جدیدترین اخبار سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کشور چین

چرا «نگاه به شرق» تکرار رابطه ایران با روسیه تزاری نیست؟

0

گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس – مهدی پورصفا: خاورمیانه اگرچه واژه‌ای استعماری برای توصیف موقعیت جغرافیایی منطقه آسیای جنوب غربی است، اما شاید در دهه دوم قرن بیست و یکم این منطقه واقعاً تبدیل به نقطه اتصال غرب و شرق شده است.

در این میان بدون شک ایران تکیه گاه این نقطه اتصال جهانی است. رویکرد ایران به سمت غرب یا شرق می‌تواند تاثیرات قابل توجهی بر معادلات منطقه خاورمیانه و به تبع آن تحولاتی جهانی داشته باشد. با این حال به نظر می‌رسد درمقاطع مختلف تاریخ معاصر مفهوم شرق و غرب برای ایران متفاوت بوده است. تفاوتی که عدم درک آن از سوی برخی تحلیل گران موجب ارائه جهت گیری‌های غلط می‌شود.

***

واقعیت این است که رابطه ایران و شرق در طول تاریخ همواره مسالمت آمیزتر از رابطه ایران با غرب بوده است.

بزرگ‌ترین پیوند دهنده ایران با تمدن‌های شرق جاده ابریشم بوده که از جنوب چین آغاز و به سمت غرب مغرب زمین و امپراطوری روم امتداد می‌یافته است. اگرچه شاید حمله مغولان به ایران یکی از بزرگترین استثنائات دوستی ایران و شرق قلمداد شود، اما نگاهی کوتاه به تاریخ نشان می‌دهد که بیشترین فشارها از سوی غرب به ایران تحمیل می‌شده که نمونه آن جنگ‌های هزار ساله سلسله‌های ساسانی و اشکانیان با امپراطوری روم است.

با این وجود ظهور دولت عثمانی و همچنین تغییرات بزرگی که در دنیا به دلیل انقلاب صنعتی و تفوق نظامی غرب بر دنیا ایجاد شد، عملاً مفهوم شرق بر ایران از بین رفت. هندوستان در زمان امپراطوری گورکانیان به زیر سلطه انگلستان در آمد و چین به عنوان اصلی‌ترین محور کشور شرق دور اگرچه استقلال ظاهری خود را حفظ کرد، اما مورد هجوم کشورهای غربی قرار گرفت و تبدیل به کشوری درجه دوم در دنیا شد.

به این ترتیب ایران تقریباً در محاصره غرب قرار گرفت. از سوی دیگر ایران به تدریج با فشار امپراطوری روسیه از شمال رو به رو شد. روس‌ها به دلیل ضعف داخلی ایران و تلاش برای گسترده کردن مستعمرات خود جدا کردن مناطق شمالی قفقاز و سپس ارمنستان را در دستور کار خود قراردادند که قراردادهای گلستان و ترکمنچای موفقیت روس‌ها را تضمین کرد.

از آن زمان و به تدریج روسیه به عنوان نماد قدرت شرق و انگلستان به عنوان نماد قدرت غرب در ساختار داخلی ایران شناخته شد. این روند تا سال ۱۹۰۶ و تقسیم ایران به دو منطقه تحت نفوذ روسیه و انگلستان ادامه پیدا کرد. شاید در این میان تنها چیزی که نوار فشار دو ابر قدرت را بر ایران قطع کرد، جنگ جهانی اول و انقلاب کمونیستی روسیه در سال ۱۹۱۷ بود.

با انقلاب کمونیستی ۱۹۱۷ در روسیه و سرنگونی حکومت تزارها بسیاری از امتیازات استعماری روسیه تزاری در ایران لغو شد. دلیل اصلی چنین اقدامی را می‌توان مشکلات داخلی روس‌ها دانست که علاقه‌ای به باز کردن جبهه جدیدی در ایران نداشتند.

با عقب نشینی روس‌ها در ایران زمینه برای تسلط غرب بر ایران به رهبری انگلستان در ایران فراهم شد و این فرآیند ایران را در جغرافیای سیاسی دنیا به عنوان متحد غرب مطرح کرد. اگرچه جنگ جهانی دوم و حضور نیروهای اتحادجماهیر شوروی در ایران طی جنگ جهانی دوم زمینه را برای نفوذ نیروهای حامی شوروی به عنوان نماینده قدرت شرق فراهم کرد، اما وقایع بعدی از جمله کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نبود زمینه‌های گسترش کمونیسم دست روس‌ها را از هرگونه نفوذ واقعی در ایران کوتاه کرد.

این روند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی و خروج از بلوک کشورهای هم پیمان با غرب ادامه داشت.

