینگونه نبود. توان دریایی عراق برای به کارگیری در شمال خلیج فارس به اندازه ما بود.  
درست است ما از توان ناوشکن‌ها و دیگر امکانات برخوردار بودیم اما همه اینها را شمال خلیج فارس نبردیم. ما همان تیپ ناوهای موشک اندازمان آنجا فعال بود، بالگردها که با پشتیبانی از هوایی انجام می‌شد. همه این امکانات را هم دشمن ما داشت ولی ما در شصت و هفتمین روز جنگ نیروی دریایی عراق را شکست دادیم.  
می‌خواهم بگویم که تجهیزات ما تجهیزات خوب و پیشرفته بود، مناسب هم بود، برای عراق هم همینطور بود و ما جنگیدیم، پیروز شدیم. آن وضعیت توانمندی ما در آن مقطع بوده است، اما الان چه تفاوتی دارد؟  
آن تجهیزات که ما داشتیم همه ساخته و پرداخته دیگر کشورها بوده است، حتی تامین قطعات را هم دیگران انجام می‌دادند. تعمیرات اساسی را هم دیگران انجام می‌دادند، اما امروزه اینطور نیست. امروز تعمیرات اساسی، تولید قطعه، تولید سامانه همه در داخل کشور است و همانطور که اشاره کردم نوسازی در داخل کشور است که ما اینگونه ناوهای موشک‌انداز و ناوشکن‌ها را ساخته‌ایم و نمونه آنها هم معلوم است.  
س: امیر، شما چه سالی ازدواج کردید؟
سیاری: سال 1360  
س: چگونه آشنا شدید؟
سیاری: دختر عمو پسرعمو هستیم.  
س: مهریه چقدر بود؟
سیاری: مهریه طبق همین سنت حسنه‌ای که وجود دارد پنج سکه بهار آزادی به نام پنج تن و به قول شیرازی‌ها ابریشم سبز خام و غیره بود.
س: شما اهل فسا هستید؟  
سیاری: بله.
س: تا حالا برایشان عاشقانه نوشته‌اید؟
سیاری: بله.  
س: نوشته‌هایتان را شما یا ایشان نگه داشتید؟
سیاری: اگر بگردم در سوابق دارم و ایشان هم قطعا نگه داشته است.  
س: اهل کمک کردن در کار خانه هستید؟  
سیاری: اگر کسی نشنود، می‌گویم نه! (می‌خندد)
س: غذا بلدید درست کنید؟ من شنیدم قیمه خیلی خوب درست می‌کنید؟
سیاری: نه، قیمه خوب می‌خورم (می‌خندد). ما غذاهایی که بلدیم درست کنیم، همان‌هاست که در دوره مجردی بلد بودیم، در جبهه بودیم یا در دوره های آموزشی غذا درست می‌کردیم یا در موقع تحصیل که دور از خانواده بودیم مثل املت و تخم مرغ و به قول شیرازی‌ها دوپیازه آلو، ولی بیشتر از اینها چیزی بلد نیستم.
در مصاحبه قبلی از من سوال کردند که به همسرتان چه نمره‌ای می‌دهید من گفتم 100؛ گفتند چرا؟ گفتم چون همه کارهای خانه را ایشان انجام می‌دهند. از ان موقع که بچه‌ها می‌خواستند مدرسه بروند، ثبت نام کند و برایشان لباس بخرد. من حتی خودم برای لباس خریدن بیرون نمی‌روم برای من می‌خرند و می‌آورند.
س: با همدیگر تفریح دونفره دارید؟ فیلمی ببینید، پارکی بروید.  
سیاری: بله گاهی اتفاق می افتد ما همین روز جمعه بود که سینما رفتیم.
س: تلویزیون هم می‌بینید؟
سیاری: تلویزیون هم وقتی شبها برسیم خانه تا وقتی بخوابیم، حتما تلاش می‌کنیم که ببینیم. معمولا اخبار را می‌بینم و ما معمولاً هشت و نیم اینها می‌رسیم و در این زمان با چشمان نیمه باز نگاه می‌کنیم.   
س: چند فرزند دارید؟
سیاری: دو فرزند دارم.  
س: یک دختر و یک پسر. آقا سروش که ازدواج نکرده‌اند. دختر خانم چطور؟
سیاری: ایشان نامزد کردند.  
س: پس نوه دار که نشدید؟
سیاری: نخیر. هر دو دارند تحصیل می‌کنند. سروش، مقطع دکتری مدیریت در دانشگاه تهران می‌خواند. دخترم هم کارشناس ارشد برق در امیرکبیر می‌خواند.
س: با همدیگر بحث اجتماعی یا سیاسی می‌کنید؟
سیاری: با هم بحث سیاسی هم می‌کنیم، دلیل نمی‌شود که ما بحث سیاسی نکنیم ما موضع‌گیری سیاسی نمی‌کنیم، وگرنه ما به سیاست آشنا هستیم.  
س: از لحاظ تفکری نزدیک هستید؟
سیاری: بله، چون خانواده ما در خط ولایت حرکت می‌کنند.
س: بعضی‌ها فکر می‌کنند که ارتشی‌ها خیلی خشک هستند.
سیاری: اتفاقا در زندگی شخصی نظامی‌ها خیلی قابلیت انعطاف بیشتر است؛ فقط تفاوتی که به نظرم زندگی نظامی‌ها با دیگران دارد، نظم آن بیشتر است.  
س: به خصوص ارتشی ها؛
سیاری: بله، برنامه‌ریزی‌ها ون ظم بیشتر است و این قطعا روی خانواده هم اثر می‌گذارد.  
س: تکاورشدن خیلی سخت است؟
سیاری: بله، خیلی سخت است چون باید واقعا تلاش کنید تا تخصص‌های مختلف را یاد بگیرید. از یک تکاور شما چه انتظاری دارید؟ یک تکاور دریایی که باز با دیگر تکاورها تفاوت می‌کند، ما باید رزم در کوهستان، در جنگل بلد باشیم، در کویر و دریا بلد باشیم، چترباز باشیم، غواص باشیم؛ همه اینها را باید شما داشته باشید.  
من یک مثال برای شما بزنم؛ در پایان دوره تکاور دریایی، مثلا یک پارو زدن با قایق دونفره بوشهر تا خارک در دریا سی مایل است، 60 کیلومتر است، دونفره با هم پارو می‌زنند، یا به طور مثال ما یک برنامه‌ای داریم در آخر که به آن می‌گوییم «زنده ماندن» شما را شش روز هفت روز بدون غذا بدون آب در کوه و جنگل و کویر رها می‌کنند. باید مسیر را پیدا بکنید، ماموریت را انجام دهید، غذا برای خودتان پیدا کنید و اسیر هم نشوید یا ما روز آخر تکاوری یک دویی را انجام می‌دهیم، سی مایل می‌شود 48 کیلومتر در کوهستان، سراشیبی با تجهیزات کامل باید بدوید. ظرف پنج ساعت و نیم، با پوتین و کوله‌پشتی و تفنگ و فانسقه؛ این توانمندی بالایی از نظر روحی نمی‌خواهد؟
س: الانم به همین شکل است؟
سیاری: بله همینطور است. از نظر روحی، از نظر توان جسمی، از نظر توان فکری چون توانمندی به این نیست که حتما جسم او قوی باشد، فکرش هم باید قوی باشد. از نظر ایمان، از نظر اعتقاد که برای چه دارید تحمل می‌کنید. می‌خواهید به چه برسید که بسیار سخت است.  
در مرکز آموزش ما در منجیل می‌توانید بیایید حرکات آنها را ببینید که در زمستان سرمای 15 درجه زیر صفر، تکاور یخ را می‌شکند و داخل تونل آب می‌رود و از تونل بدون دستگاه عبور می‌کند و بعد 20 کیلومتر می‌دود. به طریقی که تمام لباسهایش یخ می‌زند و با قنداق و تفنگ باید یخ‌ها را بشکنید و آخرش که به مقصد می‌رسد، باید بتواند تیر اول، تیر دوم و سوم را حتما وسط هدف بزند.  
س: دوستانی که تکاور ارتش بودند و سوریه رفتند، تعریف می‌کردند که یک تنه جلوی 200،300 از نیروهای داعشی ایستادند.
سیاری: اصلا در تعریف از اول به ما گفتند تکاور یعنی حداقل سی نفر! ما در خرمشهر هم همینطور بودیم. چه چیزی عامل شد که 34 روز حماسه خرمشهر رقم بخورد؟ چه عامل شد که ما بتوانیم در کرخه جلوی هجوم بعثی‌ها را بگیریم که از کرخه عبور نکنند؟ همان تعداد کمی که ما بودیم اما در ذهن ما، فکر ما و اموزش ما این بود.  
س: امیر، از خرمشهر شروع کنیم؛ شما جزء همان تیپ تکاورها بودید، جنگ شروع شد، شما درگیر شدید یا از قبل از جنگ بودید آنجا؟
سیاری: ما قبل از جنگ آنجا بودیم. گردان جناب ناخدا صمدی … می‌دانید که در نیروی دریایی فقط یک گردان تکاوری وجود داشت با آن ویژگی که من تعریف کردم.
س:گردان چند نفر می‌شود؟
سیاری: گردان ما آن موقع آمارش 900 نفر بود، سازمان آن فرق ‌می‌کرد اما به نظر بنده موجودی آن موقع حدود 700 نفر بوده است. ما آن مقطع زمانی در منجیل خدمت می‌کردیم، چون تازه دوره تکاوری ما تمام شده بود و آنجا مشغول آموزش بودیم اما در کنار ناخدا صمدی در خرمشهر و آبادان نیز هم بودیم.
ساعت 2 بعدازظهر روز 31 شهریور ماه بود که در فرودگاه مهرآباد ما سوار هواپیما 330 شدیم که به یک جایی که نمی‌دانستیم، عزیمت کنیم که همان زمان فرودگاه بمباران شد. آن هواپیما هم آسیب دید و ما را از هواپیما به هواپیما دیگری منتقل کردند، بعد حرکت کردیم و رفتیم.  
وقتی که هواپیما نشست دیدیم که در بندرعباس هستیم و از بندرعباس بلافاصله ما را با هلی کوپتر و هواپیما و ناو حرکت دادند، به سمت جزایر رفتیم و در جزایر مستقر شدیم. فکر می‌کنم 24 ساعت آنجا بودیم که ما را دوباره برای ماموریت دیگری تخلیه کردند.
دوباره سوار هواپیما شدیم و به مقصد نامعلوم که حالا در آن مسیر چه اتفاقی افتاد، به نظرم نیمه‌های شب بود آمدیم یک جایی نشستیم و گفتند وضعیت قرمز است و سریع تخلیه کنید و مهمات را تخلیه کنید و بعد پرسیدیم اینجا کجاست؟ گفتند دزفول.
در پایگاه هوایی دزفول بودیم. بلافاصله به مسجد پایگاه هوایی دزفول رفتیم و در منازل سازمانی مستقر شدیم. تا نماز صبح که احضارمان کردند. پست فرماندهی پایگاه هوایی رفتیم. خدا رحمتش کند، ظهیرنژاد را آنجا دیدیم، گفت که دشمن می‌خواهد از کرخه عبور کند و اگر نرسید و آنجا را کنترل نکنید، قطعا از پل نادری عبور می‌کند و توی فرودگاه اضطراری که در پل نادری است، وارد می‌شود.
