از بوش و اوباما تا ترامپ؛ آمریکا در افغانستان و جنوب آسیا بدنبال چیست؟

 در سال ۲۰۰۱ میلادی و پس از حمله‌ی یازده سپتامبر، ایالات ‌متحده به بهانه ‌ی مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله و حکومت طالبان را در آن کشور سرنگون کرد. از آن زمان تاکنون، افغانستان دچار یک ناامنی ۱۶ ساله و آمریکا درگیر طولانی‌ترین جنگ در تاریخ خود است. دونالد ترامپ، سومین رئیس ‌جمهور آمریکاست که با چالش افغانستان در حوزه‌ی سیاست خارجی روبروست و راهبرد دولت وی بالاخره پس از چندین ماه تأخیر، طی یک سخنرانی در اوت سال ۲۰۱۷ اعلام شد که دارای عناصری ثابت (نسبت به راهبرد دولت اوباما) و عناصری جدید و منحصر به ‌فرد است. با توجه به نقش مخرب آمریکا در امنیت منطقه و افغانستان، لازم است این راهبرد مورد بررسی و تجزیه ‌و تحلیل قرار گیرد. پرسش اصلی این است که: مهم‌ترین دلایل تغییرات ایجادشده در راهبرد آمریکا در قبال افغانستان چیست و چه پیامدهایی به دنبال دارد؟                 

دولت بوش ادعا می کرد که افغانستان به مرکز رشد و توسعه تروریسم در جهان تبدیل شده است و مخالفان آمریکا از لیبی گرفته تا چچن همه در پناه طالبان در افغانستان جمع شده اند و اقدام به فعالیت های تروریستی علیه منافع آمریکا در جهان می نمایند. هدف اصلی امریکا در کنار مسایلی چون مبارزه با القاعده و طالبان و پروسه دولت –ملت سازی و ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان، اهداف منطقه ای من جمله کنترل روسیه و جلوگیری از قدرت یابی مجدد آن، کنترل چین و ایران را نیز  شامل می شد تا همچنان از این طریق به قدرت برتر بودن در منطقه خاورمیانه امیدوار باشد. لذا امریکا از طریق الگوی امنیتی مداخله گری و اشغال افغانستان تلاش نمود موقعیت هژمونی خود را تثبیت و تقویت سازد.

اما راهبرد دولت بوش منجر به پیامدهای داخلی و منطقه ای برای افغانستان شد: تحولات سال های اخیر حاکی از وجود یکسری متغیرهایی است که نشان می دهد راهبرد دولت بوش در اشغال افغانستان بر خلاف گفته های اولیه مقامات کاخ سفید نتوانسته است چندان موفق باشد. مسایلی من جمله قدرت یابی مجدد طالبان و رشد گروه های تروریستی دیگر، گسترش فقر، کشت و قاچاق مواد مخدر، گسترش ناامنی و افزایش تلفات غیر نظامی و به تعویق افتادن روند دموکراسی سازی از نتایج راهبرد دولت بوش در داخل افغانستان بود. این راهبرد در سطح منطقه ای نیز منجر به نتایجی شد. اشغال افغانستان،   باعث شد محیط امنیتی کشورهای همسایه افغانستان همچون ایران و پاکستان نیز ناامن گردد و این دو کشور به ویژه  بخاطر پناهنده شدن طالبان در خاک خود هزینه های زیادی را متقبل شوند اما جدا از این اکثر محققان بر این عقیده هستند که اشغال افغانستان توسط آمریکا گامی در جهت محاصره ایران است که حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ حلقه ی محاصره ایران را تنگ تر ساخت و صحت این عقیده را بیش از پیش ثابت ساخت.

 راهبرد دولت اوباما: شباهت ها و تفاوت ها با دولت بوش

با روی کار آمدن باراک اوباما‌، سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا وارد مرحله جدیدی گردید دولت باراک اوباما، بر این باور بود که کشور افغانستان نقش کلیدی را جهت مبارزه با تروریسم بازی می­کند و لذا بر این اعتقاد بود مرکز ثقل سیاست آمریکا باید کشور افغانستان باشد و بر  این اساس تداوم حمله به افغانستان را با اعزام نیروهای بیشتر در راستای مبارزه با تروریسم شدت بخشید. طبق گفته اوباما، اساس استراتژی آمریکا در افغانستان، اقدامات نظامی علیه طالبان، همکاری با سازمان ملل متحد، شرکای بین المللی و دولت افغانستان و نیز مشارکت تنگاتنگ با پاکستان خواهد بود. باراک اوباما با رسیدن به قدرت، تعداد نیروهای رزمی آمریکا در افغانستان را از ۳۰ هزار نفر به بالای ۱۰۰ هزار نفر رساند. ایجاد و گسترش پایگاه های نظامی دایمی در افغانستان و واگذاری مسئولیت ها به نیروهای بومی افغان و ارایه جدول زمانبندی برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، مبارزه با شورشیان طالبان، تقویت ساختار دولتی و سیاسی افغانستان از جمله مهمترین عناصر و مولفه های راهبرد اوباما بود. اوباما همچون بوش بر نقش نظامی‌گری در افغانستان تاکید داشت اوباما تقویت قدرت نظامی آمریکا را در افغانستان  در نظر داشت، اما بر خلاف بوش مخالف رهبری آمریکا در جهان به واسطه قدرت نظامی بود. در واقع اوباما همواره سعی داشت  تا با تغییرات تاکتیکی مختلف در سیاست خارجی بویژه در اشکال غیرنظامی به شکلی چندبعدی راهبردی سلطه آمریکا بر جهان را دنبال کند.

اما راهبرد اوباما نتوانست بنا به دلایلی مانند کشتار غیر نظامیان در حملات هوایی، کشته شدن سربازان امریکایی و عدم موفقیت در رشد دموکراسی و پروسه دولت سازی در افغانستان، نارضایتی داخلی مردم امریکا و هزینه های سرسام اور جنگ، موفق باشد و ناچار شد بخش اعظمی از نیروهای خود را از افغانستان خارج نماید، گرچه از مدت­ها پیش به دنبال امضای توافقنامه امنیتی با افغانستان بود.

 
علت تاخیر در اعلام راهبرد ترامپ

دلیل اینکه چرا راهبرد جدید آمریکا هفت ماه بعد از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید و نه زودتر اعلام می شود: خلاصه می شود گفت ان چیزی که ترامپ قبل از ورود به کاخ سفید در نظر داشت و در مناظرات انتخاباتی شعار می داد واقعا آنی نبوده است که بعد از پای گذاشتن به کاخ سفید باشد. در این مدت ترامپ قانع شده که خروج کامل نیروهای امریکا از افغانستان،  خلع ای را ایجاد می کند که جز طالبان و داعش هیچ کس آن را پر نخواهد کرد و به رشد گروه های تروریستی منجر می شود. از علل دیگر تاخیر در اعلام این راهبرد: سردرگمی مقامات کاخ سفید در تدوین یک راهبرد جدید بود، دلیل دیگر اینکه   شخص ژنرال متیس وزیر دفاع، این استراتژی را  نگه داشت تا بتواند توافق کاخ سفید و بخصوص شخص رییس جمهور ترامپ را  با گسترده  کردن این طرح و با گنجاندن  طالبان پاکستان در این طرح سپس  آن را ارایه بکند (۲).