***

در دوران پهلوی اگرچه روابط ایران و غرب در قالب دو هم پیمان تعریف شده بود، اما شاه تلاش می‌کرد در صورت نیاز از نزدیک شدن به شوروی به عنوان ابزاری جهت تحت فشار قراردادن آمریکا استفاده کند.

این روند به خصوص پس از دهه ۵۰ میلادی که با توسعه موشک‌های بالستیک آمریکا نیاز به استقرار این جنگ افزارها در کشورهای همپیمان غرب در کنار اتحاد جماهیر شوروی از بین رفت، تشدید شد.

به عنوان مثال در دهه ۴۰ ایران که با میلی غرب در خصوص توسعه صنایع فولاد سازی روبه رو شده با انعقاد یک قرارداد تهاتر گاز با اتحاد جماهیر شوروی اقدام به خرید برخی صنایع زیر بنایی کند که نمونه آن ساخت کارخانه ذوب آهن بود.

در دهه ۵۰ نیز زمانی که آمریکا از فروش موشک بالستیک رادستون با برد ۶۰ مایل به ایران طفره رفت رژیم شاه تلاش کرد تا با بستن قراردادهای اقتصادی کلان امکان تهیه چنین تجهیزاتی را فراهم کند.

با این حال این همکاری‌های مقطعی نمی‌توانست این واقعیت را تغییر دهد که ایران کشوری در بلوک غرب است.

***

انقلاب اسلامی ایران سبب تغییرات بنیادین در منطقه خاورمیانه شد. از همان ابتدا روشن بود که ایران دیگر در بلوک غرب و همپیمان با آمریکا عمل نمی‌کند.

این روند با تصرف سفارت آمریکا در سال ۵۸ به صورت قطعی عملی شد و هرگونه رابطه بین ایران و غرب قطع شد. در این میان اتحاد جماهیر شوروی نیز وضعیت چندان درخشانی نداشت.

ایران سیاست نه شرقی نه غربی را به صورت یک اصل در حوزه روابط خارجی خود قرار داد و علی‌رغم آزادی ابتدایی کمونیست‌ها در ایران به سرعت به دلیل نزدیکی به شوروی مورد ظن جاسوسی قرار گرفتند.

در کنار این ماهیت اسلامی حکومت ایران با وجود ده‌ها میلیون مسلمان در جمهوری‌های آسیای میانه اتحاد جماهیر شوروی تهدیدی علیه ایدئولوژی شوروی به شمار می‌رفت. شاید روشن‌ترین مصداق این اختلاف کمک‌های بی‌شائبه ایران به مجاهدین افغان در نبرد علیه نیروهای شوروی بود.

شوروی تلاش کرد با فروش جدیدترین تسلیحات به رژیم بعثی عراق در جنگ با ایران، جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد، اما سیاست ایران تا لحظه خروج آخرین سرباز شوروی از افغانستان تغییری نکرد.

تنها در اواخر حکومت شوروی بود که روابط دو کشور بهبود یافت و به امضای چندین قرارداد از جمله فروش یک قرارداد ده میلیارد دلاری سلاح منجر شد. با این حال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فرصتی برای توسعه روابط بین دو کشور باقی نگذاشت.

***

تحولات دهه نود میلادی از جمله فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و خیزش اقتصادی دوباره شرق به رهبری چین به تدریج مفهوم در دنیای امروز را به آن چه که ما می‌بینیم نزدیک کرد.

اتحاد جماهیر شوروی با فروپاشی خود به ۱۵ جمهوری جداگانه تبدیل شد که فدراسیون روسیه یکی از این جمهوری‌ها بود.

روسیه‌ای که دیگر نه اقتدار و سایه اتحاد جماهیر شوروی را داشت و نه ساختار موجود در دنیا اجازه رفتارهایی همانند کشورگشایی‌های دوران تزار را می‌داد. در کنار این مشکلات وسیع اقتصادی در روسیه عملاً این کشور را در ساختار اقتصادی دنیا به کشوری درجه دو تبدیل کرده بود.

در این میان اتفاقات جدی‌تر در شرق دور در جریان بود. کشوری همانند چین که در ابتدا با انقلاب کمونیستی در سال ۱۹۴۹ توانسته بود، اقتدار حاکمیت مرکزی خود را احیا کند در حال تبدیل شدن به یک قطب اقتصادی بود.

این روند در سال ۱۹۷۹ و با اصلاحات اقتصادی از سوی «دنگ شیائو پینگ» آغاز و در دهه ۹۰ اوج گرفت. هند نیز در سال اواخر دهه ۸۰ و با اصلاحات وسیع اقتصادی در مسیر رشد اقتصادی حرکت می‌کرد.