اگر آنجا را تصرف کند دزفول و شوش رفته است. بلافاصله ما تجهیزات را گرفتیم و حرکت کردیم و ظرف چند ساعت در آن منطقه مستقر شدیم. از طریق شوش پشت رودخانه و روی پل نادری استقرار پیدا کردیم و جلوگیری کردیم از اینکه دشمن بتواند از رودخانه و پل نادری عبور بکند و به منطقه بیایید. حرکت حساب شده عظیمی بود که انجام داد.
به نظر من خدمات ارزشمندی در آن مقطع زمانی چندروزه انجام دادیم و بعد امدند منطقه را از ما گرفتند و دوباره به خرمشهر‌ برگشتیم. به جناب صمدی ملحق شدیم تا پایان سی و چهار روزه حماسه خرمشهر انجا بودیم.
س:از آن سی و چهار روز به ما بگویید چه گذشت؟  
سیاری: آن 34 روز شرایط خرمشهر در جنگ‌های دنیا نمونه ندارد.  
س: چرا؟ به چه دلیل؟
سیاری: میزان آتشی که روی خرمشهر ریختند از نظر حجم، توپخانه رگبار می‌زد، خمپاره رگبار می‌زد، تیربار رگبار می‌بست، تفنگ رگبار می‌زد، ستون پنجم فعال بود و لحظه‌ای خاموش نمی‌شد. دشمن هم برابر آماری که می‌دهند با دو تیپ، دو لشکر و با تکاورانش به خرمشهر حمله کرده بود که بتواند یک روزه خرمشهر را بگیرد.
باور کنید راهی که دشمن می‌توانست با خودروهای مکانیزه‌اش ظرف 45 دقیقه تا یک ساعت بیاید، ببینید چند روز طول کشید تا برسد و چقدر طول کشید که شد 34 روز حماسه تا به لب پل برسد. تاریک که می‌شد دیگر تشخیص دوست از دشمن مشخص نبود، چون خطی معلوم نبوده است. همه چیزمخلوط بود. شما این طرف می‌جنگیدید و می‌دیدید که پشت سرتان عراقی است، تو این خانه بودیم و می‌دیدم حیاط بغلی عراقی است و اینجوری بود.
یک‌ شب تاریک شد و ما در یک‌ جایی اسکان پیدا کردیم، نمی‌شد بخوابید و می‌بایست کاملا مواظبت می‌کردیم تا هوا روشن شود و ببینیم که به کجا باید برویم و چگونه بجنگیم، اما رگبارها مستقیم می‌آمد ما در خانه دو طبقه‌ای مستقر شدیم. در کنار خیابان و روی پشت بام هم دیده‌بانی می‌کردیم که کسی ما را محاصره نکند.  
س: چند نفر بودید؟
سیاری: فکر می‌کنم 7-6 نفر بودیم؛ یک گروه بودیم. حداکثر گروه‌های ما نه نفر است. من هم فرمانده گروه‌مان بودم. ما صبح دیدیم که دم در ورودی یک تانک در همین سر و صداها ایستاده است. جلوی در حیاط بود و عراقی‌ها داخل می‌آمدند.  
س: خوابتان برده بود؟
سیاری: نه، نگهبان بالا بود. منتهی بیشتر طرف دیگر را پوشش داده بود و آنها دور زده بودند و از جای دیگر آمده بودند و ما در این شلوغی‌ها متوجه نشده بودیم و در هم نیمه بسته بود و بیرون را نمی‌دیدم. بعد دیدیم در باز شده و عراقی‌ها وارد حیاط می‌شوند و از سرویس بهداشتی داخل حیاط استفاده کردند. هر که آمد داخل ما زدیم تا عراقی‌ها متوجه شدند که اینهایی که می‌آیند داخل چرا بیرون نمی‌آیند.  
ما هم می‌دانستیم که اگر ما را بگیرند، برخورد بدی با ما می‌کنند. اینجوری گفته بودند که ما اگر تکاور بازداشت کنیم و بگیریم، حتما یک پا به این ماشین و یک پا به ماشین دیگه‌ای میبندیم و از وسط نصف می‌کنیم و خودشان هم تیپ تکاورشان آنجا بود و لباس‌هایشان هم عین لباس‌های ما بود و رنگ پوست‌شان هم مثل ما بود، چون جنوبی‌ها اینگونه هستند و واقعا تشخیص خیلی سخت بود.  
س: شما عربی هم بلد بودید؟
سیاری: نه؛ بلد نبودیم. ما دیدیم که اوضاع بد است، یک سالن بود که نشسته بودیم و پنجره باز بود و در حیاط رو به خیابان بود. گفتیم یک نفر مسئول بشود اگر اینها آمدند داخل و نتوانستیم مقاومت کنیم قبل از اینکه ما اسیر کنند یک آرپیچی بزنیم به سقف که سقف پایین بیاید که کسی زنده نماند تا بخواهیم اسیر شویم.
ما این پیش‌بینی را کردیم و شروع به جنگیدن کردیم. ارتباط ما با گروه‌های دیگر قطع شده بود. رده بالا و گروه‌های بغلی و دیگر گروه‌ها قطع شده بود. بی‌سیم‌چی در حال تلاش بود که ارتباط را برقرار کند تا بالاخره خدا کمک کرد و ارتباط برقرار شد. آدرس رد و بدل کردیم و دیدیم خیلی به هم نزدیک هستیم و گفتیم ما در این منطقه‌ایم، گفتیم ما آنجایی هستیم که تانک جلوی خانه ایستاده است. کمک کردند و ما که داشتیم می‌جنگیدیم یک رگبار داخل زدند و یکی از بچه‌های ما هم گلوله خورد، به نام ناواستوار غریب حسنی بود که الان ساکن پاوه است، زنده است و مغازه دارد؛ ایشان تیر خورد.
بعد در حالی که می جنگیدیم، ارتباط ما برقرار شد و آدرس دادیم و آمدند ما را نجات بدهند. به آنها گفتیم اگر تانک را بزنید ما می‌آییم آن طرف خیابان، چون وقتی تانک را بزنند همه فرار می‌کنند و ما هم از این فرصت استفاده می‌کنیم و از معرکه درمی‌رویم.  
وقتی می‌روند که مکانی پیدا کنند تا آرپیچی را بزنند که روبه‌رو باشد، وارد خانه روبه‌رو ما می‌شوند و دنبال جایی می‌گردند که آرپیچی را بزنند و می‌بینند کنار سرویس بهداشتی یک پنجره کوچک رو به بیرون دارد و معمولا به صورت هواکش بود. ناو استوار علی نظری – الان در انزلی زندگی میکند – آرپیچی خود را آماده می‌کند و هول می‌شود که چکار بکند، سر آرپیچی را از پنجره بیرون می‌آورد و آرپیچی را می‌زند و تانک منهدم می‌شود و ما از عرض خیابان عبور می‌کنیم و به طرف دیگر می‌رویم. نجات پیدا کردیم و آتش عقبه آرپیچی علی نظری را سوزانده بود، چون در آن مکان بسته آرپیچی را زد و خیلی ایشان آسیب دید.
س: بعد از 34 روز چگونه خرمشهر سقوط کرد؟
سیاری: ما علاقه‌مند نیستیم بگوییم خرمشهر سقوط کرد؛ چون فقط قسمتی از خرمشهر دست دشمن افتاده بود و همه خرمشهر نیفتاد، و بعد هم ما یک عقب‌نشینی انجام دادیم به امید این‌که یک روزی خرمشهر را باز پس بگیریم.  
این را آقای صمدی خوب می‌گوید که شب چهارم آبان ما را احضار کردند که ما را به عنوان فرماندهان جزء دستور دادند که باید از عرض رودخانه کارون برویم، باید آن طرف دفاع کنیم. آنجا خیلی‌ها با صمدی مبارزه کردند که اصلا امکان ندارد. علی رغم اینکه ما همین خیابان لب شط دست‌مان بود که زیر آتش شدید هم بودیم ولی خیلی دعوی کردند.
س: چه کسی دستور داده بود؟
سیاری: از پشت فرماندهی بود. به نظرم امیر حسنی صدری در جریان هستند چون دیگر جایی برای فعالیت نبود، گفتند شما از عرض رودخانه عبور کنید و این طرف دفاع کنید چون دیگر نمی‌شد کاری کرد. دستور منطقی بود، غیر از این راهی نبود. ما می‌گوییم اولین شکست عراق در حماسه 34 روز خرمشهر بوده است، چون راهبرد و تفکرش شکست خورد و فهمید که به قول معروف «هر بیشه گمان مبر که خالیست».  
س: از بچه های سپاه به غیر از جهان‌آرا چه کسانی در خرمشهر بودند؟  
سیاری: آنهایی که در کمیته حضور داشتند. جناب جهان آرا با جناب صمدی در ارتباط بودند و در خاطرات جناب صمدی است.  
س: زمانی که خالی کردید و رفتید آن طرف، خیلی ناراحت شدید؟  
سیاری: همه با چشم گریان رفتیم و آرزومان این بود که یک روز برگردیم و این اتفاق هم افتاد. در عملیات بیت‌المقدس این اتفاق افتاد و ما وقتی برگشتیم، شب سوم خرداد که ما از منطقه حفار وارد خرمشهر شدیم و ساحل رودخانه کارون را در خرمشهر پاکسازی کردیم، همه سجده شکر به جای آوردیم.  
س: اوخر جنگ فکر می‌کنید قطعنامه تنها راه حل بود یا می‌توانستیم جنگ را ادامه بدهیم؟
سیاری: من فکر می‌کنم که تصمیمی که در آن مقطع گرفتند تصمیم درستی بود.  
س: شما تا آخر جنگ نیروی دریایی بودید؟
سیاری: ما همواره در عرصه دریا بودیم و این اسکورت‌هایی که در دریا انجام شد ما توانستیم اقتصاد کشور را حفظ کنیم.  
س: می‌گویند نیروی دریایی ظرف 68 روز نیروی عراق را شکست داد.
سیاری: 7 آذر 59؛ حالا چه اتفاقی افتاد؟ عراق هر چیزی که از آن از بین میرفت دوباره به انها تحویل داده می‌شد. مثلا وقتی تانک او را می‌زدند دوباره به آنها تانک می‌دادند و بعضی هم می‌گفتند دوتا به انها تحویل می‌دهند. خلاصه از هرگونه وسایل رزمی به آنها مجدد داده می‌شد و جدیدش ‌می‌کردند چون می‌خواستند پیروز شود .شما فکر می‌کنید وقتی ما ناوهای موشک انداز انها را از بین بردیم به آنها دوباره تحویل ندادند؟ می‌گویند در آن زمان دو میلیارد دلار از طریق اروپایی ها به آنها جنس دادند.  
س: پس چرا استفاده نکردند؟
سیاری: از یک جایی باید وارد شود آن هم از تنگه هرمز که ما جلوی تنگه را گرفته بودیم اما انها چکار کردند گفتند تجهیزات دریایی نمی‌تواند داشته باشد، دریا را به وسیله هوا می پوشانیم. امدند در یک پیوند نامبارک بین شرق و غرب، بالگرد سوپر فلرون را به آنها دادند که در دریا پرواز می‌کرد و با موشک می‌زد. چه کسانی به انها دادند؟ میراژ و موشک را چه کسی به آنها داد؟ همه را فرانسه به آنها تحویل داد.  