 
دلایل  نیاز به اعلام راهبرد جدید ترامپ

حضور امریکا در افغانستان در طی شانزده سال اخیر در واقع از نظر راهبردی در حالت ضعیف و سردرگمی بوده است با اینکه امریکا  بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به افغانستان حمله کرد و حکومت طالبان را از بین برد واکنش اولیه دولت بوش این بود که  نمی خواست امریکا به مدت زیادی انجا بماند و این که سایر کشورها بتوانند کار بازسازی را در افغانستان را انجام دهند.  موقعی که طالبان را از انجا اخراج کرد. دولت بوش توجه خودش را معطوف به عراق کرد، بنابراین ان تعداد سربازان که هم در عراق باشند و هم در افغانستان باشد برای امریکا  مشکل ساز  بود و امریکا نمی خواست که خیلی در افغانستان درگیر باشد، و بعد که دولت اوباما امد تعدادی سرباز اضافه کرد و تا یکصد هزار سرباز را در انجا داشت و بعد تصمیم گرفت سربازهای امریکایی را از افغانستان خارج کند بنابراین همیشه راهبردهای مختلف و سردرگمی  داشته است ولی نه یک راهبرد که خیلی پایدار باشد. از دیگر سو در هجده ماه اخیر شبه نظامیان طالبان در افغانستان پیش رفت های زیادی داشته اند. در حال حاضر حدود ۴۰ در صد خاک افغانستان در کنترل آنهاست و چیزی حدود ۵۷ درصد هم از طرف حکومت کابل اداره می شود. اما مطلب خیلی مهمی که هست این است که در سال گذشته ۱۵ درصد بر سرزمین های تحت کنترل شبه نظامیان طالبان  افزوده شده که روند بسیار خطرناکی است، از سوی دیگر در طی این مدت شانزده سالی که از حضور امریکا در افغانستان  می گذرد تا حالا چیزی حدود ۲۴۰۰ نفر از افسران و سربازان امریکایی در نبردهای افغانستان کشته شده اند و نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار هزینه جنگ  افغانستان شده است، و از همه اینها شاید خطرناک تر این است که در سپتامبر سال ۲۰۱۶ چیزی در حدود نزدیک به یک سال پیش بر اساس گزارش خبرگزاری  اسوشیتدپرس میانگین تعداد تلفات ارتش افغانستان ماهانه به ۵۳۰۰ نفر رسیده بود  که رقم بسیار خطرناکی است و ممکن است این تصور را ایجاد کند که ارتش افغانستان اصلا نتواند این تعداد کمبود نفرات را با سرباز گیری بیشتر جبران کند. در مجموع بنا به گفته ژنرال جمیز متیس وزیر دفاع جنگ در افغانستان به بن بست رسیده و در حال حاضر پیروزی در چشم انداز نیروهای آمریکایی نیست. بنابر این میشود گفت که مجموع اینها دلایل خوبی است به اینکه راهبرد جدید در افغانستان اعلام شود.

 
گزینه ها وسناریوهای پیشنهاد شده

چهار گزینه و یا سناریو  در این راهبرد نوین آمریکا مطرح بود و مدت زیادی زمان گرفت تا منجر با اعلام این سیاست جدید شد.  اولین گزینه ، گزینه ژنرالها بود،  ژنرالهای امریکایی شامل وزیر دفاع جیمز متیس و همینطور مشاور امنیت ملی اصرار داشتند بر اینکه طرح ژنرالهای امریکایی در افغانستان عمل شود و ان طرح این بود که همین تعداد نیروی نیروی امریکایی که در افغانستان هست، یک تعداد نیروی دیگری هم اضافه شود و امریکا حضور دراز مدت و دوام دار در افغانستان داشته باشند و در سایه این حضور بر پاکستان فشار بیاورند و با کمک ارتش افغانستان با تروریستها بجنگند. گزینه دوم که در مقابل این گزینه قرار داشت، آنها طرحی را داشتند که اصولا ارتش در افغانستان در طی این ۱۶ سال آنچنان کارایی نداشته و باید امریکا صورت قضییه یا موضوع را در انجا تغییر دهد  و آن تغییر این بود که باید جنگ افغانستان خصوصی سازی شود و از سازمان هایی  بنام های  ((هالیبرتون) ، ((داین کورپ)) و یا ((بلک واتر ))   استفاده شود .بنا به گفته کارشناسان امریکایی وقتی جنگ خصوصی سازی شود در حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال هزینه دارد  و با این مقدار پول میتوان  جنگ را پیش برد و تروریست ها را نابود کرد  این در حالی است که ارتش امریکا در حال حاضر ۴۰ میلیارد دلار در سال هزینه جنگ میکند و این طرح برای اقای ترامپ جاذبه داشت و از سوی کوشنر دامادش هم حمایت میشد. گزینه سوم  که مبلغ ان استفان بنین بود،   حاوی این بود که ارتش امریکا باید از افغانستان خارج شود و یک مجموعه یا سازوکار دیگری بیاید  و بر روی گزینه سومی تاکید می کرد   گزینه این بود که اصولا امریکا در افغانستان چه میکند و چه فایده ای دارد و اینکه هزینه جنگ بالا رفته  و امریکا جنگ را باخته است  همان چیزی که دونالد ترامپ در مبارزات انتخاباتی بر روی ان اشاره داشت .گزینه چهارم : که هنوز هم بر روی میز هست ، این است که نحوه عملیاتی که در افغانستان قرار است اجرا شود یک مکانیسم مشترک از ارتش و  بلک واتر باشد به این معنی که اداره میدان های جنگ و  سربازها  با بلک واتر باشد ولی فرماندهی و رهبری با ارتش باشد یعنی یک مکانیسم مشترک از ارتش و شرکت خصوصی  ساخته شود و جنگ افغانستان را پیش ببرد .

تفاوت های راهبرد ترامب با راهبرد اوباما                                                                                                  

فشار بر پاکستان:یکی از بندهای جدید بودن این راهبرد نسبت به دولت اوباما  شامل کردن پاکستان در این راهبرد است ،در این راهبرد نقش مخرب طالبان پاکستان در افغانستان در نظر گرفته شده است  و بهترین  دلیل برای این امر هم نام این راهبرد  جدید است (( راهبرد جدید امریکا در افغانستان و جنوب اسیا )) منظور از جنوب اسیا کشورهای  شبه قاره هند و مخصوصا پاکستان است  .  برای اولین بار دولت امریکا از پاکستان به عنوان کشوری که تبدیل شده به پناهگاه امن تروریست ها  یاد می کند  و اعلام میدارد که نسیت به پاکستان همانند گذشته با اغماض و چشم پوشی برخورد نخواهد شد و در کنار ان از کمک هایی که از جانب ایالات متحده امریکا به پاکستان میشود یاد گردید و به نوعی تلویحی یک نوع اخطار به پاکستان بود که در صورتی که بازنگری و تجدید نظر در استراتژي خود در افغانستان نکند  این کمک ها  دیگر وجود نخواهد داشت و انها دیگر نباید انتظار داشته باشند تروریست هایی که از جانب پاکستان تجهیز میشوند و دولت افغانستان و سربازان ناتو را در معرض حمله قرار میدهند  حاشیه امن داشته باشند.                                                                                       

تاکید بر نقش بارزتر هند : گزینه دوم  که در راهبرد دولت ترامپ در افغانستان حایز اهمیت میباشد ، نوعی چراغ سیز نشان دادن برای کمک های بیشتر هند بود ، که البته این قضیه هم از یک طرف میتواند بخشی از اعمال فشار جدید  بر پاکستان باشد  و هم از سوی دیگر باز شدن مسیر تازه ای در گسترش همکاری های هند با ایالات متحده در افغانستان که خواستار  نقش موثر تر و چشم گیرتر هند در افغانستان گردیده است(۵) .                                                                          

 نقش بارز ژنرال های فعال در صحنه :باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ میلادی از افزایش ۳۰ هزار نفری شمار سربازان این کشور در خاک افغانستان خبر داد اما تصریح کرد که آنها ۱۸ ماه بعد، به تدریج به خانه‌هایشان بازخواهند گشت. ژنرال‌های نظامی اعتقاد دارند که اعلام چنین برنامه زمان بندی شده ای، دشمنان را تشویق کرد که منتظر خروج آمریکایی‌ها باشند تا حملاتشان را دوباره آغاز کنند.ایالات متحده آمریکا در حال حاضر ۸۴۰۰ سرباز در افغانستان دارد و ژنرال‌های آمریکایی گفته اند که فرستادن چند هزار نیروی بیشتر به آمریکا کمک خواهد کرد تا در بن بست کنونی بتوانند بر نیروهای طالبان تسلط یابند.نیروهای اضافی می توانند در دو بخش به خدمت گرفته شوند: برای ماموریتهای ضدتروریسم و برای آموزش نیروهای افغان.                                                                         