اگرچه نمی‌توان از اراده غرب و به خصوص آمریکا در آغاز چنین روندی چشم پوشی کرد، اما به تدریج رشد اقتصادی چین و منطقه شرق دور به همراه هند، کره جنوبی و «آسه‌آن» یک بلوک جدید اقتصادی را در دنیا ایجاد کرد که به سمت ساختار سازی‌های جدید در عرصه بین الملل حرکت می‌کرد.

***

ایران اگرچه بعد از جنگ به دلیل نیاز به منابع مالی و تکنولوژی پیشرفته برای بازسازی خسارت‌های ۸ سال جنگ تحمیلی به غرب و به خصوص اروپا رفت، اما از اهمیت شرق و به خصوص چین در معادلات مهم بین المللی غافل نبود.

شاید آشکارترین نکته برای ایران این بود که تنها فدراسیون روسیه حاضر به تکمیل نیروگاه نیمه کار بوشهر شد و چین نیز تنها کشوری بود که تکنولوژی اولیه برای توسعه برنامه غنی‌سازی هسته‌ای را در اختیار ایران گذاشت.

در کنار این چین و روسیه تنها کشورهایی بودند که اقدام به فروش تسلیحات و تکنولوژی نظامی به ایران کردند. کما این که روسیه تنها کشوری بود که جنگنده‌های میگ ۲۹ و سوخو ۲۴ و همچنین زیر دریایی‌های سنگین را در اختیار ایران قرار داد و چین به عنوان مهم‌ترین منبع برای توسعه برنامه موشکی ایران عمل می‌کرد.

این در شرایطی بود که آمریکا تمام تلاش خود برای هدف قرار دادن ایران در تمامی حوزه‌ها آغاز کرده بود. با وجود تمامی این تحولات ایران هنوز جدی‌ترین نگاه را به سمت غرب داشت.

به خصوص این که در آغاز دولت اصلاحات در ایران سیگنال‌های روشنی از بهبود روابط ایران و غرب حکایت می‌کرد. در کنار این کشورهای بلوک غرب به خصوص اروپا و ژاپن هنوز اصلی‌ترین خریدار نفت ایران محسوب می‌شدند و ایران برای ادامه فعالیت اقتصادی خود چاره‌ چندانی جز تکیه بر این کشورها نداشت.

***

در دهه اول قرن بیستم تحولات بین المللی به سمتی رفت که عملاً زمینه برای نگاه جدی‌تر ایران به سمت شرق را فراهم کرد.

با به قدرت رسیدن جورج بوش پسر و واقعه یازدهم سپتامبر نگاه نظامی آمریکا به منطقه خاورمیانه اوج گرفت. نقطه اوج این راهبرد حمله نظامی به عراق و افغانستان در فاصله کمتر از دو سال بود.

همچنین ایران از سوی جورج بوش در محور شرارت قرار گرفت و احتمال حمله نظامی به ایران شدت گرفت. طبیعی بود که ایران در چنین شرایطی نمی‌توانست، همچنان به دنبال نگاه به غرب باشد.

اگرچه در پرونده هسته‌ای ایران، جمهوری اسلامی باز هم اروپا را برای مذاکره انتخاب کرد اما اتفاقات سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۰۵ نشان داد که اروپا و آمریکا از یک نگاه مشترک در قابل ایران برخوردار هستند.

تحول دیگری که ایران را در نگاه جدی‌تر به شرق رغب کرد، سرعت گرفتن تحولات اقتصادی در روسیه و چین بود. با ادامه رشد اقتصادی در چین این کشور از سال ۱۹۹۹ به وارد کننده نفت تبدیل شود.

به این ترتیب ایران توانست به تدریج مشتریانی جدی در خارج از کشورهای بلوک غرب برای خود بیابد. هند نیز در کنار چین خریدهای نفتی خود را از ایران افزایش یافت و تا سال ۲۰۰۵ سهم چین و هند در خرید نفت ایران به تنهایی به یک میلیون بشکه رسید.

به نظر می‌آمد شرایط و تحولات به نحوی پیش رفته است که ایران برای اولین بار بتواند با حفظ استقلال خود به یک هم پیمانی مؤثر با شرق دست یابد. به این ترتیب بود که به تدریج نگاه به شرق در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار گرفت که اولین نشانه آن حضور چین و روسیه در بین مذاکره کنندگان هسته‌ای بود.

با این حال به نظر می‌آمد این نگاه همچنان از بلوغ فاصله فراوانی دارد.

ادامه دارد…

Leave A Reply

Your email address will not be published.