وسایل شیمیایی برای استفاده در دریا بود که آلمان داد. آواکس را چه کسی برای حضور در دریا داد؟ امریکایی‌ها دادند. موشک‌های ساحل به دریا را روس‌ها به آنها دادند. انواع میگ‌ها برای دریا که پرواز کنند را روس‌ها به آنها دادند. فرودگاه‌های حاشیه خلیج فارس را چه کسی به انها داد؟ کشورهای همسایه دادند که او بتواند در دریا حضور داشته باشد تا بلایی که ما در عملیات «مروارید» سر رژیم بعثی آوردیم بتواند روی ما پیاده کند.
ما اول  سکوی البکر و الامیه را منفجر کردیم؛ یعنی صادرات نفت قطع شد. 90 درصد صادراتش از آنجا بود و کسی که صادرات نفت نداشته باشد اگر دیگران کمکش نکنند نمی‌تواند درآمد داشته باشد، ما به اعتقاد خودمان می‌گوییم اگر دیگران کمک نکرده بودند عراق بیشتر از 6 ماه نمی‌توانست جنگ را ادامه بدهد چون پولی نداشت. نفت انها تمام شده بود. نیروی دریایی‌شان از بین رفت.  
از خلیج فارس بیرون‌شان کردیم، بنادر آنها هم محاصره دریایی شد، 90 درصد صادرات کالاها و واردات از طریق بنادر و دریا است. ام القصر و فاو و بصره هر سه در محاصره ما قرار گرفته بود و چیزی برایش باقی نماند. عراق می‌خواست سه کار سر ما بیاورد. می‌خواست سکوی نفتی ما را بزند که ما نفت استخراج نکنیم و می‌خواست خارک ما را بزند که ما نفت صادر نکنیم و بندر امام که بزرگترین بندر ما بود می‌خواست بزند و مسیرش را ناامن بکند که کشتی ما تردد نکند و تجارت ما با مشکل برخورد کند.
اگر می توانست این کارها را انجام بدهد همان اتفاقی می‌افتاد که در جنگ جهانی دوم شد؛ یعنی ما با کمبود مواد مواجه می‌شدیم در ابعاد مختلف، چون در نقطه زمانی هیچ چیز وارد نمی‌کردیم. گندم چه مقدار وارد می‌کردیم؟ قحطی در کشور می‌شد. این جمله آقا خیلی زیباست فرمودند: برای مردم بگویید یکی از نتایج عملیاتی که نیروی دریایی انجام داده است این است که اقتصاد کشور سالم مانده است.  
س: یکی از بزرگترین کارهایی بود که نفتکش های ما وقتی عبور می‌کردند.  
سیاری: صادرات به حداقل رسید اما هیچ وقت صادرات ما قطع نشد. خیلی زدند. خارک چندبار وضعیتش قرمز شد؟ یعنی بمباران می‌شد.  2800 بار این اتفاق افتاده است به اندازه روزهای دفاع مقدس است یعنی میانگین روزی یک بار بود اما چه شد نیروی دریایی چه کرد؟ پدافند چیکار کرد؟ خود شرکت نفتی ها چه کارکردند تا توانستند این نفت را صادر کنند و چگونه ما بردیم تا از تنگه هرمز بیرون برود.
س: حال و هوایتان بعد از پذیرش قطعنامه چگونه بود ؟
سیاری: خوب نبود، یعنی شور و هیجانی که ما داشتیم و علاقه‌مند بودیم به همه خواسته‌هامان برسیم، آن برداشت خود ما بود ولی تصمیمی که گرفته شد حتما تصمیم به جایی بوده است. در روزهای اول حال و هوای ما اصلا خوب نبود تا جا افتادیم.
س: چطور جانباز شدید؟
سیاری: دشمن وقتی که وارد شلمچه شد، جاده ها را قطع کرد. جاده خرمشهر -اهواز و اهواز – آبادان، آبادان – ماهشهر همه جاده‌ها را قطع کرد آمد در بهمن شیر، در کوی ذوالفقاری. بعد از کوه ذوالفقاری عقب راندیم اما جاده‌ها را قطع کرده بود. به ویژه آخرین جاده، جاده آبادان به ماهشهر بود.  
ما اولین یگانی بودیم که به ما ماموریت دادند تا برویم این جاده را باز کنیم. قبل از عملیات ثامن‌الائمه گردان تکاوران جناب صمدی در آنجا مستقر شد که ما بتوانیم این جاده را باز بکنیم. من هم در انجا از گروهان سوم فرمانده دسته بودم و ما چون آن مقطع زمانی عراق از سمت چپ جاده عبور کرده بود و تماما مین‌ریزی کرده بود. مین ریزی با مین‌گذاری فرق می‌کند. مین‌گذاری فرمول و حساب و کتاب دارد ولی مین ریزی با بالگرد ریخته می‌شود. بیشتر آنها مین های کوچک بودند که به ان مین‌های گوجه‌ای می‌گفتند. وقتی پا روی آنها فشار می‌آورد معمولا دست و پاها را قطع می‌کرد. ما برای اینکه به جاده نزدیک بشویم و جاده را باز کنیم مجبور بودیم شب ها میدان را پاک کنیم تا بتوانیم پیشروی کنیم.  
صدمتر صدمتر، دویست متر دویست متر به این صورت پاک می‌کردیم و جلو می‌رفتیم که جانباز زیادی هم دادیم و هستند بچه‌هایی که پا و دست‌شان قطع شده است. ما یک شب ضمن اینکه میدان را پاک کردیم و مسیر را پیدا کردیم، یک تک به دشمن زدیم روی جاده. یک ضربه خوبی به انها وارد کردیم و جزء اولین ضربه‌هایی بود که به انها وارد کردیم که باید جاده را ترک می‌کرد و عقب نشینی کرد.
موقعی که ما این حمله را انجام دادیم دیگر شفق بود، هوا داشت روشن می‌شد. انها ما را تشخیص دادند و ما را با گلوله دنبال کردند. من بچه‌ها را داخل سنگر فرستادم و گفتم حواس‌تان جمع باشد نوبت خودم شد که داخل سنگر بروم. سربازی داشتم که بی‌سیم‌چی بود، بچه نجف آباد بود که گفت می‌خواهید پایین بروید موقع نماز است، وضو بگیرید و برای نماز بیایید.
من هم گفتم که اینجا نمی‌شود. رفتم دست و صورت بشویم و وضو بگیرم دیدم خمپاره به نقاط مختلفی می‌خورد و در نزدیکی خودمان بود و من گفتم اگر معطل بکنم شاید بعدی همین جا بخورد که من نشستم و همینطور که من در این فکر بودم همین اتفاق هم افتاد!  
تا رفتم بلند شوم و آنجا را ترک کنم خمپاره آمد همان جایی که نشسته بودم خورد. من با موج آن انفجار که توپ بود یا خمپاره بلند شدم و در حالت شیرجه به طرف سنگر رفتم. در هوا که موج انفجار من را گرفت، من فکر کردم سر ندارم، چون موج می‌برد.  
کف سنگر افتادم، سنگر خراب شد دیدم سرم هست. بعد نگاه کردم دیدم بدنم می‌سوزد. همه جا از بدنم بیرون آمده بود. من همین قدر می‌توانستم بگویم کمک! ناواستوار مرتضی صیدگر صیادان که الان ساکن انزلی است، آمد ما را بیرون کشید و حمل کرد و ما را سوار وانت کردند و وانت زیر آتش بود. خود وانت هم ما را چند بار به این طرف آن طرف زد.
خلاصه ضربه بیشتری خوردیم تا به بهداری رسیدیم که زیر پل بود. آنجا دکتر مقیمی که خدا رحمتش کند ما را بسته‌بندی کردند و به بیمارستان پتروشیمی ماهشهر فرستادند. ما را اتاق عمل بردند و پزشکی به نام دکتر طبیب بود که خدارحمتشان کند، نظامی نبود، شخصی بودند. ایشان بسیار انسان وارسته‌ای بودند. ما را عمل کردند و شب که ما به هوش امدیم ایشان بالای سر ما امدند و گفتند همه روده‌هات بیرون بود. معده و روده و اثنی عشر ما مدت‌ها بیرون بود تا دیگر در عمل‌های بعدی جفت و جور کردند و بهتر شدیم.  
س: خیلی ممنون که وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید. 10 سال است که فرمانده نیروی دریایی هستید همچنان با قدرت باشید و خدمت بکنید و واقعا مردم کیف می‌کنند شما را می‌بینند و ان‌شالله همواره هم خبرهای خوب برای مردم داشته باشید.
قطعا، انشالله با حمایت‌های همه جانبه با دعاهای خیری که دارند و با انگیزه‌هایی که به ما می‌دهند خدا به ما کمک بکند و ما بتوانیم به این صورت حرکت کنیم.
س: برنامه با دستخط شما تمام یم‌شود.
امیر سیاری:  
«بسم‌الله الرحمن الرحیم
توفیق پیدا کردم امروز در خدمت شما در مورد دفاع مقدس و اقدامات نیروی دریایی صحبت کنم، از این بابت از شما متشکر هستم و خداوند بزرگ را سپاسگذارم. ملت ما با هوشمندی و ایثار و گذشتگی تحت رهبری امام راحل(ره) توانست دفاع مقدس را پشت سر گذارد و امروز بالنده و مستقل باشد.  
درود به روح مطهر امام و همه شهدا می‌فرستم و از زحمات همه جانبازان و آزادگان و پیشکسوتان و همه رزمندگان به ویزه از حمایت‌های همه جانبه ملت بزرگ ایران قدردانی می‌کنم.   
امروز جمهوری اسلامی تحت فرماندهی معظم کل قوا به مرحله‌ای از رشد رسیده‌اند که توانمندی خود را در دفاع از آرمان‌های انقلاب به معرض نمایش می‌گذارند تا ثابت کنند هر کسی جرات تعرض به خود راه دهد، نتیجه‌ای هم مانند رژیم بعثی عراق خواهد دید.
امروز نیروهای مسلح سرافراز و بالنده و در خدمت نظام و ملت می‌باشند. امیدوارم با ارائه حقایق دفاع مقدس به نسل فعلی بتوانیم ضمن آگاه‌سازی این نسل موجب آمادگی هر چه بیشتر در مقابل هرگونه تهدید باشیم.
نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران امروز افتخار دارد در عرصه ساخت و ساز یگان‌های جدید، به خودکفایی برسد و در عرصه دریای آزاد ماموریت انجام دهد و مظهر اقتدار ملت در دریاها باشد.
ان‌شاالله»