استقلال نظامی بیشتر فرماندهان و ماندن تا زمان  نامحدود: دولت باراک اوباما با تعیین علنی تاریخ پایان عملیات نظامی در افغانستان به طالبان این امکان را داد که مدتی در انتظار بماند و سپس کارزار فتح دوباره مناطق از دست رفته را از سر بگیرد  ترامپ  بر خلاف اوباما  محدودیت های پیشتر اعمال شده بر فرماندهان در میدان نبرد را لغو کرده تا انها بتوانند طور کامل از قضاوت و تجربیات خود در ماموریت های حیاتی استفاده کنند . به گفته  ترامپ دولت قبلی امریکا با اعلام شمار نیروها و زمان بندی اعزام خروج انان از افغانستان تروریست ها و دشمنان امریکا را خوشحال میکرد و این امری است که دونالد ترامپ  اگاهانه از ان  پرهیز میکند و خواستار حضور نیروهای امریکایی تا زمان نامحدود در افغانستان میباشد. احتمالا بزرگترین تغییری که با طرح ترامپ ایجاد می شود، افزایش حیطه اختیارات مقامات آمریکایی در حمله به طالبان و دیگر گروههای تروریستی فعال در افغانستان خواهد بود. دولت اوباما پس از آنکه نیروهای افغان رهبری مبارزه با طالبان را برعهده گرفتند، محدودیتهایی را در عملیات تهاجمی آمریکا در افغانستان ایجاد کرد.آقای ترامپ روز دوشنبه گفت: «با مدیریت خرد (میکرو کنترل) از واشنگتن، نمی توان در نبردها پیروز شد». او افزود که قدرت نیروهای نظامی آمریکا را برای هدف قرار دادن تروریستها (۳) و شبکه‌های جنایی در افغانستان افزایش خواهد داد  به فرماندهان نظامی این اختیار را خواهد داد تا در زمان واقعی وارد عمل شوند.

 
مذاکرات سیاسی : هدف نهایی طرح دونالد ترامپ در افغانستان این است که طالبان را مجبور به آمدن به پای میز مذاکرات کند تا به این ترتیب راه حلی سیاسی برای جنگ افغانستان پیدا شود. این همان هدفی بود که باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین آمریکا نیز آن را دنبال می کرد..با این وجود دونالد ترامپ معتقد است که طرح او دارای یک تفاوت مهم با طرح‌های قبلی است؛ اینکه هیچ زمان بندی برای خروج سربازان آمریکایی تعیین نشده است و به این ترتیب قانع کردن طالبان برای مذاکره امکان پذیر خواهد بود.                                                                                                                       
مخالفت‌ها و موافقت‌ها با راهبرد جدید در امریکا و افغانستان                                                                  
ترامپ با  مشکلات داخلی زیادی در درون امریکا روبرو است و اگر ترامپ بتواند طرحش در مورد افغانستان را اجرا کند  شاید بتواند با عکس عمل  مثبت مردم امریکا روبرو شود . اعلام  استراتژی جدید امریکا در افغانستان بلافاصله پس از انتشار، با واکنش های متضادی در داخل امریکا  مواجه شد. جمعی از سناتورهای آمریکا، با انتقاد شدید از راهبرد جدید اعلام شده، ترامپ را به بی برنامگی در رابطه با افغانستان متهم کردند. سناتور کریس مورفی با انتقاد از ترامپ گفته است: تنها راهبردی که امشب اعلام شد این بود که دیگر قرار نیست راهبردی اعلام ‏شود. . اما موافقان این رویکرد معتقدند که هر چند تأخیر در تعیین راهبرد نوین آمریکا برای افغانستان موجب پیشرفت‌های طالبان در این کشور شده بود اما اکنون واشنگتن در مسیر درستی قرار گرفته است و از حملاتی چون یازده ستامبر جلوگیری خواهد کرد.  این راهبرد در داخل افغانستان نیز با واکنش هایی روبرو شد .طالبان هم در واکنش به  راهبرد جدید آمریکا در افغانستان گفته اند که تا خروج آخرین سرباز آمریکایی از افغانستان خواهند جنگید. در این میان، محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان، با استقبال از استراتژی اعلام شده، گفته است که استراتژی جدید، توان نیروهای امنیتی افغانستان را افزایش خواهد داد. عبد الله عبدالله رییس حکومت وحدت ملی  نیز عدم اعلام جدول زمانی در مبارزه با تروریسم ر ا ستوده است.                                                                                                                                   

در سطح بین الملل رویکرد نوین راهبرد امریکا  با حمایت و استقبال  ناتو ، اتحادیه اروپا ، و المان و هند، بریتانیا و استرالیا  و کانادا  مواجه شده است (۶) و این کشورها بر طبق خواسته قبلی ترامپ و فشار ترامپ بر اعضای ناتو برای دادن بودجه و امکانات بیشتر ،  پیش بینی میشود این کشورها  سرباز و بودجه بیشتر را برای اهداف ترامپ در افغانستان  فراهم خواهند کرد.

 واکنش های منطقه ای :
  در مقابل موضع انتقادی چین، روسیه، پاکستان و ایران نسبت به راهبرد نوین آمریکا وجود دارد.  هر چند ترامپ مستقیما به نام این سه کشور اشاره مستقیمی نداشت امایقینایکی از اهداف پنهان این راهبرد نظارت و کنترل این کشورها نیز میباشد.                                                                                                             

روسیه:
تمرکز سیاست جدید ترامپ در افغانستان را برقراری نظم با استفاده از نیروی نظامی خواند وان را  تکراری و بی فایده دانست .قبلا مقامات امریکایی روسیه را به حمایت از طالبان متهم کرده بودند و استدلال میکنند که روسها می خواهند ان ناکامی را که حدود چهل سال پیش در افغانستان داشته اند به نوعی دیگر  نه از طریق نظامی بلکه از طریق افزایش نفوذ سیاسی  شان جبران کنند. به گفته اگاهان سیاسی روسیه  همواره می کوشد از بحران های بین المللی و بویژه از تنگ ناهای سیاسی ایالات متحده بهره برداری کند وان را در راه اهداف و منافع خودش مورد استفاده قرار دهد. دولت روسیه در انتظار است که ببیند این جریانات چطور تحول پیدا می کند.                                                                             

 پاکستان: اعلام این راهبرد  كه همزمان شد با دعوت از هند به گسترش نفوذ در افغانستان بشدت موجب خشم مقامات پاکستان خواهد بود. با توجه به ساختار قدرت پاكستان و حضور قدرتمند ژنرال هاى پاكستانى در قدرت و اينكه تداوم وضعيت بحرانى ميان هند و افغانستان با پاكستان از سرچشمه هاى اصلى مشروعيت و بهانه حضور و نفوذ ژنرال هاى پاكستانى در قدرت است، به نظر نمى رسد با اين تشر رئيس جمهور آمريكا شاهد تغيير چشمگير سياست اسلام آباد نسبت به بحران افغانستان باشيم.              

چین: هر چند دولت چین به این راهبرد واکنش منفی نشان داده و پاکستان را خط مقدم جبهه مبارزه با تروریسم دانست. اما آنچه که واضح است اگر پاكستان از آمريكا دور شود  خبر خوبى براى چين خواهد بود و چین سعی  مى كند جای خالی امریکا را پر كند. چين اساسا به پاكستان و راه دريايى اش نياز داره تا از آن حصاری كه آمريكا و متحدانش در اطرافش كشيده اند خارج شود. چين از طريق پاكستان و بندر گواتر می تواند هند و متحدين شرق آسياى آمريكا را دور بزند و چه خبرى بهتر از اينكه كلا مناسبات اسلام آباد – واشنگتن شكر آب بشود.
                                                                       

چشم انداز:

اساس و محور راهبرد تازه دونالد ترامپ در قبال افغانستان همانند دو دولت گذسته امریکا، منافع و اهداف استراتژیک آمریکاست نه امنیت، ثبات و مبارزه با تروریزم در افغانستان. پیش بینی میشود که اولین پیامد این استراتژی احتمال شکل گیری یک ائتلاف منطقه ای علیه راهبرد جدید امریکا در افغانستان باشد و پاکستان می تواند در این میان نقش عمده ای داشته باشد. از آنجا که بحث اعمال فشار بر پاکستان یکی از شرایط جدی این راهبرد است طبیعتا پاکستان بیکار نخواهد نشست و احتمالا به سمت ایجاد ائتلافی از کشورهای همسایه افغانستان که مخالف با این راهبرد امریکا می باشند، خواهد رفت این چهار قطب  عبارتند از مسکو، پکن و تهران و اسلام اباد می باشد که با محوریت روسیه اقدام می کنند. دومین پیامد اینکه امریکا –افغانستان و هند در یک جبهه قرار گیرند و دیگر چهار کشور ذکر شده در بالا در تقابل با آنها در سوی دیگر میدان و این دو قطبی شدن می تواند افغانستان را بستر تقابل و جنگ و منازعه بیشتر سازد و در نهایت اینکه  امریکایی ها فراموش کردند که اگر پاكستان پناهگاه طالبان شد، اگر امارات و عربستان دولت طالبان را رسما پذيرفتند و اگر قطر دفتر سياسى طالبان را در دوحه گشود، همه به درخواست و زير نظر آمريكا بود. آمريكا امروز  می خواهد مقصر عدم كاميابى ۲۸ ساله خود در جنگ افغانستان را به طور كامل پاكستان معرفى كند و سياست هاى متناقض و رياكارانه خود را، كه از عوامل اصلى تداوم جنگ بود را انكار كند. اينكه سياست تازه ترامپ در افغانستان و در برابر طالبان موفق خواهد شد يا نه را نه اكنون بلكه حداقل بايد تا پائيز سال آينده ديد، اما تا همين جا و همين به جان هم انداختن پاكستان و هند در سرزمين و ميدان رزم افغانستان توسط كاخ سفيد چندان جاى خوشبينى نمى گذارد.  پای نوشت ها:

 ۱.استراتژی جدید ایالات متحده‌ی امریکا در قبال افغانستان: فرصت‌ها و چالش‌ها

http://۸am.af/۱۳۹۶/۰۶/۰۱/a-new-strategy-for-the-united-states-of-america-opportunities-and-challenges/.

    Guardian (۲۰/۰۸/۲۰۱۷),”Donald Trump to announce new strategy on Afghanistan in major speech2”

https://www.theguardian.com/us-news/۲۰۱۷/aug/۲۰/donald-trump-to-announce-new-strategy-on-afghanistan-in-major-speech.

۳.CNBC(۲۱/۰۸/۲۰۱۷)”Trump’s new Afghanistan strategy is likely to focus on counter terrorism efforts”

https://www.cnbc.com/۲۰۱۷/۰۸/۲۱/trumps-new-afghanistan-strategy-is-likely-to-focus-on-counter-terrorism-efforts.html.

۴.Daily Mil(۲۲/۰۸/۲۰۱۷),”US strategy in Afghanistan will require more troops | Daily Mail Online”

www.dailymail.co.uk/news/article…/U-S-strategy-Afghanistan-require-troops-general.ht.

۵.Eurasian times (August ۲۲, ۲۰۱۷),”What is the New US Strategy in Afghanistan?”

https://eurasiantimes.com/us-strategy-afghanistan/.

۶. Aljazeera(۲۲ AUGUST ۲۰۱۷)”World reacts to Trump’s new strategy on Afghan war”. http://www.aljazeera.com/news/۲۰۱۷/۰۸/world-reacts-trump-strategy-afghan-war-۱۷۰۸۲۲۱۰۲۸۲۶۸۳۴.html.

 *قدرت الله بهبودی نژاد – دانشجوی دکترا در هندوستان

      

موسسه اس اند پی، رتبه اعتباری چین و هنگ کنگ را کاهش داد

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از بولتن نیوز، اس‌اندپی اعلام کرد رتبه چین را کاهش داده است، چرا که همچنان رشد اعتباری این کشور خیلی سریع است. اس‌اندپی رتبه هنگ‌کنگ را هم به دنبال کاهش رتبه چین، به AA+ کاهش داد.

در واکنش به این اقدام، وزارت مالی چین هم روز جمعه اعلام کرد تصمیم سازمان رتبه‌دهی جهانی اس‌اندپی برای کاهش رتبه اعتباری صندوق ذخیره ارزی این کشور تصمیمی اشتباه بوده است که اصول اقتصادی و پتانسیل توسعه دومین اقتصاد بزرگ جهان را نادیده گرفته است.

وزارت مالی چین در این بیانیه گفته است که این کشور می‌تواند رشد اعتباری مناسبی را حفظ کند. همچنین در این بیانیه آمده است که تلاش‌های اخیر دولت برای کاهش ریسک‌های مالی، پایداری سیستم مالی چین و توانایی آن برای پشتیبانی از اقتصاد واقعی این کشور را تضمین می‌کند.

اس‌اندپی در روز جمعه اعلام کرد که تلاش‌های چین برای کاهش ریسک‌های ناشی از رشد سریع بدهی این کشور، با سرعتی که انتظار می‌رفت پاسخ نداده است و رشد اعتباری چین همچنان بسیار است. این بیانیه یک روز پس از آن اعلام شد که اس‌اندپی رتبه اعتباری صندوق ذخیره ارزی چین را کاهش داده بود.

درحالی‌که اس‌اندپی ماه‌ها پیش هشدار داده بود که احتمال کاهش رتبه چین وجود دارد، این سازمان در بیانیه خود اعلام کرد که تصمیم گرفته است این کار را پس از گرفتن این نتیجه که فعالیت‌های ریسک‌زدایی چین که در اوایل امسال انجام شده است، نسبت به آنچه پیشتر انتظار می‌رفت، تاثیر کمتری بر رشد اعتباری چین داشته است، انجام دهد.

کیم انگ تان، مدیر ارشد رتبه دهی ذخایر ارزی اس‌اندپی، در کنفرانس تلفنی در مورد رتبه چین به A+ از AA- گفت: علی‌رغم این حقیقت که دولت چین تلاش زیادی برای انجام یک سیاست‌گذاری کاهش بدهی به کار برده است، ما همچنان شاهد آن هستیم که بدهی کلی در بخش شرکت‌های تعاونی در رقم ۹ درصد باقی مانده است.

او ادامه داد: درحال حاضر ما به این نتیجه رسیده‌ایم که درحالی‌که انتظار داریم در چند سال آینده سطح بدهی کاهش پیدا کند، این کاهش بدهی از آن‌چه قبلا و در اوایل امسال تصور می‌کردیم بسیار تدریجی‌تر خواهد بود.

به دنبال کاهش رتبه چین، روز جمعه، اس‌اندپی رتبه اعتباری بلندمدت هنگ‌کنگ را هم از AAA به AA+کاهش داد. این سازمان اعلام کرد: ما شاهد ارتباط بسیار قدرتمندی در سطح سازمانی و سیاسی بین چین و منطقه اداری ویژه هنگ‌کنگ هستیم.

اس‌اندپی در بیانیه خود گفت: به دنبال کاهش رتبه اعتباری صندوق ذخیره ارزی چین ما رتبه اعتباری هنگ‌کنگ را هم کاهش می‌دهیم تا نشان دهیم سرریز احتمالی ریسک‌های چین در منطقه اداری ویژه بیش از آن‌چه قبلا انتظار داشتیم اختلال ایجاد خواهد کرد.

روز جمعه اس‌اندپی چشم‌انداز هنگ‌کنگ را از پایدار به منفی تغییر داد.

فرهنگ ترس، ترامپ و شکست سیستماتیک عقلانیت!

شکست سیستمیک عقلانیت فرادید| روند مصاحبه گرفتن از ادوارد اسنودن، مسیری طولانی دارد. برای اشپیگل، این روند از یک سال پیش شروع شد، و در این مدت مکاتبات متعددی با وکلای او در نیویورک و برلین صورت پذیرفت. سرانجام تمام این‌ها منجر به این شد که چهارشنبه دو هفته پیش در سوئیت هتلی در مسکو که مشرف به میدان سرخ بود، او را ملاقات کنیم.