رقابت شرکت های هواپیماسازی آمریکا و چین برای تسخیر آسمان جنوب شرق آسیا

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از روز سه شنبه ایرنا، کشورهای جنوب شرق آسیا به ویژه کشورهایی مانند مالزی، اندونزی، ویتنام، تایلند و سنگاپور که یکی از مهمترین راهبردهای ملی اقتصاد خود را گسترش صنعت گردشگری و جذب سرمایه گذاری های خارجی از این طریق اعلام کرده اند، قدرت های اقتصادی منطقه و آمریکا را به رقابتی گسترده و چند بعدی برای سودآوری هرچه بیشتر دراین زمینه وارد کرده اند.
رسانه های فعال در جنوب شرق آسیا در این راستا به طور هدفمند تحولات اقتصادی در این زمینه را پیگیری می کنند که این موضوع بازخوردی از اهمیت توسعه صنعت گردشگری و زیر ساخت های مرتبط با آن را برای افزایش درآمدهای ملی این کشورها نشان می دهد.
یکی از مسئولان منطقه ای شرکت هواپیمایی بوئینگ در گزارشی اعلام کرد: برآوردهای نشان می دهد منطقه جنوب شرق آسیا در20 سال آینده با تقاضای 460 فروند هواپیما ، از مهمترین مناطق جهان برای فروش تولیدات هواپیماهای غول پیکر این شرکت خواهد بود.
شبکه خبر آسیا نیز روز سه شنبه با انتشار گزارشی دراین زمینه نوشت: شرکت های هوایی آمریکایی، چینی و حتی اروپایی در منطقه جنوب شرق آسیا درصدد هستند با حمل و نقل ارزان قیمت، آمار مسافرت ها در این منطقه را که سود سرشاری برای آنها به همراه خواهد داشت، افزایش دهند.
براساس گزارش منتشره، برآورد شرکت آمریکایی بوئینگ نشان می دهد که در دو دهه آینده، با توجه به افزایش 6.2 درصدی نرخ رشد تردد هوایی سالانه، با درخواست خرید 4 هزار و 120 فروند هواپیما به ارزش 650 میلیارد دلار در جنوب شرق آسیا روبه رو خواهد بود.
محاسبات این شرکت برای سال گذشته نشان می داد که رقم فروش سه هزار و 750 فروند هواپیما به ارزش 550 میلیارددلار خواهد بود که بررسی های سال جاری این رقم را به میزان قابل توجهی افزایش داده است.
‘دینش کسکار’ معاون فروش آسیا واقیانوسیه و هند شرکت بوئینگ با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که برآوردهای جدید این شرکت براساس توسعه روز افزون زیرساخت های هوایی در کشورهایی مانند تایلند، ویتنام واندونزی انجام شده است.
وی افزود: حمل و نقل هوایی بزرگترین منبع توسعه گردشگری و افزایش جهانگردان برای این کشورها و همچنین سریع ترین راه برای ترابری انسان وکالاست.
وی جنوب شرق آسیا به ویژه کشورهایی مانند اندونزی، مالزی و ویتنام را به ‘خانه’ حمل و نقل سریع وارزان قیمت تشبیه کرد.
تلاش های بوئینگ درحالی صورت می گیرد که چین از ابتدای سال جاری با هواپیماهای باریک جثه ‘سی 919’ خود سعی دارد انحصار اصلی دراین بازار را شکسته و شرکت های هوایی منطقه را به سوی بازار فروش خود جذب کند.
مسئولان هوایی چین نیز به تازگی اعلام کردند که از نخستین آزمایش پرواز این هواپیما در ماه می سال جاری میلادی (اردیبهشت 96) تاکنون 730 فروند سفارش خرید از کشورهای منطقه دریافت کرده است. گزارشی که بوئینگ آن را رقابت چین با این شرکت برای کسب بازار بیشتر در جنوب شرق آسیا توصیف کرده است.
معاون فروش آسیا و اقیانوسیه بوئینگ درعین حال تائید کردکه این شرکت در تلاش است با ارائه مدل های مناسبی از هواپیماهای مسافربری از نظر سوخت، راحتی مسافران و ارزان قیمت بودن، این بازارها را در تسلط خود نگه دارد.
البته این شرکت هوایی آمریکایی اعلام کرده که به کشورهای میانمار ، کامبوج و لائوس هواپیمایی ارائه نخواهد کرد زیرا این کشورها زیرساخت های هوایی خود را مانند تایلند و ویتنام گسترش نداده اند.
رقابت شرکت های هوایی آمریکا و چین برای کسب سهم بیشتر از بازارهای منطقه درحالی صورت می گیرد که شرکت های هوایی اروپایی تاکنون برآوردهای بلندمدت خود را در این زمینه ارائه نکرده اند. البته این شرکت ها نیز در حال حاضر فعالیت گسترده ای در این آسمان دارند و درصدد توسعه آن نیز هستند.
گزارش اخیر شرکت هوایی ایرباس این موضوع را تایید می کند.
شرکت فرانسوی ایرباس درهفته جاری با انتشار گزارشی از وضعیت پروازهای این شرکت در جنوب شرق آسیا، برآورد کرد که نرخ رشد مسافر در جنوب شرق آسیا در دو دهه آینده 7 درصد خواهد بود که این شرکت برای این افزایش آمادگی دارد.
آساق**مریم شفیعی**1611**انتشار دهنده: رضاپیمان یغمایی

بهترین موبایل‌های روز بازار برای عاشقان سلفی + عکس

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از جام جم آنلاین، ممکن است شنیده باشید که پدیده سلفی این روز ها بیشتر از حمله کوسه باعث مرگ و میر انسان ها می شود. در گذشته اگر می خواستید یک تصویر از خودتان داشته باشید، باید یک نقاش زبردست را اجیر می کردید و این کار هم فقط از عهده اعیان و پادشاهان بر می آمد. اما حالا آنقدر علاقه به سلفی فراگیر شده که برخی از تلفن های هوشمند با تمرکز ویژه بر قابلیت ثبت عکس های سلفی به بازار عرضه می شوند. در ادامه نگاهی داریم به بهترین موبایل های امروزی، برای علاقه مندان به سلفی گرفتن. با ما همراه باشید.

iPhone X

قیمت: فعلا نپرسید!

ویژگی های قابل توجه دوربین سلفی:

۷ مگاپیکسل
پشتیبانی از حالت ثبت پرتره
شبیه سازی نورپردازی استودیویی با ویژگی Portrait Lighting

آیفون X یا ۱۰، مجموعه ای از اولین ها را در خود دارد؛ اولین موبایل بدون حسگر اثر انگشت اپل، اولین آیفون مجهز به صفحه نمایش OLED و اولین محصول با دوربین TrueDepth که جلوی بدنه دستگاه قرار گرفته است. دوربین سلفی آیفون ۱۰ کارهای زیادی انجام می دهد، از باز کردن قفل دستگاه با اسکن کردن چهره گرفته تا تبدیل صورت کاربر به اموجی های سخنگو. اما چیزی که در اینجا برای ما اهمیت دارد امکان ثبت عکس های پرتره با دوربین سلفی دستگاه است، قابلیتی که در دوربین اصلی آیفون ۷ پلاس و ۸ پلاس هم وجود دارد و حالا به دوربین ۷ مگاپیکسلی جلوی بدنه آیفون ۱۰۰۰ دلاری اپل اضافه شده است.

وقتی با حالت پرتره از خودتان سلفی بگیرید، دستگاه با الگوریتم های پیشرفته نرم افزاری پشت زمینه چهره شما را تار می کند تا خروجی به عکس های ثبت شده با دوربین های حرفه ای شباهت داشته باشد. در این تلفن هوشمند جدید ضمناً می توانید مثل آیفون ۸ پلاس، با استفاده از قابلیت Portrait Lighting نور پردازی یک استودیوی حرفه ای را شبیه سازی کنید. اگر به عکاسی و سلفی گرفتن علاقه داشته باشید، بهتر است از همین امروز به فکر کنار گذاشتن رقمی سرسام آور برای خرید گران ترین آیفونی باشید که اپل تاکنون به بازار عرضه کرده است. البته توصیه می کنیم مدتی منتظر بمانید تا قیمت کاذب محصول در بازار کشور ما تعدیل شود.

ضمناً‌ برای آشنایی بیشتر با حالت ثبت پرتره در آیفون توصیه می کنیم مطلب مقایسه پرتره های آیفون ۷ پلاس با هواوی نوا ۲ پلاس را هم مطالعه فرمایید.

Vivo V5 Plus

قیمت: ۴۱۵ دلار

ویژگی های قابل توجه دوربین سلفی:

دوربین دوگانه ۲۰ و ۸ مگاپیکسلی
فلش LED تکی برای دوربین جلو
قابلیت محو کردن زمینه چهره با کمک دوربین دوم

پیدا کردن این یکی در بازار کشورمان کمی سخت است، اما نمی توان وجود دوربین دوگانه سلفی را در Vivo V5 Plus نادیده گرفت، محصولی که در همکاری با سونی توسعه یافته و لازم به توضیح نیست که طرفداران سلفی را مخاطب اصلی خود قرار داده است. به لطف لنز دوم Vivo V5 Plus می توانید عکس هایی با پس زمینه محو از خودتان ثبت کنید، یعنی همان کاری که آیفون ۱۰ با مجموعه ای از الگوریتم های نرم افزاری و سنسورهای پیشرفته خود انجام می دهد.

در حقیقت باید بگوییم شرکت چینی در V5 Plus جای دوربین اصلی و جلوی بدنه را با یکدیگر عوض کرده است. خوشبختانه خرید این محصول کمتر از نصف آیفون ۱۰ خرج روی دست شما می گذارد، اما خروجی عکس های سلفی آن از نظر کیفیت، فاصله زیادی با محصول اپل ندارد. البته اگر بتوانید موبایل جدید Vivo را از فروشندگانی که به طور اختصاصی روی واردات تلفن های هوشمند چینی فعالیت می کنند خریداری کنید.

Samsung Galaxy C9 Pro

قیمت: حدود ۱.۵ میلیون تومان

ویژگی های قابل توجه دوربین سلفی:

۱۶ مگاپیکسل با گشودگی دریچه دیافراگم اف ۱.۹
قابلیت ضبط ویدیوهای 1080 با نرخ ۳۰ فریم در ثانیه

هرچند این تلفن هوشمند یک میان رده از سری C سامسونگ به حساب می آید، اما با محصولات رده بالاتر سری A شباهت های زیادی دارد، از جمله دوربین سلفی ۱۶ مگاپیکسلی با گشودگی دریچه دیافراگم اف ۱.۹ که با دوربین اصلی بسیاری از موبایل های گران قیمت بازار برابری می کند.

این تلفن هوشمند ضمناً به لطف ۶ گیگابایت حافظه رم قادر است با سرعتی در سطح موبایل های پرچمدار اپلیکیشن دوربین را اجرا و عکاسی کند. البته باید توجه داشته باشید که در هر حال با محصولی میان رده مواجه هستیم و با وجود رزولوشن بالای دوربین جلو، پردازش های نرم افزاری ثانویه در دوربین به خوبی پرچمداران نیستند. بر همین اساس توصیه می کنیم برای سلفی گرفتن در محیط های کم نور چندان هم روی C9 Pro حساب نکنید چون بسیاری مواقع پردازش های نرم افزاری که برای کاهش نویز انجام می شود جزئیات عکس را هم تا حد زیادی کاهش می دهد.

Huawei Nova 2 Plus

قیمت: حدود ۱.۴ میلیون تومان

ویژگی های قابل توجه دوربین سلفی:

۲۰ مگاپیکسل
امکان تبدیل صفحه نمایش به فلش با ۱۱ سطح روشنایی
روتوش خودکار چهره با ۱۰ سطح مختلف و امکان شخصی سازی نحوه روتوش
اسکن چهره به شکل سه بعدی برای انجام روتوش بر اساس ویژگی های صورت کاربر

میان رده جدید هواوی مثل پرچمدار این شرکت به دوربین دوگانه مجهز است اما چیزی که در اینجا توجه ما را به خود جلب می کند وجود دوربین ۲۰ مگاپیکسلی در جلوی بدنه به حساب می آید. این تلفن هوشمند با تمرکز بر نیازهای کاربران جوان و خصوصاً علاقه مندان سلفی ساخته شده و بر همین اساس ویژگی های متنوعی در این زمینه دارد.

نوا ۲ پلاس چهره شما را به شکل ۳ بعدی اسکن می کند و بهترین روتوش را بر اساس ویژگی های صورت مثل رنگ پوست و نحوه استخوان بندی، روی عکس اعمال خواهد کرد. علاوه بر این با استفاده از تنظیمات قابلیت موسوم به beauty هواوی می توانید نحوه روتوش را بر اساس سلیقه خودتان شخصی سازی کنید. برای مثال به دستگاه بگویید در عکس های سلفی چشم های شما را کمی درشت تر و پوست صورت را روشن تر ثبت کند یا صورت شما را باریک تر جلوه دهد.

دستگاه ضمناً هنگام سلفی گرفتن در نور کم می تواند صفحه نمایش را با ۱۱ سطح مختلف روشنایی به فلش تبدیل کند تا صرف نظر از اینکه کجا و در چه شرایطی عکاسی می کنید، همیشه یک خروجی عالی از دوربین باکیفیت ۲۰ مگاپیکسلی در اختیار داشته باشید. این مقدار تمرکز شرکت چینی روی قابلیت های مناسب برای علاقه مندان سلفی، نوا ۲ پلاس را به گزینه ای ایده آل برای آن دسته از خریداران تبدیل کرده که معمولاً تعداد زیادی سلفی در گالری تصاویر موبایل آنها به چشم می خورد.

Xperia XA Ultra

قیمت: حدود ۱ میلیون تومان

ویژگی های قابل توجه دوربین سلفی:

۱۶ مگاپیکسل مجهز به لرزشگیر اپتیکال
فلش LED برای دوربین جلو
قابلیت ثبت عکس های HDR با دوربین جلو

اکسپریا XA Ultra (بررسی دیجیاتو) یکی از اولین تلفن های هوشمند به حساب می آید که با دوربین سلفی مجهز به لرزشگیر اپتیکال به بازار عرضه شد. دوربین ۱۶ مگاپیکسلی جلوی بدنه این تلفن هوشمند جزئیات فراوانی ثبت می کند و به لطف وجود OIS یا لرزشگیر اپتیکال، تکان های دست کاربر هم نمی تواند در این روند اخلال ایجاد نماید.

دوربین جلوی بدنه حتی حالت HDR هم دارد که اگر آن را فعال کنید کنتراست و رنگ های سلفی های شما دلپذیرتر می شود. گذشته از همه چیز اینکه دوربین سلفی XA Ultra به فلش LED مجهز است تا غروب آفتاب هم یارای تحت تاثیر قرار دادن عملکرد تصویربرداری دستگاه را نداشته باشد.

ناگفته نماند که دوربین اصلی این تلفن هوشمند هم ۲۱.۵ مگاپیکسلی است و شرکت ژاپنی برای اولین بار در یکی از محصولات دارای پسوند Ultra، از چنین رزولوشنی استفاده کرده است، بر خلاف مدل های قبلی که عموماً به دوربین اصلی ۱۲ یا ۱۶ مگاپیکسلی مجهز بودند.

دیپلماسی ورزشی رژیم صهیونیستی؛ ابزارها و اهداف

دیپلماسی عمومی یکی از مهم‌ترین و بحث برانگیزترین موضوعات مطرح شده در سیاست خارجی است. دیپلماسی عمومی، امروزه به‌عنوان روشی نوین برای تکامل یا جایگزینی برای دیپلماسی سنتی در برخی سیاست‌ها و راهبردها به کار برده می‌شود. اگر دیپلماسی سنتی به دنبال تأثیرگذاری بر مسئولین رسمی و دیپلمات‌های کشور مقابل به‌منظور دست‌یابی به منافع و افزایش قدرت بود، دیپلماسی عمومی به دنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی و جامعه کشور هدف است. دیپلماسی عمومی شامل موارد گوناگونی می‌شود که عبارت‌اند از: دیپلماسی علمی، دیپلماسی فرهنگی و گردشگری، دیپلماسی رسانه‌ای و ….

 رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس جعلی‌اش با معضل اثبات وجودی و هویتی خویش در میان افکار عمومی روبرو بوده، لذا دیپلماسی عمومی همواره مورد توجه سیاست‌مداران این رژیم بوده است. «هاسبارا» عبارتی است عبری به معنی اطلاع‌رسانی که از سوی صهیونیست‌ها به‌عنوان دیپلماسی عمومی این رژیم در منطقه و جهان استفاده می‌شد. به همین منظور رژیم صهیونیستی سازمان ‌هاسبارا را ایجاد و وظیفه بهبود ذهنیت و چهره رژیم صهیونیستی را بر عهده آن قرار داد.

اما پس از گذشت چند دهه به‌منظور پیگیری دقیق‌تر دیپلماسی عمومی، وزارت «دیپلماسی عمومی و امور یهودیان پراکنده»، دو ماه پس از تهاجم نخستِ رژیم صهیونیستی به غزه در سال 2008 (جنگ 22 روزه) تشکیل گردید و «یولی ادلشتاین» از حزب لیکود به‌عنوان وزیر این وزاتخانه در کابینه بنیامین نتانیاهو مشغول به کار شد.[1]

در خصوص دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی مطالب زیادی تولید شده است؛ اما آنچه کمتر به آن توجه شده، تلاش‌های رژیم صهیونیستی در حوزه دیپلماسی‌های علمی[2]، دیجیتال[3]، پزشکی[4]، ورزشی و موسیقی است. سه دیپلماسی نخست در اندیشکده راهبردی تبیین مورد بررسی قرار گرفته‌اند، دیپلماسی ورزشی در ادامه تشریح خواهد شد و دیپلماسی سینمایی نیز در مراحل تدوین است.