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از فرادید به نقل از اشپیگل، کارمند ۳۴ ساله پیشین اطلاعات آمریکا، که سامانه مراقبت در سطح جهانی توسط آژانس امنیت ملی آمریکا (ان اس ای) را فاش نموده بود، جایی در پایتخت روسیه زندگی می‌کند. از زمانیکه او به این افشاگری‌ها دست زده است، دولت آمریکا (کشور زادگاهش) از او با عنوان یک دشمن یاد می‌کند. در این مدت، او به نمادی از مدافعین آزادی‌های مدنی و همچنین مردی فراری تبدیل گشته است. در این حین، مشکلات گرفتن مصاحبه با اسنودن سخت‌تر نیز شد، زمانیکه او به علت سرماخوردگی مصاحبه را به تعویق انداخت. سرانجام، اسنودن در مصاحبه حاضر شد – در حالیکه بسیار فروتن به نظر می‌رسید و به طرز عجیب و غریبی در مصاحبه خوش بین می نمود، مصاحبه‌ای که بیش از ۳ ساعت به طول انجامید.  قسمت اول مصاحبه
آژانس‌های اطلاعاتی چطور سوژه خود را رصد می‌کنند؟
 قسمت دوم
 اشپیگل: حتی اگر گستره آژانس‌های اطلاعاتی در آینده محدود شود، کماکان مردم، قسمت اعظمی از اطلاعات شخصی خود را به صورت رایگان در اختیار بعضی از شرکت‌های خصوصی مانند فیس بوک، گوگل، یوتیوب، و اینستاگرام می‌گذارند. آیا ما نباید این مساله را قبول کنیم که وارد زمانه شفافیت کامل اطلاعات شده ایم؟

اسنودن: من بصورت ماهانه در دانشگاه‌ها صحبت می‌کنم و بر این تصور هستم که نسل جوان در واقع بیشتر از نسل قدیم به بحث حریم خصوصی اهمیت می‌دهند. تن‌ها به این دلیل که آن‌ها به طور مداوم، اطلاعات را به خواست خود به اشتراک می‌گذارند.

اشپیگل: با این وجود، داده‌های بی شماری وجود دارند که در این شرکت‌ها فشرده سازی می‌شوند و قابل استفاده و همچنین سوء استفاده هستند.

اسنودن: حق با شماست، بدون اینکه تا به حال بحثی در این خصوص شده باشد، ما تصمیم گرفته ایم که این دنیای غول پیکر از شرکت‌های واسط، قادر باشند که تاریخچه و سوابق کاملی از فعالیت‌های خصوصی ما را تصاحب کنند. همزمان، ما شاهد پل ارتباطی نوینی میان قدرت و سیاست هستیم، جایی که چهره‌های سردمدار اقتصادی به ایراد سخنرانی درباره موضوعاتی مانند اقتصاد و برنامه‌های شغلی و نظام آموزشی می‌پردازند – موضوعاتی که تا پیش از این، سیاستمداران به آن می‌پرداختند.

اشپیگل: آیا همکاری مقامات رسمی و شرکت‌ها با یکدیگر در قبال جرایم جنگی، تروریسم، یا نفرت پراکنی برای شما قابل قبول است؟

اسنودن: هیچ گاه یک شرکت، نباید وظایف یک حکومت را انجام دهد. اهداف آن‌ها کاملا از یکدیگر متفاوت هستند، و زمانیکه شما از حد و مرز خود عبور کنید، عواقب ناخواسته ایجاد می‌شوند که هزینه‌های پیش بینی نشده‌ای در پی دارند. البته، شرکت‌ها می‌توانند به حکومت در تحقیقات تروریستی یاری رسانند. اما برای دیدن اطلاعت ثبت شده شرکت ها، آن‌ها بهتر است که یک قاضی را متقاعد کنند. به عقیده من، اینجا جایی است که خیلی خطرناک می‌شود، زمانیکه ما می‌گوییم: گوگل، تو در حال حاضر کلانتر اینترنت هستی. تو تصمیم می‌گیری که قانون چیست.

اشپیگل: که خیلی هم دور از واقعیت نیست.

اسنودن: و در دوره بعدی، ما شاهد خواهیم بود که موسس و مدیرعامل فیس بوک برای ریاست جمهوری آمریکا خیز برداشته است. آیا می‌خواهیم شرکتی که دارنده بزرگترین شبکه اجتماعی بر روی زمین است و جاه طلبی‌های سیاسی روشنی دارد، تصمیم بگیرد که کدام سخنرانی‌های سیاسی مجاز هستند و کدام غیر مجاز؟

اشپیگل: از جاه طلبی‌های سیاسی صحبت کردید: آیا توضیحی برای دخالت رو به افزایش سازمان‌های اطلاعاتی در انتخابات دموکراتیک دارید؟

اسنودن: به عقیده من این مساله همیشه بوده است. اما مساله‌ای که امروزه قابل توجه است، نمایان شدن بیشتر این مداخلات است. بطور نمونه ما از طریق اسناد غیر طبقه بندی شده (اسنادی که از حالت محرمانه خارج شده اند) می‌دانیم که آمریکا در قرن گذشته در انتخابات زیادی دخالت کرده است. هر حکومتی که دارای سازمان اطلاعاتی باشد سعی در انجام کاری مشابه دارد. در حقیقت اگر حکومت آلمان از این داستان مستثنی باشد، من بسیار شگفت زده می‌شوم. احتمالا کمی ملایم‌تر و به شکلی مودبانه تر، اما فکر می‌کنم که شما مشخصا در حال اشاره به موضوع روسیه هستید. اینطور نیست؟

اشپیگل: چطور حدس زدید؟

اسنودن: خیلی سخت نبود. در حال حاضر انگشت اشاره همه رو به روس هاست.

اشپیگل: به درستی؟

اسنودن: نمی‌دانم. شاید آن‌ها سامانه‌های هیلاری کلینتون از حزب دموکرات را هک کرده باشند، اما ما می‌بایست که این‌ها را ثابت کنیم. در پرونده هک کردن شرکت سونی، اف بی آی از اسنادی پرده برداشت که نشان می‌دادند کره شمالی در پشت پرده ماجرا بوده است. حال در پرونده کلینتون، آن‌ها چنین کاری انجام ندادند، گرچه من متقاعد شده ام که آن‌ها اسنادی در دست دارند. سوال این است که چرا؟

اشپیگل: آیا شما پاسخی دارید؟

اسنودن: فکر می‌کنم که ان اس‌ای دقیقا شاهد بود که این مزاحمان چه کسانی هستند. چرا نباید شاهد باشند؟ اما من به این مساله نیز متقاعد شده ام که آن‌ها (ان اس ای) شاهد مهاجمان دیگری به آنجا نیز بوده اند. احتمالا شش یا هفت گروه بوده اند. کمیته ملی دموکرات، هدف بزرگی شمرده می‌شود و این طور که پیداست از امنیت خوبی نیز برخوردار نیستند. دی ان سی (کمیته ملی دموکرات) از واگذاری این سرور‌ها (سرورهای مورد حمله واقع شده) به اف بی آی خودداری کرد که این خیلی عجیب است. بنابراین فکر می‌کنم که در واقعیت، داستان پردازی‌های زیادی درباره روس‌ها صورت گرفته است.

اشپیگل: آیا راهی وجود دارد که بطور قطع نشان دهد که چه کسی سامانه را هک کرده است؟ ظاهرا خیلی آسان به نظر می‌رسد که با دستکاری تاریخ و ساعت، از سرورهای مشخصی استفاده کرده و یک عملیات پرچم دروغین (false flag operation) را اجرا نمایید.

اسنودن: مسائل مربوط به پرچم دروغین درست است – می‌دانم که چگونه کار می‌کنند. در پرونده چین با آن سر و کار داشتم. آن‌ها مظنونین همیشگی بودند، در آن زمان هیچ کس از روس‌ها صحبت نمی‌کرد. چین نیز به آن شکل، خیلی به مخفی کردن مسیرهایش اهمیتی نمی‌داد. آن‌ها می‌توانستند پنجره را بشکنند، هر چیزی که می‌خواهند بردارند، و خوشحال و خندان پا به فرار بگذارند. اما با این حال، آن‌ها هیچ گاه از داخل خاک چین حمله‌ای انجام ندادند. آن‌ها از یک سرور در ایتالیا، آفریقا یا آفریقای جنوبی استفاده می‌کردند. اما شما می‌توانید که این رد پا را دنبال کنید – شعبده بازی نیست.