در این مقاله یکی دیگر از دیپلماسی‌های عمومی که به طور خاص و با اهدافی معین، مورد توجه رژیم صهیونیستی قرار گرفته، بررسی می‌شود. دیپلماسی ورزشی موضوعی است که در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت.

1-دیپلماسی ورزشی (Sport Diplomacy)

دیپلماسی ورزشی بخشی از دیپلماسی عمومی کشورها و بازیگران برای دست‌یابی به اهداف مورد نظر خود است. دیپلماسی ورزشی یک ابراز برای همبستگی ملی، کسب پرستیژ یا منزلت، پیشبرد اهداف سیاسی و القای تصویر و شناخت از خود به افکار عمومی جهانیان است. علاوه بر موارد گفته شده دیپلماسی ورزشی کمک شایانی به کشورهای تازه استقلال یافته برای پذیرش موجودیتشان نموده است.

دیپلماسی ورزشی در کشورهای گوناگون به میزان‌های مختلفی به آن پرداخته می‌شود. به طور مثال می‌توان به آمریکا اشاره کرد که تا حدودی به این مسئله به طور جدی پرداخته است. وزارت خارجه آمریکا یک بخشی برای دیپلماسی ورزشی تعریف کرده است که در آن دیپلماسی ورزشی را یک روش برای آشنایی دیگران با فرهنگ آمریکایی، ارتباط با دیگران از طریق تبادلات ورزشی، متخصصان و …، افزایش گفتگو و درک فرهنگی میان مردم معرفی نموده است.[5] بر اساس تعریف دفتر (ECA[6]) که مسئولیت افزایش روابط میان مردم آمریکا و دیگر جهانیان از طریق تبادل آموزشی و فرهنگی را بر عهده دارد، دیپلماسی ورزشی یک راه برای فراتر رفتن از تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی برای جمع‌کردن انسان‌ها دور هم با هدفی مشترک است.

2-اهداف دیپلماسی ورزشی

دیپلماسی ورزشی از آنجایی که محل ورود و عملکردش یک موضوع غیرسیاسی و اجتماعی بسیار محبوبی است، فرصت‌های زیادی را در اختیار مجریان برای برآورده کردن خواسته‌هایشان قرار می‌دهد.

2-1- فرصتی برای تسهیل در روابط و معرفی فرهنگ

یکی از فرصت‌ها و اهدافی که ذیل دیپلماسی ورزشی دنبال می‌شود، فراهم شدن روابط میان جوامع و انتقال فرهنگ خویش است. به طور نمونه اهداف مرکز دیپلماسی ورزشی که زیرمجموعه بخش اداره امور آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکاست به طور خلاصه این‌گونه تعریف شده است: «1- ایجاد فرصت‌هایی برای ایجاد درک متقابل فرهنگی 2- تسهیل در معاملات و ارتباطات 3-انتشار اطلاعات در خصوص ایالات‌متحده (شناخت هدفمند) 4-فرصتی برای توسعه مهارت[7]». کشورهای پیش تاز در صنعت و مهارت ورزش، فرصت خوبی را برای تبادلات و همکاری‌هایی با دیگر کشورها و جوامع در اختیار خواهند داشت که این فرصت در صورت بهره‌گیری هوشمندانه می‌تواند موجب معرفی و آموزش گزاره‌های فرهنگی مورد نظر گردد.

2-2- منزلت یا پرستیژ بخشی

یکی از دیگر اهدافی که دولت‌ها از دیپلماسی ورزشی پیگیری می‌نمایند، کسب منزلت یا پرستیژ[8] است. تلاش برای کسب منزلت همواره یکی از انگیزه‌های دولت‌ها در روابط بین‌الملل است. بیشترین ادبیات در روابط بین‌الملل حول منزلت، از سوی شاخه واقع‌گراها مطرح شده است که منظور آنان بسیار معطوف به پرستیژ نظامی است که از آن تعبیر به «سایه قدرت» هم می‌نمایند. مورگنتا از نظریه‌پردازان اصلی پرستیژ است که آن را به منزله انعکاس و آوازه قدرت تعبیر نموده است. امروزه هم سازه انگاران در خصوص منزلت این‌گونه تعبیر می‌نمایند که بازیگران به دنبال کسب شناسایی و منزلت تلاش می‌کنند زیرا در خصوص نحوه تفکر دیگران درباره خویش حساس هستند. هم‌چنین دولت‌ها از ورزش برای اثبات توانایی، القای کارآمدی و توان داخلی خویش بهره می‌برند. رفتار آلمان شرقی و کوبا در دوران جنگ سرد بخشی از این نمونه است.[9]

2-3- پوششی برای اقداماتی با حساسیت‌های سیاسی بالا

یکی دیگر از کاربردها و اهدافی که از دیپلماسی ورزشی استفاده می‌شود، اقدامی پوششی برای اقداماتی با حساسیت‌های سیاسی بالا است؛ به گونه‌ای که ورزش به عنوان یک حائل و یا نقطه آغاز صلح، آشتی یا برقراری ارتباط مورد استفاده می شود. به طور نمونه می‌توان به اقدام چین در قبال آمریکا اشاره کرد که به دیپلماسی پینگ پنگ مشهور شد.

«دیپلماسی پینگ پنگ» یکی از نمونه‌های مشهور دیپلماسی ورزشی در روابط بین‌الملل است. داستان از این قرار است که پس از آنکه آمریکایی‌ها در باتلاق ویتنام گیر افتادند، خود را بسیار نیازمند به چین برای رهایی از این چالش می‌دیدند؛ با آنکه سطح تنش دو سویه میان آمریکا و چین بسیار وسیع و گسترده شده بود. همچنین از سوی دیگر مائو رهبر جمهوری خلق چین، بنا به دلایلی از جمله ترس از شوروی و امتیاز گیری از مذاکرات با مسکو، خواهان برقراری ارتباط با آمریکا بود.

پس از طی شدن مراحل گوناگونی از اقدامات و مذاکرات، در پایان مائو برای غلبه بر فضای داخلی چین بالاخص افراطیون و مخالفان داخلی، دست به ابتکاری زد که از آن تعبیر به دیپلماسی پینگ پنگ می‌شود. مائو علی‌رغم مخالفت‌های داخلی، دستور دعوت از تیم پینگ پنگ آمریکا به چین را صادر کرد.

اقدام چین برای استفاده از دیپلماسی پینگ پنگ جهت بهبود روابط آمریکا تصادفی نبود. مهارت چینی‌ها در پینگ پنگ امتیازی برای آنان محسوب می‌شد و جنبه مثبت داشت. چوئن لای نخست‌وزیر چین در ملاقات با مقامات ورزشی چین پیوسته تأکید داشت که این دیدار فرصت پراهمیتی برای بهبود روابط با آمریکا فراهم می‌آورد و اهمیت آ‌ن بیش از ‌آنکه در ورزش باشد، در عرصه سیاست است و بنابراین باید به دقت مدیریت شود.

در واقع، رهبران چین ورزش را در خدمت سیاست درآوردند، آن هم ورزشی که در آن سرآمد جهان بودند. سفر تیم پینگ پنگ آمریکا به چین با پوشش وسیعی از سوی رسانه‌های چینی مواجه شد. مسابقات دو تیم به طور زنده از رادیو و تلویزیون چین پخش شد. ملاقات چوئن لای با اعضای دو تیم و پوشش آن در رسانه‌ها، نقطه اوج این دیپلماسی بود، زیرا در این دیدار او گفت: «دیدار شما، فصلی نوین را در تاریخ روابط مردم چین و ایالات متحده گشود.» ساعاتی بعد از این دیدار، واشنگتن به پنج اقدام مثبت و جدید دست زد که از جمله آن‌ها لغو تحریم 22 ساله تجاری چین بود.[10]

3-رژیم صهیونیستی و دیپلماسی ورزشی

اما در این بخش به بررسی برنامه‌های پیگیری شده از سوی رژیم صهیونیستی در دیپلماسی ورزشی و اهداف

حول آن پرداخته شده است. اصلی‌ترین اهداف مورد پیگیری قرار گرفته از سوی رژیم صهیونیستی در دیپلماسی ورزشی را می‌توان نخست مشروعیت سازی و عادی‌سازی روابط با جوامع منطقه‌ای بالاخص کشورهای عربی –اسلامی و دوم ایجاد یک فرهنگ و هویت‌سازی برای یهودیان جهان دانست.

3-1- ضرورت دیپلماسی ورزشی برای رژیم صهیونیستی

بایکوت و تحریم علیه رژیم صهیونیستی در سال‌های اخیر بالاخص پس از آغاز جنگ‌های 4 گانه از سال 2006 تاکنون، طرفداران بسیار زیادی را در عرصه‌های گوناگون بالاخص در اروپا و کشورهای آسیایی به خود جذب کرده است.

 در نشست سال 2015 هرتزلیا یکی از موضوعاتی که به آن پرداخته شد، نگرانی تل‌آویو از ناحیه گسترش تحریم‌ها و فضای افکار عمومی ضد این رژیم در غرب بود. پرفسور اتفان کرانسر رئیس سابق طرح‌ریزی سیاسی در وزارت خارجه آمریکا در این نشست هشدار داد: «اسرائیل در حال از دست دادن قدرت استدلال خود و حمایت دیگران در بسیاری از زمینه‌هاست و لذا باید چاره‌ای اندیشید.» در بخشی دیگر از این کنفرانس گلعاد مدیر امور سیاسی- نظامی وزارت جنگ رژیم صهیونیستی معتقد است: «تنها خطر یا تهدیدی که از ناحیه فلسطین متوجه ماست، افزایش تنش‌های بین‌المللی ما است که فلسطینی‌ها تلاش می‌کنند با استفاده از آن مشروعیت اسرائیل را زیر سؤال ببرند.»