اشپیگل: شما، خودتان در جریان هستید که افراد بسیار تاثیرگذاری – حتی مقامات بلند پایه حکومت آلمان – وجود دارند که سعی دارند رابطه شما با روس‌ها را نزدیک جلوه دهند.

اسنودن: بله، به خصوص آقای هانس آلمانی.

اشپیگل: منظور شما هانس-گئورگ ماسن، رئیس سرویس اطلاعات داخلی آلمان است. او چندین بار بطور ضمنی اشاره کرده که شما ممکن است جاسوس روسیه باشید. آیا شما جاسوس روسیه هستید؟

اسنودن: نه، من نیستم. او حتی اینقدر شهامت ندارد که بگوید: “به عقیده من این شخص، جاسوس است. ” در عوض می‌گوید: “نمی توان ثابت کرد که آقای اسنودن عامل روسیه هست یا نیست. ” شما این جمله را دقیقا درباره هر کسی می‌توانید بیان کنید. من فکر می‌کنم و امیدوارم که ما در یک جامعه باز، از روزهایی که سازمان‌های پلیس مخفی، اساسا منتقدان خود را محکوم می‌کنند، گذر کنیم. من حتی در این مورد عصبانی هم نشدم. فقط مایوس شدم.

اشپیگل: با این حال، بسیاری از مردم، همچنین در آلمان، با خود فکر می‌کنند که چه امتیازاتی را شما به روس‌ها داده اید تا بتوانید مهمان آن‌ها شوید.

اسنودن: خوشحالم که این سوال را کردید، زیرا منطقی به نظر می‌رسد که با خود بگویند، “او در روسیه است، پس حتما باید کارهایی به نفع آن‌ها انجام دهد یا چیزهایی را واگذار نماید. ” درست است؟ اما زمانیکه شروع به نگاه کردن به آن می‌کنید، متوجه می‌شوید که اینطور نیست. من هیچ سندی در دست ندارم و همینطور به هیچ سندی هم دسترسی ندارم. خبرنگاران سند‌ها را دارند و به همین دلیل است که چینی‌ها و روس‌ها نمی‌توانند مرا تهدید کنند. من نمی‌توانم به آن‌ها کمکی کنم، حتی اگر ناخن‌های انگشتانم را بکشند.

اشپیگل: کماکان برای بسیاری تصور اینکه روس‌ها برای شما این شرایط را مهیا کرده اند، دشوار است.

اسنودن: می‌دانم، اگر شما بگویید: پوتین، همان انسان دوست بزرگ، به اسنودن اجازه داد که بطور رایگان وارد روسیه شود. هیچ کسی باور نمی‌کند، حتما باید در این میان معامله‌ای وجود داشته باشد، یک بگیر و بستان. اما آن‌ها درک نمی‌کنند. اگر یکبار دیگر به آن فکر کنید: من سعی داشتم که به آمریکای جنوبی بروم، اما حکومت آمریکا گذرنامه مرا باطل کرد و مرا در فرودگاه روسیه گیر انداخت. رئیس جمهور آمریکا هر روز با ارسال پیام هایی به طرف روسی، خواستار استرداد من به آمریکا می‌شد. در رابطه با وضعیت سیاسی داخلی روسیه فکر کنید. تصویری که پوتین از خود ساخته، تصویری که مردم روسیه از او دارند، و اینکه چه صورتی داشت اگر رئیس جمهور روسیه می‌گفت: “بله، ما خیلی متاسفیم – که این پسر اینجاست. ” و شاید یک توضیح ساده تری در این مورد وجود داشته باشد، که حکومت روسیه تن‌ها از فرصت نادر پیش آمده که توانایی “نه” گفتن را برای آن‌ها فراهم ساخته، لذت می‌برد. تراژدی واقعی اینجاست که من از آلمان، فرانسه، و ۲۱ کشور مختلف تقاضای پناهندگی کردم؛ و پس از آنکه تمام این کشور‌ها به تقاضای من “نه” گفتند، سرانجام روس‌ها به من “بله” گفتند. به نظر می‌رسد که آن‌ها حتی نمی‌خواستند که “بله” بگویند، و من قطعا نمی‌خواستم.

اشپیگل: مایک پامپیو، رئیس جدید سی آی ای، ویکیلیکس – که وکلایش به شما نیز کمک کردند – را متهم کرده که صدای روس‌ها است. آیا این موضوع چهره شما را نیز خدشه دار می‌کند؟

اسنودن: ابتدا، بهتر است که در رابطه با اتهامات منصف باشیم. من باور نمی‌کنم که حکومت آمریکا یا فردی از سازمان اطلاعات، مستقیما جولیان آسانژ یا ویکیلیکس را متهم کرده باشد که بطور مستقیم برای حکومت روسیه کار می‌کنند. اتهامی که می‌توانم آنرا درک کنم این است که از آن‌ها (جولیان آسانژ یا ویکیلیکس) به عنوان ابزاری جهت برملا کردن اسنادی که توسط حکومت روسیه به سرقت رفته بودند، استفاده شده است (wash documents)؛ و البته این یک نگرانی است. من فکر نمی‌کنم که این موضوع به طور مستقیم بر روی من تاثیر داشته باشد، زیرا من ویکیلیکس نیستم و در رابطه با خاستگاه اسنادی که من با آن‌ها سر و کار داشتم، هیچ جای پرسشی وجود ندارد.

اشپیگل: در حال حاضر، آن بیرون یک آمریکایی دیگر نیز وجود دارد که متهم به داشتن ارتباطی بیش از حد تنگاتنگ با پوتین است.

اسنودن: اه (خنده)

اشپیگل: رئیس جمهورتان. آیا او رئیس جمهور شماست؟

اسنودن: مساله‌ای که من را درگیر خود کرده، این است که نیمی از رای دهندگان آمریکایی فکر می‌کردند که دونالد ترامپ بهترین فرد در میان ماست؛ و فکر می‌کنم که همه ما برای دهه‌ها با این موضوع درگیر خواهیم بود.

اشپیگل: شاید او که بطور تصادفی به سرویس‌های امنیتی آمریکا ضربه می‌زند، به نفع شما عمل کند.

اسنودن: فکر نمی‌کنم که یک رئیس جمهور به تنهایی قابلیت این را داشته باشد که به سرویس‌های اطلاعاتی ضربه بزند. این گروه‌ها در کنگره، رسانه، فرهنگ، و هالیوود به خوبی خود را به نمایش می‌گذارند. بعضی از آن با عنوان دولت عمیق (دولت پنهان) یاد می‌کنند، اما این موضوع قبل از ترامپ نیز وجود داشت. دونالد ترامپ با دولت عمیق هیچ کاری نمی‌تواند بکند. دونالد ترامپ حتی نمی‌داند که دولت عمیق چیست. دولت عمیق، بخشی از مقامات رسمی حکومت هستند که با تغییر دولت ها، جایگاه آن‌ها هیچ گاه متزلزل نمی‌شود.

اشپیگل: آیا این یک تئوری توطئه دیگر نیست؟

اسنودن:‌ ای کاش بود. نگاهی به انتخابات باراک اوباما بیندازید، کسی که با هر ارزیابی در آن زمان، مردم از او به عنوان یک مرد واقعی یاد می‌کردند که به دنبال ایجاد اصلاحاتی مبنی بر بستن گوانتانامو، پایان بخشیدن به مراقبت‌های گسترده در آن زمان، تحقیق درباره جرم‌های مرتکب شده در دوره ریاست جمهوری بوش، و بسیاری کارهای دیگر بود؛ و در طی ۱۰۰ روز ابتدایی که بر صندلی ریاست جمهوری نشسته بود، به کلی از مسیر قول هایی که داده بود، خارج شد و گفت، ما قصد نداریم به عقب برگردیم، بلکه رو به جلو حرکت خواهیم کرد. دولت عمیق متوجه است که شاید نتواند رئیس جمهور را انتخاب کند، اما می‌تواند او را به سرعت در قالب فرم دلخواه اش شکل دهد – و این دقیقا به همان صورتی است که آن‌ها ما را نیز در قالب‌های دلخواه خود شکل می‌دهند.
  |فرهنگ ترسترور، نمونه‌ای است ایده آل برای رشد فرهنگ ترس. جامعه اطلاعاتی با استفاده از آن سعی در ایجاد رویکرد‌های نوینی در رابطه با مراقبت‌های گسترده دارد؛ و غم انگیزترین بخش ماجرا این است که در نهایت خود این فرآیند است که دست به ترور می‌زند. این مساله به صورت سیستمایک در می‌آید و منجر به جایی که ما امروز هستیم می‌شود. چگونه یک شخص می‌تواند دونالد ترامپ را به غیر از شکست سیستماتیک عقلانیت توضیح دهد؟
اشپیگل: که معنی آن؟