هم‌چنین یکی از میزگردهای برگزار شده در کنفرانس هرتزلیا «اسلام و کمپین انزوا، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم اسرائیل در اروپا: خطری راهبردی» نام داشت. در این میزگرد کارشناسان معتقد بودند در حال حاضر کلمه حقوق بشر عالی‌ترین عامل قدرت است؛ از همین رو این مسئله علیه رژیم صهیونیستی از سوی یهودستیزان استفاده می‌شود. صهیون‌ستیزی همان یهودستیزی است.[11]

 سخنان صهیونیست‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد که راهبرد برای تقابل با این وضعیت را گرفتن عامل حقوق بشر با اتهام زدن به مخالفان به‌عنوان یهودستیزی قرن‌های گذشته اروپا می‌دانند. پس از تصویب طرح برچسب‌زنی بر روی کالاهای رژیم صهیونیستی در اروپا، کابینه نتانیاهو در بیانه‌ای این اقدام را یهودی‌ستیزی اروپا نامید.[12] لذا بارها سران صهیونیستی از لفظ یهودستیزی و هولوکاست‌انکاری، برای مخالفان و منتقدان خود استفاده کرده‌اند.

اقدامات ورزشکاران مشهور جهانی چون رونالدو، بوفون و … در تحریم یا موضع‌گیری علیه تل‌آویو، بسیار برای رژیم صهیونیستی چالشی بوده است. اتفاقات اخیر و تلاش‌های تل‌آویو در استفاده از دیپلماسی ورزشی برای غلبه بر حامیان و طرفداران تحریم رژیم نژادپرست صهیونیستی، الزام توجه به این امر و اتخاذ سیاست جدی دیپلماسی ورزشی و چگونگی عبور از چالش‌های پیش روی آن (مثل بازی دو بازیکن ایرانی در یونان در مقابل تیم مکابی) را دو چندان نموده است.

3-2- کسب پرستیژ و عادی‌سازی روابط با اعراب و کشورهای اسلامی

همان‌گونه که گفته شد یکی از اهدافی که ذیل دیپلماسی ورزشی دنبال می‌شود، کسب پرستیژ و به رسمیت شناخته شدن است. با توجه به سابقه انتقاد یا تحریم مسابقات نمایندگان رژیم صهیونیستی در رشته‌های مختلف حتی در سطوح حرفه‌ای و از سوی بازیکنان مشهور جهانی، رژیم صهیونیستی بهره‌گیری از دیپلماسی ورزشی را حداقل برای تقابل با این فضا بالاخص در مواجهه با کشورهای اروپایی و اسلامی بسیار حیاتی می‌داند.

فرآیند عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی و اعراب را می‌توان در قالب سه مرحله ساده‌سازی نمود. مرحله نخست، پذیرش و ایجاد روابط امنیتی و سیاسی پنهان، مرحله دوم پذیرش عادی‌سازی روابط در فضای نخبگانی و تبیین لزوم آن برای جامعه و در مرحله سوم که مهم‌ترین بخش فرآیند عادی‌سازی است، حساسیت‌زدایی اجتماعی است.[13]

یکی از راه‌های حساسیت‌زدایی اجتماعی در روابط، رو در رو شدن ورزشکاران تیم‌های عربی و اسلامی با نمایندگان رژیم صهیونیستی است. به طور مثال می‌توان به حضور تیم والیبال رژیم صهیونیستی در سال 95 در قطر اشاره کرد. بر اساس گزارش رسانه‌های صهیونیستی و شبکه عبری 24، لباس‌هایی که بازیکنان به تن کردند، منقش به دو حرف از نام «اسرائیل» به زبان انگلیسی بود. هم‌چنین گزارش‌هایی پیش از این فاش کرده بودند که طی سال‌های اخیر ورزشکاران صهیونیستی در مسابقاتی که در برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برگزار شده از جمله امارات و قطر، شرکت کرده بودند. می‌توان به شرکت شاهار پیر تنیسور صهیونیستی و اندی رام و یونی ارلیخ شناگران شهروند سرزمین‌های اشغالی و همچنین شرکت تیم جودوی رژیم صهیونیستی در مسابقات ابوظبی در اواخر سال 2015 میلادی اشاره کرد.[14] نکته حائز توجه مسابقات والیبال قطر آن بود که برای بار نخست، پرچم رژیم صهیونیستی هم در کنار دیگر کشورها برافراشته شد.

هم‌چنین یکی دیگر از اتفاقاتی که به خوبی سیاست دیپلماسی ورزشی رژیم صهیونیستی را در نزدیکی به اعراب نشان می‌دهد، مربوط به گزارش شناخت کشور چین به نقل از روزنامه القدس العربی است. در رای گیری کنفدراسیون جهانی هندبال، دورون سیمحی رئیس فدراسیون هندبال رژیم اشغالگر قدس به سمت نایب رئیس کنفدراسیون هندبال کشورهای حاشیه دریای مدیترانه انتخاب شد؛ اما خبری که چالشی شد آن بود که 22 کشور از جمله مصر و تونس به وی رأی مثبت دادند و با کسب رأی اکثریت اعضا به این سمت منصوب شد. پس از این اتفاق فدراسیون هندبال رژیم اشغالگر قدس در سایت اینترنتی خود تصاویر نمایندگان این رژیم، مصر و تونس را در حالی که کنار همدیگر نشسته‌اند، منتشر کرد.[15]

لازم به ذکر است که اقدام اخیر دو بازیکن ایرانی و حضور در مسابقه فوتبال در مقابل یک تیم از رژیم صهیونیستی، نقش آفرینی در پازل دیپلماسی ورزشی تل‌آویو است، ولو آنکه آنان چنین هدف یا نگاهی به رژیم صهیونیستی نداشته باشند.

3-3- المپیک مکابیا: تعریف هویت یهودی یکپارچه جهانی و جلب دیدگاه یهودیان ضد صهیونیست

یکی دیگر از اهداف رژیم صهیونیستی در دیپلماسی ورزشی، تقویت و همبستگی هویت و فرهنگ یهودی و هم‌چنین تقویت احساس تعلق یهودیان جهان نسبت به رژیم صهیونیستی است. بدین منظور تل‌آویو سرمایه گذاری وسیعی را بر روی انجمن جهانی مکابیا انجام داده است.

انجمن جهانی مکابیا (Maccabi World Union) امروزه بزرگ‌ترین سازمان ورزشی یهودیان است که بیش از 60 کشور، 450 باشگاه و 400 هزار نفر در آن عضو هستند. یکی از اقدامات این انجمن یهودی برگزاری المپیک مکابیا در چهار سال یک‌بار است؛ مسابقاتی است که از دهه 30 میلادی کار خود را آغاز کرد. در این مسابقات که به المپیک یهودیان مشهور است، تمام یهودیان جهان و شهروندان رژیم صهیونیستی حق حضور در آن را دارند. برای جذابیت مسابقات ابتکارات گوناگونی تعبیه شده است به طور مثال دسته‌بندی بخش جوانان (18-15) در نظر گرفته شده است که موجب حضور جوانان یهودی زیادی در مسابقات هم شده است. این مسابقات در چهار دسته آزاد (بدون رده سنی)، رده سنی جوانان، حرفه‌ای و پاراالمپیکی‌ها برگزار می‌شود.[16]

هدف از این مسابقات فراهم کردن فرصت سفر دیگر یهودیان به سرزمین‌های اشغالی، ایجاد یک هویت مشترک یهودی (با قرائت صهیونیستی) برای همه یهودیان جهان، هم‌بستگی و جلب حمایت دیگر یهودیان است.

بیستمین دوره از مسابقات مکابیا 4 تا 18 ژوئیه سال جاری برگزار شد. در این دوره حدود 10 هزار ورزشکار و 22 هزار تماشاگر از 80 کشور جهان شرکت کردند. شعار بازی‌های این دوره عبارت بود از «80 کشور – یک قلب. دموکراسی و صهیونیسم. حال و آینده برای یهودیان».[17]

یکی از ویژگی‌های خاص این دوره، برگزار شدن آن در بیت‌المقدس به جای تل‌آویو برای اولین بار برخلاف دوره‌های پیشین بود. اتفاقی که تلاش همه‌جانبه رژیم صهیونیستی برای یهودی‌سازی شهر قدس را نشان می‌دهد.

جمع‌بندی

دیپلماسی ورزشی بخشی از دیپلماسی عمومی کشورها و بازیگران برای دست‌یابی به اهداف مورد نظر خود است. دیپلماسی ورزشی یک ابراز برای همبستگی ملی، کسب پرستیژ یا منزلت، پیشبرد اهداف سیاسی و القای تصویر و شناخت از خود به افکار عمومی جهانیان است. علاوه بر موارد گفته شده دیپلماسی ورزشی کمک شایانی به کشورهای تازه استقلال یافته برای پذیرش موجودیتشان نموده است.

رژیم صهیونیستی در دیپلماسی ورزش همانند بسیاری دیگر از عرصه‌های دیپلماسی عمومی به دلیل تهدید و نیازهایی که از این ناحیه‌ها احساس می‌کرده، فعالیت‌های قابل توجهی داشته است. المپیک ویژه یهودیان و حضور در مسابقات کشورهای عربی و اسلامی دو کار ویژه نخست دیپلماسی ورزشی تل‌آویو است.

اما با نگاهی دقیق‌تر می‌توان دریافت که دیپلماسی ورزشی بیش از آنکه برای رژیم صهیونیستی فرصت باشد، ابزاری جهانی برای مخالفان این رژیم اشغالگر در عرصه جهانی و عمومی برای تحت فشار قرار دادن و هجمه به مشروعیتش است. امری که باید در جمهوری اسلامی به خوبی درک شود و با اتخاذ یک راهبرد کلان و جامع ضمن استفاده از این فرصت، بر چالش‌های احتمالی آن مانند حضور فوتبالیست‌های ایرانی در تیم‌های اروپایی و مواجهه با تیم‌های صهیونیستی و …غلبه نمود.