اسنودن: ترس است. فکر می‌کنید که چرا تمام قوانین تروریسم بدون هیچ گونه بحث معنی داری به تصویب رسیده اند؟ چرا ما بی نهایت وضعیت اضطراری داریم، حتی در کشورهایی لیبرال مانند فرانسه؟ فکر می‌کنم که شما شاهد بازتاب این مساله در آلمان نیز باشید، که به عقیده من بطور کلی، تاریخ نشان داده که علاقه کمتری به سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی دارند. اما تحقیق و تفحص از ان اس ای، به شکل عمقی به بحث مراقبت‌های گسترده نپرداخت. با وجود این واقعیت که شواهد ماجرا عینا در همه جا وجود داشتند و نادیده گرفتن آن‌ها غیر ممکن بودند، اکثریت احزاب وانمود می‌کردند که قادر به تایید مساله نیستند. آن‌ها حتی به خودشان زحمت ندادند که به حرف‌های من گوش کنند. تمامی این‌ها حاکی از آن هستند که سرویس‌های اطلاعاتی از طریق تهدید‌های ضمنی تاثیر خود را می‌گذارند. آن‌ها موثرند، آن‌ها مجاب کننده اند. آن‌ها سیاست نوینی از ترس را به وجود آورده اند. هر گاه یکی از سیاست‌های آن‌ها مورد تهدید واقع شود، آن‌ها رسانه‌ها و مردم را پر می‌کنند از خطراتی که ما بایستی از آن‌ها هراس داشته باشیم. به عنوان یک جامعه، ما ترور شده ایم.

اشپیگل: اما فکر نمی‌کنید که دلیلی برای ترس از تروریسم وجود دارد؟

اسنودن: قطعا وجود دارد. تروریسم یک مشکل واقعی است. اما زمانیکه به آمار تلفات تروریسم در کشورهایی که مانند عراق و افغانستان درگیر جنگ نیستند نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که بسیار کمتر از آمار تلفات مثلا حوادث رانندگی یا حملات قلبی است. حتی اگر هر ساله شاهد یک ۱۱ سپتامبر در آمریکا باشیم، کماکان خطر تروریسم در مقایسه با بسیاری موارد دیگر کمتر است.

اشپیگل: این‌ها واقعا قابل مقایسه نیستند.

اسنودن: تمام آن چیزی که می‌خواهم بگویم این است که ترور، نمونه‌ای است ایده آل برای رشد فرهنگ ترس. جامعه اطلاعاتی با استفاده از آن سعی در ایجاد رویکرد‌های نوینی در رابطه با مراقبت‌های گسترده دارد؛ و غم انگیزترین بخش ماجرا این است که در نهایت خود این فرآیند است که دست به ترور می‌زند. این مساله به صورت سیستمایک در می‌آید و منجر به جایی که ما امروز هستیم می‌شود. چگونه یک شخص می‌تواند دونالد ترامپ را به غیر از شکست سیستماتیک عقلانیت توضیح دهد؟ ما شاهد اتفاق هایی هستیم که در مجارستان و لهستان رخ می‌دهند، یعنی کشورهایی که رهبران اقتدارگرا تری دارند. به عقیده من این یک فضای جدیدی از ترس است و تغییر ناپذیر است، مگر زمانیکه ما به عنوان مردم، یاد بگیریم که گونه جدیدی از کیمیاگری را به اجرا درآوریم و ترس را به هنگام عرضه اش، تشخیص دهیم. ما نیاز داریم که یاد بگیرم که ترس را بخوریم، و آنرا به انرژی تبدیل کنیم؛ انرژی‌ای که بتواند در بهتر شدن جامعه مورد استفاده قرار گیرد به جای اینکه به ترور پرداخته و جامعه را تضعیف کند. اما حتی اوباما هم نتوانست آنرا انجام دهد.

اشپیگل: اوباما حداقل چلسی منینگ را مورد عفو قرار داد، یعنی همان افشاگری که اسناد آمریکا، شامل کابل‌های سیاسی (diplomatic cables)، را در اختیار ویکیلیکس قرار داد.

اسنودن: و من برای اینکار او را تحسین می‌کنم.

اشپیگل: آیا شما نیز امید به بخششی مشابه دارید؟

اسنودن: من فکر نمی‌کنم که احتمال این اتفاق وجود داشته است. اوباما شخصا از افشاگری‌های صورت گرفته، عصبانی شده بود، زیرا او از جمله افرادی بود که این اتهامات متوجه او نیز می‌شدند. او این مساله را به عنوان حمله به خود و میراثش تلقی کرد، هر چند که این واقعا غم انگیز است.

اشپیگل: آیا شما هنوز امیدوارید که روزی بتوانید به آمریکا برگردید؟

اسنودن: بله، قطعا. من نمی‌خواهم در مورد میزان احتمال آن صحبت کنم، اما همانطور که شما پیشتر اشاره کردید، با گذشت هر سال، کمتر و کمتر از اتهامات علیه من می‌شنوید؛ و فکر می‌کنم که این به معنای وجود امید نسبت به آینده است، حتی برای من.

اشپیگل: در حال حاضر، وضعیت قانونی شما در روسیه چیست؟

اسنودن: من به صورت قانونی، اقامت دائم دارم – اساسا چیزی شبیه کارت سبز در آمریکا. اما پناهندگی نیست و تقریبا هر سه سال تمدید می‌شود (به دفعات نامتناهی می‌تواند تمدید شود)، اما به لحاظ فنی تضمین شده نیست. من در توییتر و در اظهاراتم، نسبت به حکومت روسیه بسیار منتقد بوده ام، و احتمالا این کار دوستان زیادی به دور من جمع نمی‌کند. تا به الان، آن‌ها مرا اذیت نکرده اند، اما هیچ کس نمی‌داند که در آینده چه اتفاقاتی خواهند افتاد.

اشپیگل: در مستند شهروند چهار ملیتی (Citizenfour)، ما شاهد صحنه زیبایی از شما به همراه نامزدتان به هنگام آشپزی بودیم. می‌توانیم این سوال را بپرسیم که آیا زندگی شما در حال حاضر به این گونه است؟

اسنودن: بله، او هنوز با من است.

اشپیگل: اوقات خود را چگونه می‌گذرانید؟

اسنودن: من خیلی به مسافرت می‌روم. در این مدت، به سن پترزبورگ سفر کرده ام. هر از گاهی، پدر و مادرم به دیدارم می‌آیند.

اشپیگل: چگونه خرج زندگی خود را تامین می‌کنید؟

اسنودن: به سخنرانی می‌پردازم – بیشتر در دانشگاه‌های آمریکا از طریق تماس ویدئویی. من بصورت رایگان، کارهای بسیاری برای بنیاد آزادی مطبوعات انجام می‌دهم. من به عنوان رئیس هیئت مدیره این بنیاد انتخاب شده ام.

اشپیگل: این طور که پیداست بحث مراقبت، موضوعی است که برای همیشه گریبان شما را گرفته است.

اسنودن: زندگی من کار فناوری است. من یک مهندس هستم، یک سیاستمدار نیستم. پس سخنرانی‌های عمومی یا مصاحبه هایی مانند این مصاحبه، برای من دشوار هستند. این‌ها خارج از محدوده آسایش من هستند.

اشپیگل: آیا شما از لحظه‌ای که از مرکز توجهات مردم خارج شوید، هراس دارید؟

اسنودن: نه! مشتاقانه استقبال خواهم کرد!

اشپیگل: در مرکز توجه بودن به مانند مواد مخدر است.