منابع:

[1] آهویی، مهدی. اهداف، اولویت‌ها و مخاطبان دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی. فصلنامه مطالعات راهبردی، سال شانزدهم، شماره اول، بهار 1392: ص 190

[2] محمد محسن فایضی، «دیپلماسی علمی رژیم صهیونیستی؛ ابزار و اهداف»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 6 شهریور 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.tabyincenter.ir/12820

[3] محمد محسن فایضی، «دیپلماسی دیجیتال وزارت خارجه رژیم صهیونیستی؛ ابزار و اهداف»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 13 شهریور 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.tabyincenter.ir/12826

[4] محمد محسن فایضی، «دیپلماسی پزشکی رژیم صهیونیستی؛ ابزارها و اهداف»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 26 تیر 1396، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.tabyincenter.ir/12826

[5] https://eca.state.gov/programs-initiatives/sports-diplomacy

[6] BUREAU OF EDUCATIONAL AND CULTURAL AFFAIRS

[7] https://csm.gmu.edu/about/

[8] Prestige

[9] علی صباغیان، «دیپلماسی ورزشی»، فصلنامه مطالعات فرهنگ-ارتباطات، سال شانزدهم، شماره 3 پائیز 1394

[10] محسن شریعتی نیا، «پینگ پنگ ایرانی»، وب‌سایت دیپلماسی ایرانی، منتشرشده در تاریخ 28 آبان 1391، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1909297

[11] «کنفرانس هرتزلیا 2015؛ اظهارات و راهبردها»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشر شده در تاریخ 31 خرداد 1394، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/13960

[12] «تقدیر نتانیاهو از بریتانیا به خاطر ممنوعیت جنبش ضداسرائیلی بایکوت»، وبسایت اسرائیل تایمز، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://goo.gl/qo8blr

[13] برای مطالعه بیشتر ر.ک: محمد محسن فایضی، «حساسیت‌زدایی اجتماعی در عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی»، اندیشکده راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 26 اردیبهشت 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://tabyincenter.ir/11340

[14] «عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی/ برافراشته شدن پرچم اسرائیل در قطر»، وب‌سایت خبرگزاری جام نیوز، منتشرشده در تاریخ 16 فروردین 1395، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.jamnews.ir/detail/News/651787

[15] «نفوذ اسرائیل به مجامع ورزشی با کمک تونس و مصر»، وب‌سایت خبرگزاری العالم، منتشرشده در تاریخ 19 شهریور 94، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://fa.alalam.ir/news/1737469

[16] ABOUT US MACCABI WORLD UNION:
http://www.maccabiah.com/2017/maccabiah/about-us

[17] «المپیک مکابیا؛ ورزش در خدمت صهیونیسم»، وب‌سایت پایگاه علم و دانش‌پژوهی هادی، منتشرشده در تاریخ 27 تیر 1396، قابل بازیابی در پیوند زیر:

http://www.haadi.ir/News-710

TelegramWhatsAppFacebookTwitterGoogle+SMS

پایگاه تبیین

انتهای متن/

ورود قانونی صنایع دستی چینی به بازار گیلان!

سلمان شاه‌محمدی – معاونت صنایع دستی گیلان – در گفت‌وگو با ایسنا، درباره عرضه صنایع دستی کشور چین در بازار صنایع دستی گیلان، اظهار کرد: واردات کالاهای چینی فقط مشکل حوزه صنایع دستی نیست و حوزه‌های دیگر، از جمله پوشاک هم با این مشکل روبه‌رو هستند. صنایع دستی گیلان نسبت به چهار سال گذشته، رشد بهتری داشته و میزان محصولات چینی کمتر شده و در رشته‌هایی مانند حصیربافی، مرواربافی و چوب تقریبا به صفر رسیده است.

او همچنین درباره این‌که محصولات چینی عرضه‌شده در بازار، قیمت پایین‌تری نسبت به محصولات تولیدشده ایرانی دارند، چرا قیمت این محصولات کمتر است؟ گفت: این موضوع را مدتی پیش با سفالگران ساکن گیلان مطرح کردم، اما صنعتگران این حوزه جوابی نداشتند! اگر بخواهیم سفال تولیدشده در ایران را با سفال تولیدشده در ترکیه مقایسه کنیم، در ترکیه دستمزد یک چرخ‌کار سفالگر به پول ایران، ماهانه ۱۰ میلیون تومان است، قیمت سوخت هم حدود شش‌هزار تومان است، اما تولیدکنندگان ایرانی به یک استادکار، ماهانه یک‌میلیون و ۵۰۰هزار تومان می‌دهند و برای سوخت هم یک‌هزار تومان می‌پردازند، مواد اولیه سفال هم تقریبا رایگان تمام می‌شود. در این شرایط، چرا قیمت تمام‌شده یک محصول ایرانی بیشتر از محصول تولیدشده در ترکیه است؟!

معاونت صنایع دستی و هنرهای سنتی استان گیلان ادامه داد: این موضوع نشان می‌دهد که صنعتگران ما برای مدیریت کارگاه‌ها دچار مشکل هستند. معاونت صنایع دستی در این زمینه و با هدف مدیریت بهره‌وری، کلاس‌های آموزشی نیز برای تولیدکنندگان برگزار کرد و برخی هنرمندان با شرکت در این کلاس‌ها به نتایج مثبتی رسیدند. حتی برخی صنعتگران بعد از شرکت در این کلاس‌ها، محصولات خود را پیش‌فروش می‌کردند.

شاه‌محمدی درباره این‌که بسیاری از صنعتگران فعال در حوزه چوب برای تهیه مواد اولیه با مشکل مواجه هستند، توضیح داد: در این بخش، ساختاری سنتی در گیلان وجود دارد. بسیاری از افراد، چوب را به‌شکل غیرمجاز تهیه می‌کنند. معاونت صنایع دستی گیلان چندبار با فعالان این حوزه جلسه گذاشت و اعلام کرد که چوب مورد نیاز را از مبانی قانونی تامین کنند، اما استقبال چندانی از این موضوع نشد.

او با بیان این‌که برای تهیه چوب بروکراسی‌هایی در تشکل‌های قانونی وجود دارد، گفت: برخی فعالان حوزه چوب، از ما نامه می‌گیرند و معاونت صنایع دستی آن‌ها را برای تهیه مواد اولیه به شرکت چوکا معرفی می‌کند، اما نسل قدیم فعال در این حوزه ترجیح می‌دهد، چوب را به روش سنتی و به‌شکل غیرقانونی تهیه کند. در عین حال، نسل جوان این موضوع را پذیرفته و از مبادی قانونی مواد اولیه را تهیه می‌کند.

معاونت صنایع دستی و هنرهای سنتی استان گیلان با تاکید بر این‌که بحث تهیه چوب به همین سادگی نیست، اظهار کرد: معاونت صنایع دستی برای صنعتگران چند جلسه در زمینه چوب گذاشت و با هدف کمک برای تهیه مواد اولیه به‌صورت قانونی، اعلام آمادگی کردیم. اگر هنرمندان بخواهند مواد اولیه مورد نیاز خود را از طریق شرکت چوکا و به‌صورت قانونی تهیه کنند، باید هزینه آن را به‌صورت نقد پرداخت کنند. ما برای رفاه فعالان این حوزه، پیشنهادهایی را مطرح کردیم و گفتیم که حاضریم برای آن‌که آن‌ها نقدینگی داشته باشند، تسهیلاتی دراختیارشان قرار دهیم.

شاه‌محمدی در پاسخ به این‌ مطلب که اگر محل تامین تسهیلاتی که معرفی می‌کنید، صندوق اعتباری کارآفرینی امید است، بسیاری از صنعتگران نسبت به مدارک پیچیده‌ای که باید برای دریافت وام ارائه کنند، معترض هستند، توضیح داد: قبول دارم، صندوق کارآفرینی امید سختگیری‌ می‌کند، اما بانک‌ها هم برای پرداخت تسهیلات، قوانین خاص خود را دارند. گرچه منابع ما فقط به این صندوق محدود نمی‌شود و با سایر بانک‌ها نیز صحبت شده تا وام‌هایی با کارمزد چهار درصد که از ۱۰ تا ۷۵ میلیون تومان است، پرداخت کنند. به‌تازگی استاندار گیلان با معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم کشور صحبت کرد تا بانک‌ها برای پرداخت وام، وثیقه روستایی نیز بپذیرند، اما باز هم متاسفانه این موضوع مشکل همه را حل نمی‌کند.

او با بیان این‌که استان گیلان تقریبا در بازار صنایع دستی جایگاه اول را دارد، گفت: فروش صنایع دستی استان گیلان در سال گذشته، به ۳۵ میلیارد تومان رسید، در حالی که این رقم در سال ۱۳۹۲ به پنج میلیارد تومان هم نمی‌رسید.

معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی استان گیلان درباره این‌که برخی صنعتگران معتقدند، به‌تازگی خاک تولید گمج (ظرف‌های سنتی و گِلی گیلان) از لالجین (همدان) آورده می‌شود، تاکید کرد: خاک لالجین برای ساخت گمج مناسب نیست. لالجین به تقلید از گیلان، گمج‌هایی تولید کرده است، اما گمج‌های ساخت لالجین، توانایی ماندن روی حرارت بالای گاز را ندارند و باید حتما از خاک گیلان استفاده شود. میزان آهن خدر اک گیلان، بالاست از طرفی تکنیک‌هایی در ساخت گمج گیلان وجود دارد تا حرارت بالا را تحمل کند. خاک ساخت گمج بیشتر از مناطقی مثل شَفت، جیرده و اَملش تهیه می‌شود.

شاه‌محمدی همچنین درباره کم شدن تعداد فروشگاه‌های صنایع دستی در بندر انزلی، گفت: اکنون حدود ۳۵ فروشگاه صنایع دستی در بندرانزلی وجود دارد که در سطح شهر پخش هستند. گرچه اتفاقات زیادی برای صنایع دستی افتاده، اما تعداد فروشگاه‌های صنایع دستی استان گیلان نسبت به سه سال قبل تقریبا سه برابر افزایش یافته است. از طرفی فروشگاه‌های صنایع دستی باید از وزارت صنعت و معدن مجوز بگیرند، نه معاونت صنایع دستی. این مشکلات در طرح حمایت از هنرمندان صنایع دستی مطرح شده است که اگر تصویب شود، این مسائل حل می‌شوند.

انتهای پیام