اسنودن: بله، برای برخی از شخصیت ها. اما برای من؟ شما باید متوجه این مساله شده باشید که زندگی من عینا بر مبنای عشق به حریم خصوصی تبیین شده است. بدترین چیز در دنیا برای من این است که به یک فروشگاه مواد غذایی بروم و کسی من را بشناسد.

اشپیگل: آیا تا به حال اتفاق افتاده؟

اسنودن: همین چند روز پیش، در نگارخانه ترتیاکوف بودم و زن جوانی در آنجا حضور داشت. آن زن گفت، “تو اسنودن هستی. ” فکر می‌کنم که آن زن، آلمانی بود؛ و من گفتم، “بله”، و او یک عکس سلفی با من گرفت؛ و جالب اینجاست که او هیچ گاه آن عکس را در فضای مجازی منتشر نکرد.

اشپیگل: آقای اسنودن، بابت این مصاحبه از شما متشکریم.

منبع: اشپیگل
ترجمه: فرادید
مترجم: امیر درودیان

ساخت ایمن‌ترین نیروگاه هسته‌ای جهان

به گزارش شناخت کشور چین به نقل از بولتن نیوز، به نقل از رویترز، به گفته دانشمندان چینی راکتورهای سری AP1000 ایمن‌ترین مبدل‌های اتمی هستند که تاکنون در جهان ساخته شده اند.

راکتورهای جدید با رعایت آخرین استانداردهای موجود در صنعت انرژی هسته‌ای طراحی شده‌اند و طبق اظهارات مسئولان چینی در صورت وقوع حوادث غیر مترقبه یا توقف اضطراری، سیستم پیشرفته خنک‌کننده خودکار بدون فرمان اپراتور عملیات خنک کردن میله‌های سوخت را تا برطرف شدن وضعیت قرمز یا دستور مستقیم کارشناسان کنترل شرایط اضطراری انجام می‌دهد.

دانشمندان صنعت هسته‌ای چین با توجه به تجربیات تلخ هسته‌ای جهان مثل حادثه نیروگاه چرنوبیل در دوران قدرت شوروی سابق و حادثه فوکوشیما ایمن‌ترین راکتور هسته‌ای جهان را طراحی کردند.

طراحی راکتورهای سری AP1000 بیش از سه دهه به درازا انجامیده و در طول این مدت تقریبا تمام نواقص این نسل برطرف شده است.

کشور چین با آغاز فعالیت راکتورهای سری AP1000 در سال 2018 به یکی از پیشتازان صنعت هسته‌ای جهان تبدیل می‌شود.

 

آیین باشکوه بزرگداشت 'هفته دفاع مقدس' در پاکستان برگزار شد

همزمان با فرا رسیدن هفته دفاع مقدس، سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاکستان آیین ویژه ای به منظور گرامیدشت رشادت های مردم کشورمان و رزمندگان سال های دفاع مقدس در دفاع کشور میهن در برابر تجاوزهای دشمن در اسلام آباد پایتخت پاکستان برگزار کرد.
این آیین با شرکت جمعی از فرماندهان ارتش پاکستان، سفرا، وابستگان نظامی و دیپلمات‌های خارجی مقیم اسلام آباد، سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاکستان و مسئولان و کارکنان همه نهادهای ایرانی مقیم اسلام آباد برگزار شد.
ژنرال ‘بلال اکبر’ رئیس ستاد نیروی زمینی ارتش پاکستان مهمان ویژه این مراسم بود.
نمایندگان رسانه های مختلف پاکستان، کارشناسان و تحلیل گران برجسته پاکستانی در این مراسم باشکوه، قابل توجه بود .
مهدی هنردوست سفیر کشورمان در اسلام آباد و سردار محسن ریاضت وابسته نظامی سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاکستان در این آیین، به گرمی از میهمانان استقبال کردند.
در این آیین پس از نواخته‌شدن سرودهای ملی دو کشور ایران و پاکستان، قطعه کیک مزین به پرچم دو کشور ایران و پاکستان به نشانه دوستی دو کشور برادر و همسایه، برش داده شد.
'مهدی هنردوست' سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاکستان نیز در این آیین در گفت و گو با رسانه ها، از ایران و پاکستان به عنوان دو کشور دوست، برادر و همسایه یاد کرد.
هنردوست با تشریح مشترکات دو کشور و دو ملت تصریح کرد:ایران و پاکستان از لحاظ تاریخی و فرهنگی، یک ملت بوده و دارای مشترکات فراوان هستند.
وی بر لزوم توسعه همکاری دوجانبه در زمینه های تجاری، انرژی و گسترش صلح منطقه ای تاکید کرد و گفت: این همکاری، برای دو کشور منافع مشترک به همراه دارد.
هنردوست اضافه کرد:جمهوری اسلامی ایران منابع گازی فراوان دارد و پاکستان همچنان به عنوان یکی از مقاصد عمده ایران برای فروش گاز این کشور مطرح است.
هنردوست همچنین در خصوص طرح بزرگ ' کریدور اقتصادی چین – پاکستان (CPEC) گفت: ابتکار چین در این موضوع نه تنها باید به عنوان تجارت و کسب و کار، بلکه به عنوان عامل ' تغییر دهنده سرنوشت و آینده' کل منطقه دیده شود.
وی تصریح کرد:ایران با داشتن یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان، به عنوان یکی از ضرورت های تحقق طرح بزرگ 'کریدور اقتصادی چین – پاکستان' مطرح است.
همزمان با این مراسم، گوشه هایی از پیشرفت‌های نظامی کشورمان و رشادت‌های رزمندگان در سال های دفاع مقدس در قالب یک کلیپ تصویری برای میهمانان نمایش داده شد که مورد استقبال قرار گرفت.
سی و یکم شهریور 1359 رژیم بعثی وقت عراق با حمایت ایادی استکبار، با طرح قبلی و با هدف براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد.
صدام حسین رییس جمهور وقت عراق با ظاهر شدن در برابر دوربین‌های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر، آغاز تجاوز رژیم بعثی به خاک ایران را اعلام کرد.
برنامه های هفته دفاع مقدس از 31 شهریور آغاز شده و تا 7 مهر ماه ادامه دارد.
آساق** 6125*1723* سیدبهادر حسینی – انتشار دهنده: محمدرضا منافی

کره جنوبی نیز دو موشک بالستیک شلیک کرد

ارتش کره جنوبی اعلام کرد که دو موشک بالستیک در واکنش به آخرین اقدامات تحریک آمیز کره شمالی شلیک کرده است.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری یونهاپ کره جنوبی، ارتش کره جنوبی اعلام کرد که دو موشک بالستیک از نوع “هیون مو – 2” را در نزدیکی مرز دو کره درست شش دقیقه پس از شلیک موشکی از سوی پیونگ یانگ پرتاب کرده است.

یک مقام ستاد مشترک ارتش کره جنوبی به خبرنگاران اعلام کرد:
یکی از این موشک‌ها به طور موفقیت آمیز به هدف شبیه سازی شده در دریای شرقی اصابت کرد و موشک در آب فرود آمد.

همچنین یک مقام وزارت دفاع کره جنوبی اعلام کرد که واکنش‌های کره جنوبی تا زمان ادامه پرتاب موشکی کره شمالی ادامه خواهد داشت.

وی افزود: ارتش کره جنوبی قادر است که سریعترین تدابیر را برای دفع اقدامات کره شمالی انجام دهد.

به نوشته بیانیه صادره از سوی ستاد مشترک ارتش کره جنوبی، کره شمالی به طور کامل مسئول همه پیامدهای اقدامات تحریک آمیزش است.

کره شمالی امروز یک موشک بالستیک دیگر آزمایش کرد. پیونگ یانگ اوایل ماه جاری میلادی نیز یک بمب هیدروژنی آزمایش کرد. کارشناسان نسبت به این مساله تردید دارند که این کشور توانایی حمله با بمب هیدروژنی را داشته باشد. انفجار چنین بمبی می‌تواند خسارات جبران ناپذیری بر زیرساخت‌های منطقه برجای بگذارد.

رئیس جمهوری کره جنوبی امروز (جمعه) گفت که جدیدترین آزمایش موشکی کره شمالی که از حریم هوایی ژاپن نیز عبور کرده، تنها باعث انزوای اقتصادی و دیپلماتیک بیشتر پیونگ یانگ می‌شود.